تبليغاتX
گونئی تورکوستان

گونئی تورکوستان

تورک میلتی

بیانیه کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان بیانیه کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان

http://www.bati-azerbaycan.blogsky.com/ =خبر قایناغی

بیانیه کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان

در رابطه با نتایج انتخابات دور هشتم مجلس شورای اسلامی در شهر های غرب آذربایجان

 

ملت آگاه آذربایجان

فعالین حرکت ملی

 

24 اسفند، انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی را با فراز و نشیب های فراوان پشت سر گذاردیم. مطمئنا هر وجدان آگاهی باور دارد که انتخابات در نظام جمهوری اسلامی ایران و شیوه های اجرایی آن با معیار های یک انتخابات آزاد فرسنگ ها فاصله دارد. در حکومت جمهوری اسلامی ایران انتخابات نه به عنوان مشارکت افراد بر سرنوشت سیاسی خود بلکه به عنوان ابزار تثبیت و نمایش قدرت نظام مورد بهره برداری قرار می گیرد. آمار پایین مشارکت مردم در انتخابات دوره های پیشین گواه از آن دارد که اقشار مختلف مردم به دلیل افزایش فشارهای فزاینده سیاسی،اجتماعی،فرهنگی و خصوصا اقتصادی رغبت چندانی به شرکت در انتخابات ندارند،در عین حال تنگ کردن عرصه برای منتقدان و رقبای سیاسی و حذف بدون دلیل آنها چشم انداز تار و کدری را مشروعیت و دمکراتیک بودن انتخابات در ایران را فراهم می سازد.

اما بعضا این انتخابات ها به عنوان پروسه ای گریز ناپذیر شرایط خاصی را پدید می آورند که لایه های از جامعه بالاجبار مجبور به مشارکت در آن می گردند. مسئله تغییر عمدی ترکیب جمعیتی و فرصت سازی شوونیسم فارس برای حامیان سیاسی گروه های تروریستی در غرب آذربایجان یکی از همان شرایط خاصه می تواند باشد. آمار پایین مشارکت ملت آذربایجان در انتخابات های گوناگون حکایت ار آن دارد که این ملت حرفی برای اعتراض داشته و به آن حد بلوغ سیاسی رسیده است که بتواند در مقابل هجمه های شوونیستی از سلاح تحریم استفاده نماید، اما وضعیت ویژه شهره های غرب آذربایجان همه ملت و فعالین حرکت ملی آذربایجان را اقناع نموده که علیرغم سوء استفاده های سیاسی نظام از پروسه انتخابات، برای مقابله با ترفند های انتخاباتی حامیان سیاسی گروه های تروریستی کرد صرفا در انتخابات مجلس شورای اسلامی و شورا های اسلامی شهر و روستا در بین گزینه های بد و بد تر، حتما گزینه بد را انتخاب کند. مردم شهرهای غرب آذربایجان با پشتیبانی معنوی مردم سایر نقاط آذربایجان و به همت فعالین حرکت ملی متفاوت تر از دوره های قبل وارد صحنه انتخابات شده و با اینکه اکثریت قریب به اتفاق نامزد های نزدیک به جریان ملی آذربایجان از سوی مراجع اجرایی و نظارتی رد صلاحیت شدند ولی با نگرش قالب در بین فعالین و مردم این بود که حتی در این وضعیت می بایست تابوی حمایت شوونیسم از حامیان سیاسی گروه های توریستی را باید شکسته شود. علیرغم موضع گیری سیاسی برخی طیف های حرکت ملی علیه این نگرش و عدم تمایل محسوس مردم غرب آذربایجان جهت مشارکت در انتخابات شاهد آن هستیم که حتی با مشارکت اندک مردم تورک غرب آذربایجان حامیان سیاسی گروه های تروریستی قادر به عرض اندام در مقابل اراده ملت نشده و شوونیسم فارس و عروسک های آذربایجانی آن مجبور به سکوت گردید. نتایج قاطع شمارش آرا در شهرهای ماکی و سلماس حامیان گروه های تروریستی را رسما زمین گیر و در شهرهای اورمیه و سولدوز نیز علیرغم گزافه گویی های گروه های تروریستی که گویا منتخب اول این شهرها از اقلیت مهاجر خواهد بود حتی با حمایت های بی دریغ جریان اصلاح طلب و بخشی از جریان اصول گرا از آنها به دور دوم کشیده شد.

در کنار این موفقیت نسبی باید اعتراف کنیم که عملکرد فعالین حرکت ملی و دلسوزان آذربایجان نیز ضعف های بسیاری داشت و شاید می توانست بهتر و بیشتر از این نیز خود را نشان دهد. متاسفانه سردی عموم مردم از انتخابات، سو استفاده حاکمیت از ترفند های ملی جهت داغ کردن تنور انتخابات و با کال تاسف و با هزاران افسوس خیمه شب بازی و منفعت طلبی مالی و شو منی های تعدادی که ظاهرا می خواهند سری جنبان در هر دو سو داشته باشند، جبهه مبارزه ملی با غده سرطانی تروریسم در غرب آذربایجان را ضعیف تر کرد.

کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان ماه ها قبل با طرح صورت مسئله تلاش کرد که با راهکارها و ابزار های ممکن زمینه نزدیکی طبف های حرکت ملی را در مورد انتخابات 24 اسفند را فراهم آورد، بدین منظور از هیچ کوشش آشکار و پنهانی فرو گذار ننمود. خوشبختانه فعالیت چندین ماه کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان منجر به اجماع حداقل بخشی از حرکت ملی آذربایجان گردید. این کمیته کوشید که ضمن رعایت اصول امنیتی و با مد نظر قرار دادن آرا طیف های متمایل به مشارکت، فعالین حرکت ملی را ترغیب به سازماندهی و حرکت منسجم بنماید. با اینکه کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان دل پر خونی از نا مهربانی ها و سو استفاده کنند گان از نام مقدس آذربایجان و معامله گران پشت پرده دارد ولی چون اعتقاد راسخ دارد که افشا و آشکار کردن معاملات پشت پرده ضربه ای مهلک به جبهه ملی مبارزه با تروریسم این مهم را به فرصت آتی موکول کرده و با اتخاذ سیاست های راهبردی تلاش کرد در حد توان مسئولیت ملی و تاریخی اش را به جا آورد.

کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان، نتایج انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی در شهرهای غربی آذربایجان را صرفا از دید مقابله با ترفند های انتخاباتی حامیان سیاسی گروه های تروریستی موفقیت آمیز ارزیابی و امیدوار است در دوره دوم رقابت انتخاباتی شهر های اورمیه و سولدوز که در اوایل 1387 برگزار خواهد شد، برای همه ثابت گردد که برگزیده شدن حامیان سیاسی گروه های تروریستی در شهرهای غرب آذربایجان نه از برای قدرت سیاسی و جمعیتی آنها بلکه به دلیل عدم مشارکت مردم تورک غرب آذربایجان و حمایت های معنوی و سیاسی شوونیسم فارس از آنها می باشد. یقینا این موفقیت در سرنوشت سیاسی و آتی غرب آذربایجان تاثیر بسیاری خواهد داشت. کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان از همه فعالین حرکت ملی آذربایجان و قاطبه ملت آذربایجان می خواهد که از هم اکنون فعالیت ها و کار های تبلیغی خود را برای خنثی کردن ترفند های انتخاباتی حامیان سیاسی گروهای تروریستی در غرب آذربایجان بر دو شهر اورمیه و سولدوز متمرکز نماید.

 

کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان

 

 

با تکثیر و پخش این بیانیه در جبهه ملی مبارزه با تروریسم در غرب آذربایجان مشارکت کنید

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت   توسط آراز بیلگین  | 

مطلب قبلی با چند مورد اضافات

پور پیرار: اعتراف هدفمند فاشیزم یا حقیقتگویی

همانطور که بسیاری از دوستان میدانند آقای ناصر پور پیرار با انتشار کتابهای متعدد و از طریق وبلاگ www.naria.blogfa.com  چند سالیست که تاریخ نگاری ایران را به چالش کشانده و تمام بافته ها و ساخته های تاریخ فارسی سازی شده ایران و تاریخ منبعث از آن در خاورمیانه را پنبه کرده است.

ولی نکته قابل توجه و تامل بر انگیز اینست که وی گناه این تاریخ سازی را حواله یهودیان میکند و عملا ملتهای خاورمیانه را در این راه بی خاصیت و منفعل نشان میدهد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت   توسط آراز بیلگین  | 

پور پیرار: اعتراف هدفمند فاشیزم یا حقیقتگویی

 

همانطور که بسیاری از دوستان میدانند آقای ناصر پور پیرار با انتشار کتابهای متعدد و از طریق وبلاگ www.naria.blogfa.com  چند سالیست که تاریخ نگاری ایران را به چالش کشانده و تمام بافته ها و ساخته های تاریخ فارسی سازی شده ایران و تاریخ منبعث از آن در خاورمیانه را پنبه کرده است.

ولی نکته قابل توجه و تامل بر انگیز اینست که وی گناه این تاریخ سازی را حواله یهودیان میکند و عملا ملتهای خاورمیانه را در این راه بی خاصیت و منفعل نشان میدهد.

از سویی واقعیات تاریخ نگاری ایران که بیشتر بر اساس منافع قومی خاص و آریایی گرایی طراحی و ارائه شده است و نیز اعمال و روند این تاریخ سازی تئوری وی مبنی بر توطئه یهودیان برای این تاریخ سازی را بشدت زیر سوال میبرد.

این در حالی است که واقعیات موجود در تاریخ سازی ایران از دوره قاجار تا حال چیزی دیگر میگوید.

این مقاله سه نکته را مورد بحث قرار خواهد داد:

1-    اعتراف  به دروغ بودن تاریخ فارسی سازی شده

2-    تلاش بای شوت کردن گناه تحریف تاریخ از زمین فارسی-اورپایی آریایی به زمین یهودیان و تبرئه فاشیزم هدایت شده فارسی. تلاش برای ارائه یک دشمن خارجی مشترک برای ملل منطقه و نجات فارسیان از انزوایی و سرکوبی که در راه است.

3-    آیا قرآن بعنوان سند آسمانی مورد باور ما مسلمین پوریم را تایید میکند؟

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم اسفند 1386ساعت   توسط آراز بیلگین  | 

ساواش بیلیمینی اؤیره نه لیم

بیزی بؤیوک فاجعه لر بکله ییر. باتی آزربایجان سورونو و قاراباغ و اوخباتان سورونلاری بیزیم گله جه ییمیزین قانلا اود آراسیندان کئچه جه یی دیر. آنجاق بونلار اولماسادا بیز بیر اولوس قوریوجوسو اولاراق بو بیلیمی اؤیره نمه لییک.آشاغیداکی لینکدن تورکجه یه چئوریلمیش کارل وون کلازویتزین کیتابین ائندیره بلرسینیز.

کارل وون کلازویتز-تورکجه

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت   توسط آراز بیلگین  | 

قاراباغدا چاتیشمالار

یئنه ده ائرمنی کافرلری وطنه سالدیرمیش. هر کس آییق ساییق اولمالی و بو قونودا خالقیمیزا    معلومات وئرمه لی. بو حادثه لری هیچ و ام هئچ قوربته سالمایالیم.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت   توسط آراز بیلگین  | 

پاسخ به شوونیسم نوین در وبلاگ پور پیرار

1جناب آقای پورپیرار!

خواهشی هر چند بیجا از شما دارم. با وجودیکه مطالب شما را برحسب ضرورت با حفظ استقلال فکری و اختیار در رد و قبول دنبال میکنم و این موضوع را به موضعگیری شما و یا خود ربطی نمیدهم. ولی حق خود میدانم که به مطالب مطرح شده بر علیه خود پاسخی کاملا مختصر بدهم و از شما نیز انتظار دارم بر اساس اخلاق و اسلامیتی که مطرح میکنید این جوابیه در نظرات درج شود. پس از این هم مزاحم شما نخواهم شد و مطالب و بحثهای مربوط به نظرات مطرح شده را حداقل برای جلوگیری از آشفتگی و کشمکش در وبلاگ شما در وبلاگی که بهمین منظور دایر کرده ام و برای جلوگیری از تبلیغ نامی از آن نمیبرم مطرح و مورد بحث قرار خواهم داد. در اینجا خیلی مختصر بگویم که:

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت   توسط آراز بیلگین  | 

قاراباغ

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت   توسط آراز بیلگین  | 

نظراتذیل قسمت 140 ناریا قسمت 4

 

پاسخ درج نشده آراز بیلگین خطاب به دوست عزیز "یک دوست"

 

1

دوست عزیز جناب یک دوست!

در مورد اسناد محرمانه به حضور برادران فارس سپاهی تهران بروید تا اگر اجازه دادند کپی بگیرید. در مورد شواهد زنده ما هم بمحض اینکه توان حفظ امنیت جانی ملتمان را داشته باشیم  آنها را جلو دوربین قرار خواهیم داد. اگر خواستتان ازمشاهده اسناد پشت پرده زیر سوال بردن سخنان ماست شما از مشاهده اسناد فعلی و جاری اگر قانع نشوید خود اسناد محرمانه هم شما را قانع نتواند کرد. دوست عزیز اسلام دوستی مسلمان با دشمن مسلمان و هر گونه روابط با آنها را حرام کرده است. ما هر چند مدعی کنار زدن دین از سیاست هستیم ولی همین دین که اخکام عقلی هم هستند دوست دشمن تو را دوست تو نمیداند.

1-      ولی من پیشنهادی هم برای شما دارم برای رفع شبهه در ما که ذهن ملت فارس را از زیر تا فوق نژادپرستی ضد تورک و ضد عرب مینامیم پیشنهاد میکنم از همین سال 87 شروع به رفع سوء تفاهم بین ملت تورک و ملت فارس کنیم.  شما که هر سال در اصفهان و تهران در مقابل تظاهرات کاملا تحت حمایت دولت ایران بر علیه تورکی که کشته اند و بعد مدعی اند که کشته   عکس العمل نشان دهید. امسال در روز نسل کشی تورکان آزربایجان همگام با  ما بدلیل هم کیشی و هم کشوری و بالاتر از همه ادعای هم امتی که مدعی آن هستید تظاهرات بر گذار کنید. در سالروز شهدای قاراباغ با ما جلو سفارت و کنسولگری ارمنستان صف ببندید. در شهرهای فارس و کورد از همان تظاهراتها که برای فلسطین برگزار میکنید برگزار کنید. نشان بدهید که با ما یگانگی دینی دارید و نژادگرایی ندارید.  هرچند استاد با عبارت "خواسته ام شما ارمنی و عرب و اسلام و فارس و آشوری و کرد و روس را دشمن نپندارید " بویژه در اشاره به ارمنی اصل ماجرای افشاگری را به یک ماجرای اعتراف برای متوقف کردن حرکت ما تقلیل میدهد استاد را هم منادی این حرکت آشتی تورک و فارس کنید.

2

در مورد اعراب که نامشان را در این میان قرار داده اند باید بگویم تقریبا در تمام فعالیتهای بین المللی در کنار هم هستیم. و خود بنده چندین بار به سازمانهای حقوق بشر در اعتراض به اعدام برادران عرب و نوجوانان بلوچ نامه نگاری کرده ام. دوست عزیز ما نمیدانیم دم خروس را باور کنیم یا حرف شما را. راجع به پیشنهادم فکر کنید. و هم راجع به موضعگیریهای استاد در مقابل مطلب من هم دقت کنید تا متوجه شوید که تا به موضوع توده رسیده اند ادامه مطلب را هم نخوانده اند. از استاد بخواهید راجع به موضوع نوشته های مصطفی وزیری که قبل از ایشان به افشای دروغ بزرگ تاریخ ایران انگشت گذاشته بود و توسط تمام آقایان آزادیخواه بایکوت میشود و بنده در نظراتی که همین امروز 16/12/86 6.00 برایشان نوشته ام و ایشان در نظرات قرارش ندادند به آن اشاره نمودام برایتان صحبت نماید. دوست عزیز همین بالا را ببینید به تک تک کلمات همین استاد که هرگونه حقی را برای ملت ما در احیای خود رد میکند و خواهان اتحاد ما با مسلیمین و ارامنه هستند دقت کنید. تنگ نظرانه حضور و ورود 350 میلیون تورک مسلمان در این امتی که منادی آن شده است را آشکار در سطر اول و دوم جوابیه شان خطاب به بنده رد میکنند. ما میخواهیم ابتدا تمام این مسامانان که با ما هویت مشترک دارند جمع کنیم و وارد امت اسلامی شویم. البته به شرطی که کسی دست در خاک و خون ما دراز نکرده باشد. اگر من اشتباه میکنم بیدارم کنید. استاد عزیز بجای عصبانیت و حمله به من جواب بدهند. استناد من به گفته هایشان است  و عملشان و مقایسه. ولی ایشان خیلی زود اولین تصورشان تایید تهمتهای توده ایی ها علیه خود از سوی ماهستند.

3

به این نکته توجه کنید:" محتملا با مطالبی آشنا شوید که در نگاه به آیینه هم، خود را نشناسید" این یعنی هویت سازی جدید برای ما. باز از استاد بخواهید تا مطلب امروز صبح را درج کنند تا جواب را که نکات موضعگیری  ایشان و موضعگیریشان است درج کنند.

بر خلاف نظر ایشان ما اسلام ستیز نیستیم. ولی اسلامی که چه در این بحثها و چه در بحث همین رژیم  انکارملت ماست به درد همان یهودا میخورد. استاد گرامی همان کودکان ما بیدارند. و نکته به نکته مطالب را میسنجند.

دوست عزیز یک دوست!

استدلال خوبی دارید ولی فکر کنم ترکیب دولت فعلی را که پس از پایان جنگ از عناصر تورک تخلیه شد  نمیدانید یا آمار خود و نتایج آن را آپدیت نکرده اید. دولت ایران بلافاصله پس از پایان جنگ به تصفیه خود از تورکهایی که مردان میدان بودند دست زد و ملکوتی را که امام جمعه تبریز بود و برای شهدای قاراباغ مراسم برگزار میکرد به قم برد و نوکر اصیل خود را که در بدو ورود و معارفه به هویت و حیثیت ما اعلام جنگ کرد جای او گذاشت. دوست عزیز اگر واقعا دولت دولتی مرکز گرا و نه نژادیست میلیاردها دلار صرف تاجیکیستان و افغانستان برای گسترش زبان فارسی نمیکرد.

ما هیچ دشمنی با ملتی به اسم فارس و عرب و کورد و آسوری (از زمان شکستشان تا امروز) نداریم. این فارسها هستند که تحت تعالیم نژادپرستانه رژیمی به رژیم دیگر به ارث برده او را  دشمن ما کرده است.

4

آنها حتی سایتهای مربوط به تورکی اوزبکی را هم فیلتر میکنند. حتی برخی عوام الناس ما تحت تبلیغ ایشان و سانسور واقعیتهای حتی خارج از مرز حکومتی شان نیز برای ارئه تعریفی فارسی از دنیا تلاش دارند وقتی تورک بودن اوزبکستان را میشنوند تعجب میکنند. دوست عزیز تورک هیچ نقشی عملی در سیاست ایران فعلی ندارد. تورک وقتی مشروطه را تقدیمتان کرد در پارک اتابک کشتندش. وقتی خط شکن جنگ با عراق شد خر و سوسک شد و فرزندانش در خیابانهای تبریز و سولدوز به خاک و خون کشیده شد. شما حوادث آزربایجان را مطالعه کنید. قضات ما در جریان حوادث خورداد خیلی از جوانان ما را تبرئه کردند ولی بعد موضعشان عوض شد. در جریان اعتصاب عباس لسانی برای نجات جان وی نمایندگانی از حرکت ملی با دادستان اردبیل مذاکره کردند. ایشان صراحتا گفتند ما فاقد اختیار هستیم. تهران دستور داده و ما مورد تهدید قرار گرفته ایم... تک تک معلمان ما را که در کلاسها تورکی صحبت میکنند به کمیته انضباطی فرا میخوانند و تهدید به اخراج میکنند. در خورداد امسال نیز که از فرزندان ما برای خیانت ناامید شدند فارسها را وارد جنگ خیابانی کردند. پس مطئن باشید اگر به اینجا تشریف بیاورید چهره عریان فاشیزمی را که مدعی حضور آن هستیم خواهید دید. دوست عزیز در اینکه فقر عمومی است حرفی نییست ولی در خیابانها همان کرمان و همان جنوب بگردید تا تورک آزربایجانی را که برای یک تکه نان از همین قطب صنعتی برای عملگی به آنجا امده مشاهد خواهید کرد. جالب است که بدانید که در همان بم کوچک در زلزله تنها بیست نفر از هم ولایتی ها و فامیلهای من که برای عملگی آمده بودند جان باختند.

5

شما حساب کنید که شما فقیر هستید و ما آنقدر فقیر که برای نان شب کودکانمان عملگی شما را میکنیم. شما دنبال اثبات دموکراسی هستید و ما دنبال اثبات حق حاکمیت خود بر خاک و آینده خود و اثبات انسان بودن خود در برابر سوسک و خر هستیم.  شما و ما خیلی متفاوت هستیم. وقتی شما را میکشند تصورشان بر این است که حق  هستند و موظف به حفظ حکومت آقا امام زمان. ولی وقتی ما را میکشند قتل از نفرت قومی نشا میگیرد. حتی خواستگاه سیاسیون ما هم با سیاسیون شما فرق میکند. در همان تاریخ سری به خواستگاه طبقه اجتماعی مشروطه خواهان خود و ما بزنید...  دوست عزیز بازهم میگویم که این اعترافات به دروغهای تاریخ ایران  دعوایی بر سر پالان اولاغ ملا نصرالدین است و دیگر هیچ.

دوستان عزیز برای رهایی از فیلتر برنامه نیرومندی است که در انترنت هم وجود دارد. (FRRGATE) اگر نتوانستید داونلود کنید با ایمیلم من تماس بگیرید تا برایتان پیوستی بفرستم. حجم کمی دارد و براحتی آپلود میشود و میتوانید از آن راحت استفاده کنید. arazbilgin@yahoo.com        

 

 

 

نویسنده: هومن

پنجشنبه 16 اسفند1386 ساعت: 11:28

از دوستان که میفرمایند تعداد زیادی از سران حکومتی اذربایجانی هستند خواهشمندم نام چند نفر (حد اقل 2 نفر) رو در حال حاظر نام ببرند که در حکومت داری قدرت نفوذ باشند البته باید عرض کنم رهبر معظم ایران بنا به گفته خودشون اذری نیستند و زاده مشهدند و مادرشون هم کرمانی هست(ظاهرا اولین بار بعد از انقلاب از اذربایجان و تبریز در سفر هیات دولت دیدن کردند)

خیلی از دوستان می گن صدها نام فارسی
در اصل بسیاری از این کلمات تورکی هستند که بسیاریشون مشابه نام مکانهایی در تورکستان و کوهای التای وسیبری هست البته عده هم ممکنه بگن که این کلمات از زبان اریایی در سیبری وارد شده که باز هم این مورد پیش یاد که چرا این نا مگذاری ها در زبان سرخپوستها هم شباهت داره مثل کلمه کوبا و باکو یا الاسکا(الا + سکا )
(
ala +saka فکر کنم این موضوع رو توی یکی از کتابهای اریک فون داینیکل خوندم)
چند وقت پیش یک کتاب( نوشته یه جوجه فاشیست ایرانی)دیدم که نامهای مثل کوبا رو مساوی باکو قرار داده بود ونتیجه گرفته بود که عده از کشتیهای خشایار شاه راهشون در دریا گم کردند و به امریکای جنوبی رسیدند (جالب اینکه همین اقیان نژاد پرست تا دیروز می گفتند نام قدیم باکو بادکوبه بوده...عجب)
دوما بعد گذشت غریب 100 سال از حکومتهای نژاد پرستانه هنوز هزاران نام تورکی در مناطق فرس نشین وجود داره ....پس لابد.....
این رو هم بگم که من به عنوان یک مسلمان یک تار موی گندیده عرب وفارس وکورد
.... مسلمان رو با طلای کافر مغول و ژاپنی اروپایی و......عوض نمی کنم
یا حق

 

نویسنده: آیدین

پنجشنبه 16 اسفند1386 ساعت: 14:9

با سلام
از جماعتی که اینجا کامنت میگذارند من اطلاعی ندارم ولی به عنوان یک ترک می گویم برای من ترک مسلمان با ترک مسیحی و ترک یهودی و ترک بی دین فرقی ندارند مهم حفظ هویت ملی ما است من نه از گنده گویی خوشم می آید و نه از تحقیر ولی ترکان آذری در ایران مردمی کاری و تلاشگر هستند این را اکثریت میدانند ما ملتی هستیم مثل بقیه مردم دنیا نکات منفی و مثبت داریم اما نکته مهم این است که این آقای پورپیرار دمدمی مزاج هستند زمانی که احمدی نژاد رئیس جمهور شد همین آقا مقاله مفصلی در مدح احمدی نژاد و نکوهش رفسنجانی نوشت حالا همین آقایانی که اینجا هستند در مورد آن قضاوت کنند ولی آقای پورپیرار اگر صداقت دارد همان نوشته اش را نصب کنند حالا شما ببینید وضعیت امروز این مملکت را
و اما فکر میکنم تمام انسانها در اختیار کردن عقیده و هر نوع تفکری آزاد هستند اگر کسی به هر دلیلی دوست ندارد مسلمان یا مسیحی یا یهود باشد در انتخاب دین بعدی مختار است از همه مهمتر آقای پورپیرار خود را مخالف هر نوع قوم گرایی میداند ولی در عوض ما را به پان اسلامیسم دعوت میکند من شخصا به هیچ روی حاضر نیستم با ارزشهای 1400 سال پیش زندگی کنم البته هر کس نظر خود را دارد ولی آقای پور پیرار چیز جدیدی برای گفتن ندارد ایشان امت اسلامی جدید را تعریف میکند که دیگر رنگ و حنایی ندارد من از نظر منطقی با اکثر بحثهایی که ایشان مطرح میکنند در خصوص جعلی بودن آثار باستانی و بسیاری از مطالب ارائه شده در خصوص تاریخ تصنعی ایران موافقم . اما بحث آنجا است که ایشان به خود اجازه میدهد برای دیگران تعیین تکلیف کنند که چنین حقی برایشان قائل نیستم من در ترکیه تحصیل کرده ام انجا با ترکان مسیحی و یهودی و بودایی دوست بوده ام مشکلی هم با آنها نداشتم نقطه مشترک ترک بودنمان بود که البته مهمترین بود امیدوارم آقای پورپیرار کامنت من را نصب کنند.

 

نویسنده: روشن

پنجشنبه 16 اسفند1386 ساعت: 14:10

گفتگوی اقای حداد عادل با دانشجویان اذر بایجانی در دانشگاه علم وصنعت

:
www.gunashdargi.blogfa.com

 

نویسنده: آتامان

پنجشنبه 16 اسفند1386 ساعت: 18:24

با سلام
دوستان عزیز آنچه که باعث میشود تا تورک مرکز نشین و یا مرکزگرا (به قول یک دوست عزیز) با ملت تورک ستیز کند و یا به همین منوال کورد با کورد و یا فارس با فارس و ... این است که عاملی بسیار قویتر از حس ناسیونالیسم و همزبان دوستی ، میباید در میان بوده باشد تا باعث شود که یک صاحب منصب تورک براحتی منافع ملت خویش را در پای ایدولوژیهای یهود ساخته قربانی کند . قبلا هم گفته ام که در میان تمام ملتهای کشور موسوم به ایران ، یهودیانی زندگی میکنند که یهودیت برای آنها از همه چیز مقدم تر است .
پس اگر میبینید که یک تورک قاتل همزبانان خود شده و در این راه برای ایجاد تفرقه خود را در پشت نقاب پانفارسیسم و مذهب ... مخفی کرده است ، میتوان براحتی رد پای صهیونیسم را در این قضیه دید. اکنون زمان بیداری ملتهاست نه زمان چنگ انداختن بر روی همدیگر . من ملت خود را دوست دارم ولی سایر ملتهای مسلمان را هم دوست دارم و سعادت آنها را خواهانم و میدانم آنکه خود را در پشت نقاب فارس پنهان کرده و به نام آنها سنگ به سایر ملتها پرتاب میکند یهودی واقعی است .
اما چیزی که در این میان نفرت انگیز است ، رضایت خاطر دسته بزرگی از ملت منسوب به فارس ، از این وضعیت است ، به خصوص آنهائی که به عنوان روشنفکر فارس شناخته میشوند ودانسته و ندانسته (دانسته=یهودی ندانسته=فریب خورده) تیشه به ریشه وحدت مسلمین میزنند، از همه خطرناکتر و نفرت انگیزترند.
تورک بودن من و عشق به ملتم هیچ منافاتی با مسلمانیت و طرفداری از ایجاد امت واحده ( دولت فدرال اسلام) ندارد.
یاشاسئن آذربایجان و اولوم اولسون یهودا

 

نویسنده: عاشق و مخلص استاد پورپیرار

پنجشنبه 16 اسفند1386 ساعت: 19:0

با سلام خدمت دوستان و آراز بیلگین.
سوالی از برخی از دوستان فرهیخته و با سواد داشتم . از آنجایی که بنده دارای مدرک اکابر هستم تنها می توانم مطالب استاد را بخوانم . من بعضی از دوستان را تحسین می کنم چون تا بحال بنده چندین بار مطالب استاد را خواندم ام ولی به نتیجه گیری هایی که دوستان پایان هرشماره می کنند نرسیده ام .
برای بنده خیلی جالب است که دوستان با خواندن هر بخش از مطالب استاد فورا یک نسخه می پیچند . دوستان اجازه دهید خود استاد در نهایت نتیجه را خواهند گفت . ما چطور به خود اجازه می دهیم که قبل از اینکه صاحب خود این آثار نتیجه نهایی را اعلام کند در کار او پریده و برای مسائل مختلف تز پرانی کنیم . فکر کنم استاد پورپیرار در دفترشان بعد از خواندن کامنت های برخی از دوستان لبخند تلخی میزنند .
واما جناب آراز ... ببخشید دخالت می کنم ولی شما از کدام حقیقت حرف می زنید(استاد گرامی ما ملتی هستیم که در هر زمان تسلیم حقیقت بودیم و هستیم.) مگر شما تا قبل از آشنا شدن با کتاب های استاد پورپیرار از حقیقت ایران پیش ار اسلام آگاه بودید . مگر شما از حقیقت ایران تا دوران صفوی چیزی می دانستید . در صورت امکان بگویید چه حقیقتی می توانسته در این محدوده زمانی وجود داشته باشد که شما تسلیم آن باشید . نمی خواهید بفرمایید که تسلیم هیچ بودید. جناب آراز مگر شما پایان صفویه استاد را خوانده اید که با اطمینان می گویید ما تسلیم حقیقت بوده ایم . دوست عزیز مگر شما کتاب برامدن مردم را مطالعه کرده اید . از شما معذرت می خواهم ولی باید بگویم شما تا امروز تسلیم "وهم" هستید .یقین بدانید شما حتی جایگاه اصلی این به اصطلاح ترک را هم نمی شناسید (چون نمی توانید جایی برای او در نظر بگیرید). این چه ملتی ایست که شما برای بر انگیختن احساسات ما اولین شهیدش را ستارخان معرفی می کنید:
" سران ملت ما در تمام تاریخ یک اشتباه بزرگ مرتکب شده اند و آن عدم دل کندن از این باتلاق ایران است. ستارخان وقتی متوجه اشتباهش شد توسط یپرم ارمنی و پارسیان به شهادت رسید."
این را با جناب قراداغلی هم هستم دوست عزیز این چه ملتی است که شما فقط تا 1 قرن آن را می توانید به یاد بیاورید

 

نویسنده: عاشق و مخلص استاد پورپیرار2

پنجشنبه 16 اسفند1386 ساعت: 19:2

"دوست عزیز و فرزند گرامی آذربایجان ، آقای آراز بیلگین
گمان نمیکنم یک آذربایجانی از نامردمی های یک قرن اخیر در حق آذربایجان اندک اطلاعی داشته باشد و بازهم نسبت به آن بی تفاوت و تماشاگر بماند ."
"
دوستان نه نه من غریبم بازی کار جهود هاست .امروز حقانیت شیعه در حسینیه ها با سیلی عمر به فاطمه ثابت می شود . آخر این چه مسخره بازی است که به جان ما افتاده . اگر ما نسبت به مسئله پورپم حساس هستیم نه بخاطر کشتار یهودیان -چون در جنگ حلوا خیرات نمی کنند- بلکه بخاطر جعل در شناخت و تغییر مسیر شناسایی یک ملت است.امروز اگر در فلسطین زنان و کودکان قتل عام می شوند تقصیر اسرائیل نیست او دارد به اعتقاداتش عمل می کنند این مشکل از ماست که مثل ماست نشستیم و نگاه می کنیم .من هنوز مثل شما کتاب های برامدن مردم را نخوانده ام تا متوجه این همه ظلمی که بر شما شده باشم. ولی حقیقتا برایم چندان هم مهم نیست .چون ملتی که خود تا 100 سال عمرش را فقط بخاطر دارد اشتباهات زیادی در محاسباتش باید انجام داده باشد این ملت حقانیت خود را باید بر اساس ننه من غریبم بازی پیدا کند.
"ملت ما بیش از حد ظرفیتش فریب خورده است لذا این سنگر بندی و دفاع ما کاملا طبیعی است" مطمئن هستید امروز در حال فریب خوردن نیستید .فردا دوباره این کلمه فریب خوردن را تکرار نکنید.

 

نویسنده: عاشق و مخلص استاد پورپیرار3

پنجشنبه 16 اسفند1386 ساعت: 19:3

" ملت ما در حال بیداری است." ببخشید شما چیکاره ملت ترک هستید که هی میگید ملت ما ملت ما تو محل شما فقط 10 نوع ملت ترک وجود داره که 9 نوع اون هیچ اتفاق نظری با شما ندارن . در ضمن شما حالا حالا ها مونده تا ملت بشید.
" در حال جمع کردن فرزندان خود برای دفع حملات دشمنان است." آرازجان دشمن الان اینجا کیه . حمله دشمن کدومه ان شا’ا... فریب که نمی خورید؟ اگه جنبش رو داشته باشید می خوام مقداری با حقیقت آشنا تون کنم اینجا نیستید که ببینید بچه های شما دختر و پسر چه جوری می خوان ادای این به اصطلاح فارسا رو در بیارن .خواهشا مشکل رو جای دیگه دنبال کنید . یه مطلب دیگه هم می خواستم بگم و اون اینکه همون روز اولی که امثال شما کامنت می زارن ما ها متوجه می شیم از چه قماشی هستید براتون چند تا پیغام آب دار میذاریم ولی متاسفانه استاد کامنت های ما رو نصب نمی کنه می فرمایند باید مسائل شون رو عنوان کنن . ما ناراحت می شیم.ولی الان می فهمم تو این قضیه هم استاد درست عمل می کنه .


دوستان ترک خاهشا به اسم کامنت بنده گیر ندید!!!!!!!!!!!!

 

پاسخ درج نشده آراز بیلگین خطاب به آقای "عاشق و مخلص استاد پورپیرار"

دوست عزیز عاشق و مخلص. در این سرزمین مرید پرور  برخلاف شما ما عاشق و مخلص کسی نیستیم. برای ما که وحشیانه ترین جنایات را علیه موجودیتمان از برادران مسلمان و به دست ارامنه متحمل شده ایم  پور پیرار نه یک روشنگر بلکه یه اعتراف گر است. راستی از کسی که عاشق و مخلصش هستید بخواهید قدری هم  از آقای مصطفی وزیری که خیلی قبل از کشفهای ایشان به افشای این خیانت پرداخته و از سئوی همه اقایان و از جمله خود استاد بایکوت شده صحبتی بفرمایند. دوست عزیز اشتباه بزرگ شما در این است که ما را به خود تشبیه میکنید. ما بخشی از یک ملت بزگ هستیم که 350 میلیون جمعیت با بزرگترین جغرافیای  جهان است. دوست عزیز درست بهمین دلیل است که درست از زمانی که رجز خوانی فاشیستی در ایران رواج یافت اولین مقابله کنندگان آن ما بودیم و هستیم. حقیقتی که ما تسلیم آن هستیم همان است که امروز شما را به جای تسلیم در برابر حق در برابر شخص عاشق و مخلص کرده است. ما برخلاف شما خداپرستیم و بت پرست نمیشویم.

دوست عزیز شما از ذکر همان مسئله تقلید دختران ما پرهیز کنید چون همه از نتایج فاشیزم است.

دوست عزیز جواهر لعل نهرو در کتا "کشف هند" مینویسد: شاید بتوان گفت نوشته های خود انگلیسی ها در مورد هند چنان است که نمیدانیم کدام یک بیشتر ما را عصبانی میکند. شما در این صحنه ایی که میبینید ما خیانت و جنایت خونین و شیطانی سیاستمداران شمات را میبینیم  و این ایمان ما را بر دور کردن شما از آزربایجانمان راسختر میکند.

راستی به شما توصیه میکنم برای اثبات همان برادری و اخوت امت اسلام و نشان دادن ایمانتان به اعترافات فارسیسم در این وبلاگ از همین سال 87 همراه ما در مراسم های بزرگداشت شهدای قاراباغ در شهر های خود و ما همراه ما شوید از کوردها هم دعوت کنید. در برابر فریب بزرگ تاریحی ارامنه که مقتول را در جایگاه قاتل قرار داده و سعی دارند یک چهارم امت اسلامی مورد ادعای شما را به نسل کشی متهم کنند در مقابل تظاهرات آنها که تمام هزینه هایش را رژیمتان پرداخته بود و یکی از همین پاسداران جانباز چندین در صد ما که از فرزند ملت خواندن وی توسط ما بشدت بهت زده شده ایی به تنهایی به مقابله با آنها رفته بود هنوز هم از زخم چاقوی ارامنه و چماق فارسها هنوز هم در راه خانه و بیمارستان روان است عکس العمل نشان دهید. در روز نسل کشی ما آزربایجانی ها توسط ارامنه همگام با ما که مدعی هستید یکی از اعضای امت اسلامتان هستیم  در شهرهایتان راهپیمایی کنید و نشان دهید که با ما برادر هستید. همان استاد پورپیرار که شما مرید هستید منادی موضوع شود و نشان دهد که شما فارسها ما را برادر خود میدانید و همراه ما هستید. راستی شما هم یک تظاهراتی هم در روز زبان مادری به نفع تمام اعضای امت اسلامی که هویت و زبانشان در خطر است همراه ما به خیابنها بریزید و شعار زبان تورمکی و کوردی و عربی و بلوچی رشسمی باید گردد.  این گوی و این میدان. از همان تظاهراتهایی که علیه اسرائیل عرب کش  میکنید بر علیه ارمنی تورک کش  نیز برگزار کنید. بسم الله!

 

 

نویسنده: آیدین

پنجشنبه 16 اسفند1386 ساعت: 20:36

جناب استاد:
قصدتان روشنگریست ولی برای که روشنگری می کنید؟
برای مردم شرق میانه ؟برای ایرانیها ؟ برای آذر بایجانیها ؟
آنهایی که مدعی اند با نوشته های شما روشن شده اند کیستند؟
کدام یک از ملل متمدن شرق میانه با شما هم آواز شده است که کماکان دنبال روشنگری بیشتر آنها هستید ؟
میخواهید ما آذربایجانیها سرگرم روشنگری شما بمانیم تا آنچه را که در کف داریم هم بربایند ؟
آمدیم و به جز ما ملت دیگری روشن نشد.دوباره سوگواره ای برای کشتگان ترتیب دهیم و امیدوار روشنایی دیگر؟

 

 

اشاره درج نشده آراز بیلگین

 

دوست عزیز اینها چاقو را بدست کورد و ارمنی بر گلوی ما نهاده اند و انتظار دارند ما هم چشم به ستارگان داود در دوردست بدوزیم تا مرگ دلپذیری داشته باشیم.

 

نویسنده: ناصر پورپیرار

پنجشنبه 16 اسفند1386 ساعت: 21:48

به آدم هایی مثل آیدین فرصت و یک شلاق بدهید، چنان از گرده ی اقوام دیگرخون روان خواهد کرد که روی داریوش هخامنشی سفید شود. می نویسد:

«من در ترکیه تحصیل کرده ام آنجا با ترکان مسیحی و یهودی و بودایی دوست بوده ام مشکلی هم با آنها نداشتم نقطه مشترک ترک بودنمان بود که البته مهمترین بود».

نزد او بودایی و مسیحی و یهودی زمانی قابل دوستی و تحمل است که ترک باشد!!! چنین نژاد پرستی اگر خود را از دین اسلام بیزار نشان دهد، آیا نشان عظمت و حقانیت اسلام نیست؟!

آقای منوچهر. به کارهای مهم تر رسیدگی کنید. اموات زنده شدنی نیستند.

 

 

پاسخ درج نشده  آراز بیلگین

 

استاد به نظر میرسد بی زاری کسی از دینی نشان حقانیت آن دین یا بی حق بودن آن نمیشود. این خود دین و قوانین آن است که باید حقانیت خود را اثبات کند. دوست عزیز به نظر میرسد عصبانیت شما را به نسیان واداشته باشد. شما بجای انحراف افکار تورک به سوی یهودی که تا امروز حتی نتوانسته همان نیم وجب از یک وجب خاک اعراب مسلمان فلسطین را برای خود بگیرد از چاقوی کوردی که در گلوی ماست و از کارد ارمنی که در دل ما فروکرده اید صحبت کیند. برای ما چاقوی ارمنی و جنایتش محسوس تر  و واقعی تر از چاقوی یهود است.  راستی دیگر تحمل پاسخ ما را از دست داده اید. راستی راجع به پیشنهادم به عاشق و مخلصتان فکر کنید.

آقای پورپیرار  به کسانی که میلیاردها هزینه تان کرده اند تا اشتباهات قدیمیشان که اکنون میبینند به جای اتحاد ملی افتراق آورده امروز میخواهند در قالب اعتراف و بعد جلب اعتماد و بعد تعریف هویتهای آبکی جدید ما را دوباره به نقطه صفر برگردانند. دوباره عرب را فریب دهند غارتش کنند. چون اب و غذای فارس از خاک عرب و تورک تامین میشود. اینها جز بیابانات لم یزرع و بی  حاصل ندارند و اکنون برای آرام کردن ما خود را اینگونه به آب و آتش میزنید.

 

نویسنده: مسعود

پنجشنبه 16 اسفند1386 ساعت: 22:22

سلام عليكم و بحول الله
شب شما بخير استاد عزيز ودرود خداي رحمان بر شما
در اين گير و دار قوم و قبيله بازيهاي مسخره كه در نظرات وبلاگ فوق العاده وزين شما در جريان است تنها و تنها ميتوانم بگويم :
براي همه كساني كه اينهمه روشنگري و زحمات استاد را به كناري مي نهند و مشغول قرطي بازيهاي قوم پرستانه خودبافته و يهود ساخته از كرد و ترك و فارس و ... دم ميزنند و برايشان سينه چاك ميكنند 100 هزار هزار هزار بار متاسفم !!. خداوند متعال خودش همه شان را به راه راست هدايت فرمايد!
دوستان عزيزي هم كه از خواب خرگوشي با لالايي يهود بيدار شده ايد ! وقت ماها بسيار ارزشمند تر از آني استكه به موضوعاتي از قبيل و قماش نژادپرستي و قوم گرايي بپردازيم .
وقت كم است و عمر بشر محدود . تحقيق و تفحص در موضوعات كلاني كه استاد دهها و شايد صدها سرفصل را روشن فرموده اند وظيفه ماست .
فراموش نكنيد ما مسلمانيم و فقط دفاع از حق و عمل به قرآن مبارك را بايد در دستور كار داشته باشيم و لاغير .
آيا حقيقتا"سپاه شرك و دروغ و جهل و تعصب و شياطين را نميبينيد كه هر لحظه و در هر جا در فكر نابود كردن نسل انسان از در و ديوار نفرين خود را روانه ما ميكنند !؟
خداوند متعال وجود استاد را براي بشريت سرگردان امروز محافظت بفرمايد.

 

نویسنده: اتفاق

پنجشنبه 16 اسفند1386 ساعت: 23:20

فراخوان شمارۀ 3 : دوستان عزیز

سلام علیکم . وقت شما بخیر
احتراماً :
نظر به نزدیک شدن به ایام مشهور به نوروز و علم بر این مطلب که به روال سنواتی ، دارالیهود فارس ، قبله و آستان باستان پرستان و دیگر مردمان تحت القائات این حضرات ، پذیرای اکیپ های میلیونی گردشگرانی خواهد بود که به طواف تخت جمشید و زیارت قبور نقش رستم و تجدید بیعت با آرمان های بنیانگذار ایران باستان ، کورش کبیر !!! خواهند آمد ؛ راقم که شیرازی و ساکن این شهر است ؛ در نظر دارد نسخه های متعددی از مستند « تختگاه هیچ کس ؟! » را به انضمام یادداشت مستقل و کوتاهی در باب نوروز و هفت سین میان نخبگان اکیپ های گردشگری ای که ظن فرهیختگی بر آنان می رود پخش نماید . از همین رو از تمامی بنیان اندیشان دعوت می نماید که در صورت تمایل به شراکت در این کار خیر و وظیفۀ حق طلبانه ، بسته به استطاعت و توان ، نسخه هائی از مستند « تختگاه هیچ کس ؟! » را تکثیر و به آدرس راقم ارسال نمایند تا با اضافه کردن این نسخ ارسالی بر حصه ای که خود فراهم نموده ام ؛ بتوانیم در یک کار گروهی ، مستند مزبور را به نظر طیف بیشتری از مردمان برسانیم . فراموش نکنید بر مردمی که از دانائی های جدید تاریخی محروم نگه داشته شده اند ؛ حرجی نیست که بر پندارهای سابق باقی باشند و این وظیفۀ ماست که در فقدان همکاری رسانه های ملی ، با کار فزون تر ، مردم را از جهل بدر آوریم .

آدرس نگارنده : صندوق پستی 793 - 71855 / شیراز


ان ارید الا الاصلح ما استطعت و ما توفیقی الا بالله
علیه توکلت و الیه انیب

پست الکترونیک

 

نویسنده: مارلیک

جمعه 17 اسفند1386 ساعت: 0:29

سلام به همگی

آقای آیدین فرمودند: آقای پور پیرار چیز جدیدی برای گفتن ندارد


معلوم نیست از نظر این عالی جنابان چیز جدید چه معنی دارد

استاد نکنه این مطالبو چند سال پیش دادین به آیدین اونم قبلا خونده الانم راست میگه واسش جدید نیست ما هم که فرق جدید و قدیمو نمی دونیم !!!!! شما هم مارو گذاشتی سر کار

 

نویسنده: بی نام

جمعه 17 اسفند1386 ساعت: 0:38

1
نمی دانم چند نفر از این لفاظان وانشا نویسان به توهم به هیجان امده که گویی در میدان جنگ واقع ودر حال رجز خوانی هستند در عرصه غیر موهوم به ملت خود پشت نخواهند کرد؟ اینان که به لفاظی فتنه جویی مامور که از روزهای اول حضور در کلاس درس استاد القا کننده هیجانات انفصالی بوده چنان به هیجان امده اند که به روی سیراب کننده وجودشان از حقیقت ومنادی عزتشان چنان ناجوانمردانه تیغ از نیام بر کشیدند وبا وقاحت تمام او را به دو پاره قبول وعیر قابل قبول افراز کردند که هیچ اعتباری بر خود از اعتماد واطمینان باقی نگذاشتند . از نظر ما وملتی که خود را برای ان سینه چاک می نمایانند ابلهانی با کلمات تند وزننده قرمز هیجانی یا بی وجودان بی مایه خادم یهودیت کثیف اند که لحظات بحرانی را برای ضربه زدن به اعتقادات والایمان رصد می کردند وامروز با نام شریف وبزرگ برادران صبور ترکمان به هموار کردن مسیر یورش دشمنان قسم خورده معتقدین به اندیشه وارمان وحدت منطقه ای وجهانی مسلمانان مشغولند.

 

نویسنده: بی نام

جمعه 17 اسفند1386 ساعت: 0:39

2
این اقایان انفصال طلب چه اصراری بر سخن پراکنی در سایتی دارند که متعلقین ومتصلین به ان حتی به وحدت ملی قانع نبوده ودر گام اول حرکت خود وحدت منطقه ای را سرلوحه شعائر خود قرار داده اند دارند ایا مگر گوش شنوایی در این خانه پاک سراغ دارند یا دشمنی سر سخت قداری در اینجا ادرس داد ه اند که بر ما چنین خصمانه تاخته اند. ما که معتقدین به عزت وهویت قومیتها در تراز برابریم و اگر عقلانی به اهم فی الاهمی اعتقاد دارند ما در صدر لیست دشمنی با قوم گراها نایستاده ایم بسیار وبلاگهای دیگر وجود دارد که ستیز وجدل کلامی با انها ادعای نماینده ملتی بودن را برای انها بیشتر ثابت می کند چرا که انان شر بر قوم ترک به اطلاق کل می نمایند وبی اهانت وتوهین نام ملت شریف ترک را هیچگاه بر زبان نرانده اند. بر هیچ یک از دوستانی که ما را می شناسند پوشیده نیست که ما همیشه در مقابل توهین کنندگان به قوم ترک ایستاده ایم وتا مدتها دشمنان ما چنان می اندیشیدند که ما نیز ترک هستیم.این کلام را نه از جهت باب المصالحه ما تصور کنید که ما شدیدا" با اندیشه های تفرد طلب مخالفیم وجدل ما از باب اعتقاد بود که حرمت حریم قومیتها در سر لوحه ان است چه از ترک .لر. کرد .عرب و....
کلام بسیار است وکامنتها مملو از لفاظی وشرط انصاف رعایت قله ودله.

 

                                                                  ۱ ۲ ۳ ۴ >>                    

پاسخ درج نشده آراز بیلگین

دوست عزیز کسی که دشمن است آشکارا شمشیر دارد ولی شما در غلاف دوست آمده  چاقوی بر گلوی ما نهاده اید. آن که چاقو بدست دارد میترسد نزدیکتر بیاید. ولی شما همین الان این چاقو را در زیر لحاف حق دارید. بقول استادتان قرار است ما وقتی آئینه را نگاه میکنیم خود را حتی نشناسیم یعنی چنان ما را بی هویت خواهند کرد. البته برای ما ادعا یا تعاریف بیگانه اهمیتی ندارد. ما حود را می شناسیم. و نیازی به این تعارف که نتیجه اش بردگی آپدیت شده ماست نداریم.

X

Top of Form

Bottom of Form

 

نویسنده: آتامان

جمعه 17 اسفند1386 ساعت: 1:0

با سلام
و شما جناب آقای عاشق و مخلص و دستما... غیره
در آنکارا و استانبول و باکو نبوده اید که ببینید چگونه دختر و پسرهای شما با هزار قسم حضرت عباس ، شجره نامه نشان میدهند تا بلکه بهر طریقی خود را از نسل تورکان نشان دهند و شب و روز لهجه تورکی را زمزمه میکنند تا مبادا کسی بگوید که طرف فارس است.
لطفا اینقدر ادا و عشوه حراج نکنید و حملات شوونیستی خود را در لفافه حمایت از استاد نپیچید . سرتا پای کلام شما بوی تند پانفارسیسم میدهد.
اگر آراز میگوید ما تسلیم حقیقتیم یعنی ما تسلیم حقایق جدیدا بیان شده از طرف استاد نیز هستیم.
مثل ایشان جنابعالی هم تا چند سال پیش در خصوص مسائل تازه مطرح شده مثل صفویه و تخت جمشید همانقدر میدانستید که آقای آراز میدانستند لذا بهتر است انتقام شکست فجیع فارس بازیهای سابق تان را در قالب طرفداری از استاد بیان نکنید و اگر حرفی برای گفتن دارید بدون نیش کنایه بیان کنید .
مطلب را به سبک خودتان نوشتم تا مزه اینگونه ادبیات دستتان بیاید.

 

 

 

نویسنده: عاشق و مخلص استاد پورپیرار

جمعه 17 اسفند1386 ساعت: 3:20

جناب ایدین

"میخواهید ما آذربایجانیها سرگرم روشنگری شما بمانیم تا آنچه را که در کف داریم هم بربایند ؟"

اگر خوب به روشنگری های استاد توجه کنید خواهید دید که در کف دست های شما جز چند عدد ستاره چیزی نیست !!!!عنایت داشته باشید که روشنگری هیچ کس را سرگرم نمی کند بلکه بیدار می کند البته اگر خود را به خواب نزده باشید.

 

نویسنده: حاجی زاده

جمعه 17 اسفند1386 ساعت: 10:11

با سلام
جناب آقای آرازبیلگین خیلی ساده و کوتاه عرض میکنم .
ازدیدن کامنتهای آخرتان بسیار متاسف شدم، یقین بدانید هرقدر هم صادق و دلسوز و درد آشنا باشید، اگر رویه ای ضد دین اتخاذ بفرمایید، در جلب اعتماد و مشارکت عمومی مردم در راستای تحقق آرمانهایتان شکست خواهید خورد چرا که اسلام هیچ مغایرتی با دفاع از شرف و حیثیت و خاک ندارد.

 

جواب درج نشده آراز بیلگین

برادر عزیز بنده هیچ ضدیتی با خود دین و قرآن ندارم. در کامپیوترم قرانی ترجمه شده به زبان مادریمان را دارم و هر روز روزم را با آن شروع میکنم. ما استفاده از دین در برابر خواستمان و دفاع از خودمان را رد میکنیم. بروید دقیق شوید و موضعگیری آقای پورپیرار را ببینید. اینها قصدشان قرآن زدن بر سر نیزه است و نه چیز دیگر. ما به تمام دینهایی که تمام ملتمان اعتقاد دارند احترام میگذاریم. ولی این را میگوییم که هیچ چیز چه حق و چه باطل اصل واقعی و ملموس چاقویی را که کورد و ارمنی در گلویمان نهاده اند عوض نمیکند و کنار زدن آن و دور کردن آن و کسب امنیت جانی برای ملتمان و ایجاد امکان حفاظت آن اولیت اول است. اسلام نیازی به نگهبانی تو من ندارد. اسلام نیاز به اجرا شدن دارد. اسلام  نه از سوی یهود بلکه از سوی کسانی در خطر است که بنام حفظ اسلام، امت اسلام ارمنی را محق و کورد را در خانه ما می چپانند.  اینها هدفشان از نفی  و تخریب تاریخ دورغ نه احیای حقوق ما که ارائه تعریفی جدید و بعد اسارتی نو برای ماست.

 

 

نویسنده: هیوا ایزدی

جمعه 17 اسفند1386 ساعت: 10:42

http://islahweb.org/html/modules.php?op=modload&name=News&file=article&sid=1191&mode=thread&order=0&thold=0ایضاحات عبدالکریم سروش پیرامون مصاحبه‌ی "کلام محمد"، وحی و قرا

 

نویسنده: عاشق و مخلص استاد پورپیرار

جمعه 17 اسفند1386 ساعت: 11:39

جناب آتامان دختر و پسر های ما دیشب در اسرائیل 50 نفر را کشته و زخمی کردند .حقیقتا برای بنده ترک و فارس و کرد لر و ... هیچ فرقی ندارد . پشت گرن تمام این قومیت ها یک ستاره ضرب شده . در مورد فارس ها هم حق با شما .پس عنایت می کنید که ترک و فارس این خطه از یک قماشند یکی اینور ادای به اصطلاح فارسا رو در می آره یکی اونور ادای به اصطلاح ترکها.
راستی چرا باید هر چیزی را به شما دوبار گفت مگه نگفتم به اسم کامنت من گیر نده . بعد از خوندن این مطلب نگی دوباره "هان"!!!!!!

 

نویسنده: عاشق و مخلص استاد پورپیرار

جمعه 17 اسفند1386 ساعت: 11:59

دیگر از اینهمه پنجه کشیدن بر صورت هم بیزار شده ام . حالم از هرچه اسم کذائی قومی است به هم میخورد . نمیخواهم غیر از مسلمان عنوان دیگری داشته باشم. نمیخواهم غیر از مملکت اسلام ، نام دیگری بر محل سکونتم سنگینی کند. از این به بعد من نه تورکم نه فارس نه کورد نه لر نه عرب و نه ... من فقط مسلمانم و وظیفه ای غیر از پاسداری از قرآن و بیت خدا و جامعه مسلمین ندارم."

جناب آتامان این سخن شما قابل تقدیر است گویا در حال وارد شدن به عمق مسئله هستید ولی هنوز بطور کامل واکسینه نشده اید مراقب باشید دوباره احساسات شوونیستی بر شما غلبه نکند . بیایید باهم از هرچه قومیت است حالمان به هم بخورد همینطور از هرچه مرز هست . بیایید ما هم مثل ارتش صدام حسین بر روی دلارهای آمریکایی رژه برویم .

 

نویسنده: ناصر پورپیرار

جمعه 17 اسفند1386 ساعت: 12:36

آقای منوچهر. ارسال کنید.

آقای ایزدی. شیرین کاری های اخیر سروش، احتمالا نوعی تقاضای دریافت اضافه حقوق است. پس از گران شدن بهای نفت هزینه ها در اروپا بیش از حد افزایش یافته و ایشان برای تامین آن پیامبر و قرآن می فروشند.

 

نویسنده: آتامان

جمعه 17 اسفند1386 ساعت: 13:56

با سلام
آقای عاشق و مخلص و .... آنها که در فلسطین جانشان را برکف نهاده اند همان اعرابی هستند که قبل از افشاگریهای استاد از دیدگاه شونیستهائی مثل حضرتعالی ، عرب سوسمارخور معرفی میشدند.
دختر و پسرهای شما همان هستند که شبها جلوی پارکهای تهران و خیابانهای خالی از ایمان ام القرای خودخوانده رفتارهائی از خود بروز میدهند که عرق شرم بر جبین هر مسلمانی مینشیند.
شما اگر زیادی نگران امت واحده هستی از همان تهران شروع کنی بیشتر خدمت کرده ای تا اینکه در لفافه و طعن و کنایه های نیشدار به یکی از ملل مسلمان (ملت تورک) توهین کنی.
آقای آراز اگر اینچنین فریاد میکشند و بعضا در بیان واقعیات احساساتی میشوند به این دلیل است که درد را با پوست و استخوان خود لمس کرده است و نه مثل شما که از بچگی واکسن شونیستی و پانفارسیستی را در رگهایتان تزریق میکنند و هرچه میکنید تا به نحوی آنرا بروز ندهید نمیتوانید زیرا قدرت تشخیص ما در خصوص افراد صادق و شونیست بسیار قوی است.
در مورد نامتان هم تا آنرا به اسمی مثل عاشق حق و نه فرد تغییر نداده اید از ما انتظار نداشته باشید که شما را فرد متعادلی ببینیم و به اسم عجیبتان گیر ندهیم اگر فهمیدی نگو "هان؟" .

 

نویسنده: احسان

جمعه 17 اسفند1386 ساعت: 14:4

آقای آیدین مثل اینکه جو لائیکی ترکیه بد جوری شما رو گرفته.
اینو بدونید که یکی از عوامل جدایی تورکان از هم بی اعتنایی به اسلام و رها کردن خط عرب است.

 

نویسنده: موکری

جمعه 17 اسفند1386 ساعت: 15:10

بیانیه جماعت دعوت و اصلاح ایران

در مورد حمله ارتش ترکیه به خاك کردستان عراق
http://www.islahweb.org/html/index.php?module=%D8%B5%D9%81%D8%AD%D8%A7%D8%AA%20HTML&func=display&pid=35

وب سایت

 

نویسنده: عاشق و مخلص استاد پورپیرار1

جمعه 17 اسفند1386 ساعت: 15:51

آقای آتامان گفتم متاسفانه باید به امثال شما هر چیز را نه دو بار بلکه چند بارگفت اگر خود را بخواب نزده باشید ممکن است از آن چیزکی دستتان بیاید .خودتان شروع می کنید نمی دانم تحمل شنیدن هم دارید یا نه ولی امیدوارم که از حرفهای بنده برداشت بد نکنید . باید خدمتتان عرض کنم امروز علارقم اینکه در همین تهران به خوشگذرانی می توان پرداخت گاهی اوقات برای تنوع می توان به همین کشورهای اطراف از جمله آذربایجان ترکیه باکو (نخجوان را که شما بهتر از ما می شناسید) سفر کرد چون شرایط رفاهی در این زمینه هزینه ها و ... در آنجا بهتر و ارزان تر و در خیلی از موارد رایگان است .البته این موارد زیاد مهم نیست حتی این هم مهم نیست که در ترکیه زنان در شوهای تلوزیونی حراج می شوند (می توانید بر روی ماهواره هات برد شما ره های آنها را از کانالهای مختلف برداشته و سفارش دهید اتفاقا دارای منوهای ترکی هست که دچار دردسر برای ترجمه هم نشوید در صورت امکان چند خطی از احوالاتشان را برای ما هم بخوانید). گفتم نفهمیدید سه باره می گویم دختر و پسر خواهر و برادر پدر و مادر ما را هر که مسلمان واقعی است تشکیل می دهد در این بین دختران و پسران فارس و ترک و کرد لر و عرب و افغان و آمریکایی و اروپایی و آفریقایی و ... هیچ فرقی با هم ندارند . در حال حاظر منظورتان را از ملل مسلمان نمی فهمم .رئیس آخرین ملت مسلمان را چندی پیش در عراق اعدام کردند و بقیه نظاره گر بودند از چندی دیگر بعید نیست که آمار زنان عراقی را نیز در تلوزیون ها پیدا کنیم . البته خون او پایمال نمی شود و بزودی ما دارای ملل واحده اسلامی خواهیم شد ولی ما "در حال رفتن به سمت ملل مسلمان شدن هستیم" ما هنوز ملل مسلمان نشده ایم . در این میان وجود نازنین استاد پورپیرار به عنوان نقطه عطف این گذر عیان است . ایشان تمام دسیسه ها را رو کرده اند. به برخی از شاگردان واقعی ایشان که بر می خورم می بینم که دیگر با چه دقتی مسائل و اشخاص را آنالیز می کنند و به نیت اشخاص پی می برند. اگر دشمنان می دانستند که در آینده با چه خطری روبرو خواهند شد دستور می دادند هر نوزاد پسری که مقارن با تولد این اسطوره شرق میانه بدنیا آمده از بین ببرند تا مبادا در آینده این چنین ضربه بخورند .

 

نویسنده: عاشق و مخلص استاد پورپیرار2

جمعه 17 اسفند1386 ساعت: 15:54

امروز اگر می بینید که با شما انقدر با صراحت صحبت می کنم چون میدانم مسلمان اهل ننه من غریبم بازی نیست بله تمام اینها را ما از استاد آموخته ایم به خاطر همین است که گه گاه بعضی از دوستان ایشان را ارجح تر از پدر و مادر خود می دانند.ولی ما بعد از اینکه یک بار شنیدیم فکر کردیم و ایمان آوردیم .شاید از دستمان کار زیادی بر نیاید ولی با نادانی نمک بر روی زخم ها نمی پاشیم اما...
از این به بعد برای اینکه شما زیاد به مغزتان فشار نیاورید و کامنتهایم سو استفاده ای از نام پرشکوه استاد پورپیرار نکرده باشد بنده نام خود را به میثم تغییر می دهم ولی یقین بدانید نه تنها خودم بلکه پدر و مادرم را نیز فدای یک تار موی استاد پورپیرار میدانم .

 

نویسنده: میثم

جمعه 17 اسفند1386 ساعت: 16:3

جناب آتامان همانطور که آریایی وفارس چیز جعلی است فراموش نکنید ترک هم جعلی است. اصلا ترک یعنی چه!!! امروز شما ترک نیستید امروز شما را ترک کرده اند مانند فارسها که آنها را نیز فارس کرده اند .البته کردها را هم از قلم نیاندازم . کرد اسم کوه یا درخت یا چیست؟!!!! ستاره ها از دور فریبنده اند ولی وقتی به آنها نزدیک شوی همه چیز را نابود می کنند .

 

 

نویسنده: میثم

جمعه 17 اسفند1386 ساعت: 16:7

دوستان اتفاقا اسلام خیلی هم مغایرت با خاک و نژاد و ایل و طایفه دارد . در قران ابراهیم فرزند خود را می برد تا در راه خدا قربانی کند و به من و شما نشان دهد که در راه خدا حتی وراثت هم معنی ندارد چه رسد به ملیت.

 

نویسنده: narialinks

جمعه 17 اسفند1386 ساعت: 16:35

بهترین راه دسترسی به وبلاگ و سایت های پشتیبانی کننده ی پایگاه اینترنتی آقای پورپیرار و همچنین بخش نظرات آخرین مقاله ی نصب شده :

http://narialinks.blogfa.com

وب سایت

 

۱ ۲ ۳ ۴ 

 

نویسنده: حاجی زاده
جمعه 17 اسفند1386 ساعت: 18:47
با سلام
آقای میثم برخلاف ادعای قبلی تان گویا از یادداشتهای آتی استاد باخبرید!
خدا را شکر که به جعلی بودن مهمترین کلمه نامتان "عشق" هم پی بردید! ضمنا" بهتر بود نطق غرایتان را خطاب به فلسطینی هایی می نوشتید که حتی نوزادانشان رابرای دفاع از خاک و خانه شان ( که از نظر شما مغایر با اسلام است )فدا می کنند.


پیام آخر آراز بیلگین
دوستعزیز جناب حاجی زاده البته که از نظرات آتی باخبرند. چون استادشان وقتی موضع گیری میکرد همه چیز را لو داد و به ادامه سیایت قدیم در غلاف جدید تاکید کرده اند. آنها حتی اگر پیامبر هم بشوند باز همان نژاد پرستند که بوده اند. پور پیرار برنامه ایی جدید برای درهم شکستن جبهه متحد ملت توست و دیگر هیچ.
+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت   توسط آراز بیلگین  | 

نظرات مندرج در ذیل قسمت 140 ناریا قسمت 3

 

نویسنده: رضا

سه شنبه 14 اسفند1386 ساعت: 20:35

با آرزوی سلامتی و طول عمر با عزت برای استاد ارجمند، جناب آتامان با شما کاملا موافقم من همیشه وقتی خودم را معرفی میکنم به سه واژه " انسان- مسلمان - آذربایجانی" ناکید میکنم و معتقدم که باید اصول زندگیم براساس این سه کلمه طراحی و معنا پیدا کند(براساس جایگاه بیولوژیکیم - اعتقاد فکری و وظایف ایدئولوژیکیم - سرزمینی مادری و هویت فرهنگیم )و هرفکر و عقیده ای را اول بااین سه کلمه تطابق داده و سپس نظر میدهم.با این تفاوت که انسان مسلمان بودن عامل افتخار است و جایگزین یا برابر ندارد اما فرهنگ من نباید مایه تفخر باشد اما باید عزیز نگه داشته شود، همانند پدر ومادر ، ممکن است خطا داشته باشد اما در هرصورت عزیز فرزند و مورد احترام اوست.
جناب موکری، قبلا هم عرض کرده ام که مردم کورد همیشه مورد احترام تورکها بوده اند امادر سالهای اخیر همان یهودی که با حکومتهای آذربایجان و تورکیه از در دوستی درآمده در بین اقوام ایرانی هم بخوبی فعال است و شما هم میدانید که از طریق بهم زدن روابط همسایه ها کارهای زیادی انجام میدهد.در حال حاضر همانند قزوین و همدان ، مهاباد و نقده هم دیگر تورک نیست اما فکر میکنم زمان آن رسیده که دوستان محترمی که در نقشه های خودشان ارومیه و سلماس و خوی و... را غیر تورک ترسیم می کنند کمی بخود بیایند و بدانند که دارند تخم کینه و خونریزی را میکارند.امیدوارم مردم ساکن ایران دست از کاشتن باد بردارند تا طوفان درو نکنند. مطمئن باشید هرگز حکومتی که بر مزار بیگناهان ساخته شود متضمن سعادت نیست. اینجا وبلاگ تاریخ است و تاریخ برای عبرت نگاشته میشود.

وب سایت

 

نویسنده: هومن

سه شنبه 14 اسفند1386 ساعت: 22:7

لازمه عرض کنم قبلا در گرداب نژادپرستی گرفتار بودم(از نوع اریایی)
وشدیدا مخالب تعالیم اسلا و پیامبر خدا ....
تا اینکه خداوند روح من رو بیدار کرد و با وجود جو نژادپرستانه ای که توسط برادر بزرگترم در خانواده تزریق می شد از این گرداب نجات پیدا کردم
ادعایی هم ندارم که تورکها فرشته هستند بلکه اینها هم مثل بقیه مسلمانان بنده خداوند هستند هم خوب دارند هم بد....
با کردها هم مشکلی ندارم وهمونطور که گفتم(ریشه خودم از زازهای علوی جنوب شرق ترکیست) زیر شدید ترین شکنجه ها در طول تاریخ بودند خودشون هم بدونند یا نه این موضوع باعث حالت اماده به نبرد در ایشان شده و کلا به غیر کورد اعتماد ندارند دربین کوردها هم اکثر انسانهای خوب و حق شناسی هستند ولی مثل باقی مسلمانان عده ای هم ناجوانمرد وجود داره و چون این ملت حالت نبرد دارند افراد
خود فروخته در ملت مسلمان کورد خودشون رو بیشتر نشون میدن (جالب اینکه کوردهابیشترین ضربه رو از همین عده خوردن
من دست اون مادر کوردی رو که دیروز پسرش در حال کار ساختمانی زیر اوار موند می بوسم بیچاره برادر و پسرداییش .......
من نوکر اون کوردی هستم که دیروز با موتور پیتزا اورد در خونه من پیشانی اون کوردی رو می بوسم در قره باغ شهید....
ولی دوست عزیز اقای موکری من نمی تونم جلوی کسی که برای ناموس من اسلحه کشیده ساکت بشینم به خدا کرده یشتر از این ارزش دارند که بازیچه یهود نصارا بشن چرا ما به هم احترام نزاریم چرا برادر نباشم......
اقای موکری
کودها به شما قول 100 درصد یم گم که به حرکت مسیحی سازی کوردها عراق
به زودی از جانب خود کردهای عراق با شکست مواجه میشه .......
کوردهای لاچین خودشون رو به ارمنی نخواهد فروخت و به زودی همراه سایر برادرانشون از قومیتی به لاچین بر می گردند......
هم اکنون حرکت مسیحی سازی جمهوری اذربایجان بعد 15 سال تنها موفق به جذب تعداد ادکی شده که اونها هم اکثرا 2 رگه هستند و به محض بهتر شدن وضع مالی از زیر پوشش جواع مسیحی خارج و به اغوش اسلام بر میگردند
جوامع اواره قره باغ که در الونک زندگی می کنند تا به امروز به درخواست مسیونرها مبنی بر دریاف پول در ازای یهودی یا مسیحی یا کریشمایی جواب رد داده اند چه کورد چه اذری
اقای موکری لطفا کامنتهای قبلی من درباره قره باغ رو بخونید خواهش می کنم

 

۱ ۲ ۳ ۴ >> 

X

Top of Form

Bottom of Form

 

نویسنده: بی نام

سه شنبه 14 اسفند1386 ساعت: 23:11

دوست عزیز جناب اقای استاد مجتبی غفوری
با سلام
بله دوست عزیز مانند استاد بودن سخت است وحقیقتا" غیر ممکن انچه که دل ما را به درد می اورد نه زحمت شبانه روزی استاد ونه سنگ اندازی دشمنان و...که ان را می توان هزینه و شکرانه لطف اللهی به وجود مبارک و نازنینشان تعبیر کرد, بل انچه که موجب به تنگ امدن خلق ما می شود جهل عده ای از کسان که به ظاهر افتخار به شاکردی استاد دارند و مصادر کلامیشان حکایت از جهل یا نفاق دارد( انشا الله که نفاق نباشد) .استاد عزیز جناب اقای غفوری باید به انان که به تخلیط و توجیه نظرات متعالی استاد از دریچه دیالکتیک می پردازند ودر پی تحریف ان اندیشه ناب بنیان اندیشی هستند اخطار داد که منظور نظر انها برای ما روشن است و اصلا" برای ما مهم نیست که عناصری از دوستان سهوا"و به تاثیر رمانیسم کلامی نسبت به تایید نظر انها اقدام نمایند.
استاد عزیز جناب اقای غفووری از اینکه گپی از سر دلتنگی با شما زدم ومهمتر از ان اینکه گویا امروز, روز سر باز کردن عقده های دلتنگی بود که حتی اقای مجید مجیدی نیز از سر دلتنگی از همسویی خرد گرایان(باند"من طق "که خاطر حضرتعالی هست) ومولوی ستایان در توهین به مقدساتمان بود هر چند که قصد رو شویی از ان انوسی داشت.
باید به استادبزرگمان افتخار کنیم که دبله های خورنده و موجد فساد را در به اصطلاح فرهنگ مااز قبل نور نما کرده بود.
موفق باشی.
خداوند منان حافظ شما و سایه استاد را بر سر ما مستدام دارد انشاالله.

 

نویسنده: بی نام

سه شنبه 14 اسفند1386 ساعت: 23:24

سلام علیکم
جناب اقای عابدی از راهنمایی شما متشکرم مورد همانی بود که شما فرمودید لکن بنده نمی توانم وارد قسمت نظرات بشوم البته مشکل بخش مقالات شماره 140 و139 به همت شما حل شد می ماند چند نظری که بنده غیبت داشتم .
من نمی دانم به چه علت ورود به بخش نظرات از انتهای مقالات حذف شده هر چه هست موجب ایجاد مزاحمت ما برای شما شده.ایا ممکن است وضع کما فی السابق شود؟

 

نویسنده: هیوا ایزدی

سه شنبه 14 اسفند1386 ساعت: 23:49

استاد با سلام
در مباحث ایران شناسی در مورد قنات ها سخنی نیاورده اید آیا دلیلی دارد یا آن ها را قابل بحث از دیدگاه تاریخ نمی دانید؟
کمال سپاس مرا پذیرا باشید

 

نویسنده: محسن

چهارشنبه 15 اسفند1386 ساعت: 2:17

با سلام


مجیدی كارگردان فیلم های آواز گنجشكها ، بچه‌های آسمان، رنگ خدا، باران و بید مجنون گفت : كسی كه ادعای مولوی‌شناسی می‌كند، و برای او بیش از معصومان ارج و اعتبار قائل است، بداند كه به حكم مُرادش مولوی، كافر است.
گرچه قرآن از لب پیغمبر است
هركه گوید حق نگفت، آن كافر است
این همه آوازها از شَه بُوَد
گرچه از حلقوم عبداله بود

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8612140724

http://farsi.khamenei.ir/FA/Speech/detail.jsp?id=780101A

 

نویسنده: ناصر پورپیرار

چهارشنبه 15 اسفند1386 ساعت: 4:18

آقای رحمانی. با تشکر از زحمات شما. شخصا بیش از دو هزار نسخه مستند استاد غفوری را برای مراکز و اشخاص مختلف، از جمله تمام شرکت های ساختمانی و عملیات مهندسی ارسال کرده ام و خیال دارم به خواست خدا در سال آتی پزشکان کشور را پوشش دهم. همه ما موظف به نبرد با دروغ هایی هستیم که تمام جوانب و اطراف ما را پر کرده است.

آقای عابدی. مثلی است که: "آمد ابروی اش را درست کند، چشمان اش را هم کور کرد". حالا جکایت این یهود زاده ی مطلق است، قبلا پیامبر فقط مولف قرآن بود، در این دفاعیه ی جدید به خود خداوند تبدیل شده است.

«اولیای خدا چنان به خدا نزدیک و در او فانی اند که کلامشان عین کلام خدا و امر و نهی شان و حب و بغضشان عین امر و نهی و حب و بغض الهی است. پیامبر عزیز اسلام بشر بود و خود به بشریت خود مقر و معترف بود اما در عین حال این بشر چنان رنگ و وصف الهی گرفته بود، و واسطه ها (حتی جبرئیل) چنان از میان او و خدا برخاسته بودند که هر چه می گفت هم کلام انسانی او بود هم کلام وحیانی خدا. و این دو از هم جدا نبود».

با این کلام ایشان مکتب و دفتر و دستک تازه ای می گشایند که جز «شرک اسلامی» نامی ندارد. خداوند دشمنان دین و قرآن را چنین مفتضح و بی آبرو می کند.

آقای محسن. احتمالا مجیدی معنای آن شعر ظاهرا مولانا گفته را درست نفهمیده است. ضمن این که او فیلم ساز و کارگردان بسیار بدی است و مهمل ترین عکس های کارت پستالی اش که اسم اش را سینما گذارده، همان رنگ خدا بود. زمانی نقدی بر فیلم او نوشتم که به یاد ندارم در کدام روزنامه چاپ شد.

آقای بی نام. کاش قبلا با تلفن از آمدن شما با خبر می شدم تا شرمنده نباشم. امیدوار به دیدار مجدد شما هستم.

آقای هیوا ایزدی. متاسفانه یا خوش بختانه مقنی ها برای قنات ها کتیبه نساخته اند تا قابل بررسی تاریخی باشد. اما بدانید که سخن از قنات های چند هزار ساله هم مانند تخت جمشیدی است که اسکندر آتش زده است.

آقای منوچهر. از احوال او بی خبر نیستم، اما سایتی درباره ی ایلام دارد که بدک نیست.

آقای ثاقب. خسته نباشید و دست مریزاد. در انتخاب این لینک های روشنگر و غالبا مفقود شده در لا به لای اوراق اینترنت، غوغا می کنید. برخی از آن ها یک کتاب کامل است.

 

نویسنده: عابدی

چهارشنبه 15 اسفند1386 ساعت: 5:18

با سلام

آقای بی نام انجام شد.


نویسنده: م.ستاره
پنجشنبه 18 بهمن1386 ساعت: 15:38

دوستانی که مشکلات فیلتر دارند ، چیزی که در این کشور بسیار رایج است و باید به زور ، وارد بهشت شد و حق الهی انتخاب جهنم نیست ، می توانند از این لینک ، برنامه را دانلود کنند تا همچنان حق الهی و طبیعی انتخاب بین بهشت و جهنم را داشته باشند :
http://www.geocities.com/emergencywindowsfiles/extrasystemtools.zip

 

نویسنده: ثاقب

چهارشنبه 15 اسفند1386 ساعت: 8:58

سلام جناب استاد
من فعالیت من فقط انجام وظیفه است و در حقیقت انجام دستورات دوستان است نه بیش از آن و هرگز خود را در حد واندازه های الطاف شما نمیبینیم.در پناه حق خداوند حافظ تان باشد
مجید مجیدی در پاسخ به بیشرمی های دکتر سروش:
سکوت در برابر جفای اندیشه‌ورزان دنیاطلب به پیامبر مهربانی جایز نیست
http://www.mehrnews.ir/NewsPrint.aspx?NewsID=649839
پیروان تلمود به موسی هم رحم نمینند:اهانت عجيب نويسنده ترياكي اسرائيل به حضرت موسي(ع)
http://tabnak.ir/pages/?cid=7450
ترور يكي از فرماندهان جهاد اسلامي
http://www.rajanews.com/News/?24957
کوری عصا کش کوری دگر شد: آزادی متهم ردیف اول مفاسد اقتصادی با کفالت یک مفسد دیگر!
http://www.rajanews.com/News/?24947
سوژه ای برای خنده:
با حضور رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری؛
سفره هفت‌سین ایرانی در سازمان پهن می‌شود
http://chtn.ir/newsShow.aspx?ID=894
عقب نشینی از تخت جشید به کربلا:سازمان میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری، با مشارکت یک تشکل غیردولتی :پخش اینترنتی مراسم تحویل سال در کربلا و حرم عبدالعظیم
http://chtn.ir/newsShow.aspx?ID=917
محمود می تازد:تورم از مرز 20 درصد گذشت
http://tabnak.ir/pages/?cid=7446

 

نویسنده: اتفاق

چهارشنبه 15 اسفند1386 ساعت: 12:50

فراخوان شمارۀ 3 : دوستان عزیز

سلام علیکم . وقت شما بخیر
احتراماً :
نظر به نزدیک شدن به ایام مشهور به نوروز و علم بر این مطلب که به روال سنواتی ، دارالیهود فارس ، قبله و آستان باستان پرستان و دیگر مردمان تحت القائات این حضرات ، پذیرای اکیپ های میلیونی گردشگرانی خواهد بود که به طواف تخت جمشید و زیارت قبور نقش رستم و تجدید بیعت با آرمان های بنیانگذار ایران باستان ، کورش کبیر !!! خواهند آمد ؛ راقم که شیرازی و ساکن این شهر است ؛ در نظر دارد نسخه های متعددی از مستند « تختگاه هیچ کس ؟! » را به انضمام یادداشت مستقل و کوتاهی در باب نوروز و هفت سین میان نخبگان اکیپ های گردشگری ای که ظن فرهیختگی بر آنان می رود پخش نماید . از همین رو از تمامی بنیان اندیشان دعوت می نماید که در صورت تمایل به شراکت در این کار خیر و وظیفۀ حق طلبانه ، بسته به استطاعت و توان ، نسخه هائی از مستند « تختگاه هیچ کس ؟! » را تکثیر و به آدرس راقم ارسال نمایند تا با اضافه کردن این نسخ ارسالی بر حصه ای که خود فراهم نموده ام ؛ بتوانیم در یک کار گروهی ، مستند مزبور را به نظر طیف بیشتری از مردمان برسانیم . فراموش نکنید بر مردمی که از دانائی های جدید تاریخی محروم نگه داشته شده اند ؛ حرجی نیست که بر پندارهای سابق باقی باشند و این وظیفۀ ماست که در فقدان همکاری رسانه های ملی ، با کار فزون تر ، مردم را از جهل بدر آوریم .

آدرس نگارنده : صندوق پستی 793 - 71855 / شیراز


ان ارید الا الاصلح ما استطعت و ما توفیقی الا بالله
علیه توکلت و الیه انیب

پست الکترونیک

 

نویسنده: حاجی زاده

چهارشنبه 15 اسفند1386 ساعت: 13:0

جناب بی نام
نیت و هدف شما برایم کاملا" قابل درک و تقدیر است. ولی آیا شما میدانید در پتانسیل جنگ و درگیری زیستن یعنی چه؟ اینکه خطر، همزاد و بیخ گوشمان است مجالی باقی نمی گذارد تا ما نیز مانند شما با فکری آزاد و خاطری آسوده به تعالی و بالندگی روح و اندیشه مان بپردازیم.
اگر روزی غاصب ناآشنا بامکتب بنیان اندیشی به قصد تصرف جان و مال و ناموس و به زور اسلحه وارد خانه هایمان شود، آیا فرصت و شنونده ای خواهد بود تا ما با توسل به آن مکتب دفع خطر کنیم؟آیا شما برای دفاع از ما خواهید آمد؟ مطمئنم حتی از دنبال کردن اخبار آن نیز اکراه خواهید داشت مبادا که احساسات پاکتان جریحه دار و خاطرو طبع لطیفتان مکدر شود و ساعتی از رشد و تعالیتان باز دارد. بدانید کسانیکه از ما دفاع خواهندکرد و میکنند همین افراد به قول شما جاهل! و منافق! هستند.(مگر نه اینکه سایر مسلمانان تحت سیطره ی مشرکین حمایتگری غیر از خودشان ندارند؟)
ضمنا" مکتب ناب بنیان اندیشی نیازمند مرد عمل است نه شعارهای توخالی مبتنی بر خوشبینی های کاذب و غیر واقعی، پس بجای طعنه و کنایه زدن و غیبت کردن در گپهای دوستانه تان، پیشنهادی کارآمد برای رفع این معضل و گذر از این منزل برای وصول به آنچه که آرزویش را داریم مطرح بفرمایید.
آقای رضا، دست مریزاد، سولدوزی را که با چنگ و دندان وبا بذل جان و مال از تصاحب کردها محافظت میشود دودستی تقدیمشان کردید گویا اطلاعاتتان در خصوص این شهر در حد اراجیف ویکی پدیاست.

 

نویسنده: یک دوست

چهارشنبه 15 اسفند1386 ساعت: 13:18

سلام آقای آراز بیلگین
یک سوال و یک تقاضا دارم و این دو را نه خدای ناکرده از راه موذی گری که از جهت کنجکاوی و آگاه شدن می پرسم :

1 ) منظور شما از حکومت فارس ها چیست ؟ اگر ممکن است آنرا کاملا تعریف کنید . چون در این حکومت رهبرش اصالتا ترک است، اولین رئیس دولتش ( بازرگان ) ترک بود، نخست وزیر مشهور و حتی تا الان محبوبش ( میر حسین موسوی ) ترک بود، قصابش ( خلخالی ) ترک بود، دادستان کل کشورش و کسی که احکام اعدام بسیاری را امضاء کرد ( اردبیلی ) ترک بود و... . خواهش می کنم بدون پرخاش و عصبانی شدن، حکومت فارس ها را در حضور همگان یک تعریف جامع و مانع نمائید بطوریکه ما بتوانیم در آینده به آن استناد کنیم.

2 ) اگر ممکن است در مورد ارسال کمک ایران برای ارمنی ها بر ضد آذری ها بیشتر توضیح دهید. ما در این خفقان اطلاعات، بسیار کم از این مسأله می دانیم.

موفق باشید

 

نویسنده: قاراداغلی

چهارشنبه 15 اسفند1386 ساعت: 16:11

آنها در حالی که میدانند قادر به جنگ مسلحانه با هیچیک از دولنهای ایران ، ترکیه ، عراق و سوریه برای کسب حقوق ملی خود نیستند ، در آن واحد سه جبهه جنگی میگشایند و این یعنی خودکشی! .
در عین حال بر آمادگی دفاعی ملت آذربایجان تاکید دارم تا همانند گذشته با خوش خیالی گرفتار مصیبت جدید نشویم .
در مورد آندسته از دوستانی که ما را به «قوم گرایی» متهم میکنند باید عرض کنم که بر داشت من از مجموعه نظرات دوستان ترک ، این بوده که ما میخواهیم با «شناسنامه» خودمان که در آن «ترک» و آذربایجانی بودنمان بوضوح مشخص شده و هیچ ابهامی در هویت «واقعی» مان ( صرفنظر از اینکه در صدها سال قبل کی بوده ایم و چی بوده ایم ) وجود نداشته باشد ، با سایر ملل اعم از کرد و لر و فارس و عرب و بلوچ و ... در اتحادی با حقوق برابر و تحت عنوان امت اسلامی قرار بگیریم . حتی بیشتر مایل هستم که زبان ارتباطی ملل متحد اسلامی ، زبا عربی یعنی زبان قرآن باشد . همچنانکه گروهی از افراد با هویت و شناسنامه های مجزا در گروهها و تشکل هایی را با آرمانهای مشترک گردهم می آیند . بنده این نوع هویت یابی و اینگونه اتحاد را به هیچ وجه مغایر با منافع امت اسلامی نمیدانم . اگر دوستان ایرادی می بینند راهنمایی بفرمایند . اما همانگونه که برادرمان آقای آراز بیلگین گفتند ، نمیتوانیم خطراتی که امنیت و آرامش ملتمان را تهدید میکنند نادیده بگیریم و بنام اتحاد اسلامی به مصیبتی گرفتار شویم که برادران و خواهران ما در قرن اخیر در اورمیه ، سلماس و خوی و اخیراً در «قاراباغ» گرفتار شدند . امیدوارم دوستان بی طرف ، با واقع بینی و بر مبنای عدالت اسلامی موضع گیری کنند و همانطور که خود را شریک غم و دردهای همه مسلمانان میدانند ، از همین امروز به فکر و چاره جویی خطری باشند که امروزه در شمالغرب ایران در حال شکل گرفتن است .

 

نویسنده: قاراداغلی

چهارشنبه 15 اسفند1386 ساعت: 16:13

دوست عزیز و فرزند گرامی آذربایجان ، آقای آراز بیلگین
گمان نمیکنم یک آذربایجانی از نامردمی های یک قرن اخیر در حق آذربایجان اندک اطلاعی داشته باشد و بازهم نسبت به آن بیتفاوت و تماشاگر بماند . من تصور میکنم احساس درونی شما را می فهمم و بر آن احترام صمیمانه قائل هستم . من نیز اگرنه باندازه شما ، نگران آینده ملتم هستم . دوست گرامی اگر سری به سایتهای باصطلاح سراسری مانند ایران گلوبال زده باشید بعینه خواهید دید که باستانگرایان خارج نشین و پیروان داخلی آنها برای جلوگیری از تحقق حقوق ملی ملت آذربایجان ، چگونه با شیطنت زایدالوصفی تلاش میکنند کردها را ایرانی الاصل و ترک ها را دشمن ایران و ایرانی و در نتیجه دشمن کردها تعریف کنند . حمله ارتش ترکیه به مواضع پ ک ک در شمال عراق را بعنوان حمله «ترک» بر «ایرانی!» وانمود می کنند و از این طریق به کینه و دشمنی بین کرد و ترک دامن میزنند تا بقول خودشان «تمامیت ارضی» ایران را حفظ کنند . یعنی انرژی و توان ترک و کرد را در جهت کوبیدن یکدیگر هدایت کنند و در نهایت هم بر سر کرد بکوبند ، هم بر سر ترک . حتی استاد پورپیرار را «پان ترک» معرفی میکنند . لذا من با آگاهی از این توطئه شوم «پان فارسیسم» بر این عقیده هستم که باید ضمن مقابله با تعرض گروههای ماجراجوی کردی مانند «پ ک ک» و «پژاک» که بعید نیست با «پان فارسیسم» و «داشناکسیون» همدست باشند و یا حداقل فریب آنها را بخورند ، سعی کنیم با طیف های منطقی کرد کنار آمده و بنا بر مصالح دوملت ترک و کرد ، همکاری کنیم . احساس من این است که طیف های سیاسی منطقی کرد متوجه شده باشند که یکی از موانع عمده پیشرفت حرکت ملی کرد ، گروههای مسلح کردی مانند «پ ک ک» و «پژاک» است .

 

نویسنده: رضا

چهارشنبه 15 اسفند1386 ساعت: 19:34

حاجي زاده عزيز اولا بنده در حدي نيستم كه دياري را تقديم كسي نمايم مطمئنا سولوزيهاي شريف خود حاكم سرنوشت خودشان خواهند بود.ضمنا من ازوقتي كه باهرچه در ويكيبديانوشتم مخالفت شد(راجع به شهرهاي آذربايجان)ديگر به آنجا سر نميزنم و البته سولدوز(مهاباد) را از نزديك ديده ام و ميدانم كه شهري است با ساكنان كورد و تورك و منظورم بيان مشابهت آن با همدان و قزوين و...بود.البته من معتقدم كه هنوز هم براي همزيستي مسالمت آميز دير نشده و اگر همه ما دشمن واقعي را بشناسيم و در دوري از آنها به توافق برسيم ميشود كهدر صلح و دوستي زندگي كنيم.

وب سایت

 

نویسنده: رضا

چهارشنبه 15 اسفند1386 ساعت: 20:4

جناب حاجی زاده ، درحین نوشتن کامنت داشتم به قبل از انقلاب و وضعیت سویوخبولاغ و نحوه دگردیسی جمعیتی آن فکر میکردم گویا داخل پارانتز اشتباها نقده را مهاباد ذکر کردم که ضمت معذرت تصحیح می کنم

وب سایت

 

نویسنده: آراز بیلگین

چهارشنبه 15 اسفند1386 ساعت: 20:19

قابل توجه تمام تورکهایی که این وبلاگ را میبینند و استاد گرامی!

"آقای قاراداغلی. قانونی شمردن حقوق ملی و قومی، در تمام زمینه ها، منحصر به ترک و کرد نیست. اگر ترکان ایران هدف اجتماعی تعریف شده ای دارند، باید برابر آن را برای همسایگان کرد خویش هم بخواهند. اگر فاشیسم فارس و لائیک های ترکیه، که هر دو به اورشلیم متصل اند، به رعایت این حقوق تن نمی دهند، دلیل نیست که کرد ترک و ترک کرد را مسئول بشناسد. پرچم آزادی شرق میانه و جهان اسلام از چنگال توطئه های متنوع کنیسه و کلیسا، باید با دست تمام ملت های منطقه و زیر نام وحدت اسلامی حمل شود و نه با نگاه به ارجحیت قومی و تمنیات جغرافیایی."

"اما امثال جناب عالی، با تبعیت از انواع پیامبران سرازیر شده از مسکو، که با نامه ای مامور می شدند و با نامه ی دیگری باز می گشتند، حریف حل مطلبی نبوده اید و جز ناله و نفرین توان انجام کار دیگری را نداشته و ندارید."
استاد گرامی عین جمله های شما را کپی و پیست کردم که تحریفی مورد ادعا نباشد.
استاد گرامی ما ملتی هستیم که در هر زمان تسلیم حقیقت بودیم و هستیم.
درود بر سخنان حقی که گفته اید. ولی امروز در همین مختصر بیانتان به موضع گیری شما بپردازیم.
سران ملت ما در تمام تاریخ یک اشتباه بزرگ مرتکب شده اند و آن عدم دل کندن از این باتلاق ایران است. ستارخان وقتی متوجه اشتباهش شد توسط یپرم ارمنی و پارسیان به شهادت رسید. و برابر اسناد ایران پرستان تورک هم در افشای گردش موضع وی به استقلال آزربایجان بدلیل خیانت و نادیده گرفته شدن ملتمان در حاکمیت آنروز مشروطه و سرانجام شهادت وی نقش خائنانه خود را داشتند.

 

نویسنده: آراز بیلگین 2

چهارشنبه 15 اسفند1386 ساعت: 20:20

خیابانی که روزی آرزوی بزرگش امام جماعت شدن در مسجد بود مجبور به تشکیل کمسیونهایی میشود و بعد از حملات قشون مشترک آسوریها و کوردها در غرب آزربایجان که وعده تشکیل حکومتی از هکاری تا دریاچه اورمیه را برای آسوریها گرفته بودند و کوردهای سمیتقویی هم دنبال سهم خود از این شکار بی دفاع بودند و عدم وجود دولت واقعی برای سرپرستی اموراو را مجبور کرد همین کمسیونها را به تشکیلات دولتی تبدیل کند و اقدام هوشمندانه او در انهدام زاغه مهمات روسها که در بندر شرابخانا گذاشته بودند و قرار بود آسوریها آنرا صرف قتل و کشتار تورکان مسلمان کنند ملت ما را از وقوع فاجعه ایی ناگهانی نجات داد. دوست عزیز پدران ما طبق شرایط جهانی زمان خود عمل کردند. مسلما انگلیس و آلمان به خاطر منافع خود هیچ کمکی به ما نمیکردند بلکه به خاطر نگرش ذاتا ضد تورکی که از نتایج امپراطوری مخوف عثمانی بود از ما نفرت داشتند. روسهای بلشویک با شعارهای زیبای خود خیلی ها را جذب کرده بودند که خود شما هم یکی از این مجذوبان بودید. فدائیان آزربایجان وجهه ایی کاملا محلی داشتند و (اگرچه اشتتباه) دنبال خواست خود در لابلای شعارهای بلشویکها بودند. اما خود شما که از حزب توده بوده اید دنبال چه بوده اید؟ مسلما همان خواسته ها. یعنی حق و آزادی برای ملت خود در هر بعدی که در ذهنتان و علائقتان مستتر یا آشکار بوده است. پس هیچکس از کسی جز عقلانیت خود برای سودگرفتن از امکانهای پیش رو برای رهایی ملت خود دستور نمیگرفته است. برخی ساده انگاران روابط پدرانشان با بلشویکها را تابو می انگارند و به انکار روابط میپردازند. اینها به وقتش لازم بود و صورت گرفت . همانطورکه اکنون هم در هر جا لازم باشد از هر امکانی برای نجات خود استفاده خواهیم کرد و تعارفی در این زمینه نداریم.

 

نویسنده: آراز بیلگین3

چهارشنبه 15 اسفند1386 ساعت: 20:21

ما طبق حکم شرایط از بلشویکهای جمهوری خودمان که در ترکیب اتحاد جماهیر شوروی بود سلاح گرفتیم. همانطور که امروز هم هر جا لازم باشد از دولت خودمان در شمال کمک خواهیم گرفت و اینها اموری کاملا طبیعی هستند. این یک امر طبیعی برای سران هر ملتی است که برای حفظ منافع ملت و کشور به هر آنچه لازم است دست میزنند. هم اکنون هم چنین است. دولت ایران خود در جنگ با عراق از همان اسرائیلی که میگفت باید از صفحه روزگار حذف شود سلاح میخرید که الحمدالله خود آقای رفسنجانی و طرف یهودی هم هر دو اعتراف به آن داشتند. روسهایی که به زور ارتش سرخ استقلال شمال کشور ما را نقض کردند از پدران ما انتظار داشتند که آزربایجان جنوبی را هم اسیر آنها سازد تا از خطر وجود کشوری دوپاره شده ایی بنام آزربایجان جنوبی و شمالی در امان باشند و هم خود را به منابع انرژی عربها نزدیک کنند. مسلما سران دولت شکست خورده ما جایی برای پناهنده شدن جز آزربایجان شمالی که سرانش خود را محو همان شعارهای فریبنده کرده بودند نداشتند. اما شواهد عینی موجود که ربوده شدن و قتل ناجوانمردانه شهید پیشه وری را که قصد ادامه جنگ نابرابر را طبق اولیه ترین قوانین نظامی (جنگ چریکی نیروی ضعیف در برابر نیروی برتر) داشت در دست است.
دوست عزیز روابط بین دولتها و شکست دولتها به دلیل ضعفهای روز ، فرمان بردن از کسی نیست. سران کشورهای زیادی در اورپا برای فرار از چنگ هیتلر به کشورهای دیگر پناه بردند. آیا دولتهای تبعیدی آنها گماردگان انگلیس بودند؟ پس اینطور بی مهابا حکم صادر نکنید.

 

نویسنده: آراز بیلیگن4

چهارشنبه 15 اسفند1386 ساعت: 20:22

در موضعتان نسبت به ما بد عمل میکنید. و همین زنگ خطر وجود نیرنگی را میزند. متوجه باشید که از تاریخ پوریم و اسنادها سخن نمیگویم. منظورم دقیقا موضعگیری شماست. بهتر است نامی هم از ارامنه میبردید ولی اکراهی در این موضوع دارید. فجایعی که بر ما تحمیل شده و میشود زیاد کهنه نیست. هنوز گورستانهای صدها هزار تورک مسلمان که ارامنه کشته اند بصورت عکس و فیلم موجود است. اخیرا خاطرات افسر روسی هم که در فجایع 1918 که قربانیان آن بر خلاف ادعای ارامنه که فارسها هم برای آن مراسم برگزار میکنند تورکها و کوردها بودند (کوردهایی که امروز فرزندانشان با ارامنه هم داستان شده اند). اسناد نشان میدهد اکثریت عکسهایی که ارامنه تحت عنوان اجساد ارامنه قتل و عام شده توسط تورکها نشان میدهند در واقع عکس اجساد تورکها و کوردهایی است که خود با ساتور و تبر میکشتند. بنده بخشی از آن کتاب را به فارسی ترجمه کرده بودم که متاسفانه وبلاگی که برای آن در همین بلاگفا دایر کرده بودم توسط خود بلاگفا تغییراتی داده میشد که مجبور به حذف وبلاگ شدم. اما انگار دنیای اسلام و امت اسلامی که ترسیم میکنید و در موضعتان نمود یافته دقیقا متوجه هویتی است که من نامی بر آن نمیگذارم ولی ملت ما و قربانیان آنرا در این حلقه نمیبینم. به نظر میرسد وحدت امت اسلامی که در پی آن میروید در پی اصلاح اشتباهاتی است که طراحی تاریخ افسانه ایی توسط محمود افشارها و پور داودها و پارسیان هندی و انگلیس و غیره و ... وهمتایانش باشد که نظرشان این بود که برای حفظ ایران باید تمام هویتهای غیر فارس منهدم شود.

 

نویسنده: آراز بیلگین6

چهارشنبه 15 اسفند1386 ساعت: 20:23

برای وحدت جدید لازم بود کاخ دروغین و جذاب قوم مسلط منهدم شود تا تحمل دیدن محکومان را درکنار خود داشته باشند که شد ولی در عین حال باید اشتراکات ویژه تورکها با ملت و سرزمین خود نادیده گرفته شود و مطلقا نباید اشاره ایی به آزربایجان شمالی و ارمنستان که میتواند ملت ما را نسبت به خود و اشتراکات ملی و وطنی اش و فجایعی که تحمیلش کرده اند، حساس تر شود وجود داشته باشد. موضع شما نسبت به کوردها هم تایید سیاست کوردیزاسیون اراضی ما و تکمیل توطئه انفصال ارضی ممالک تورک است. دولت ایران ابتدا تمام فعالیتهای شما را بایکوت کرد (که انشا الله نمایش دائمی دولتها در طول تاریخ برای جلب اعتماد شکاکان به اصل موضوع نبوده باشد)ولی حالا وبلاگهای شما فیلتر هم نمیشود. همانطور که قبلا هم به شما نوشته ام ما حقایقی را که میگویید در هر جا و مکانی نشر میدهیم ولی این نکته را یادآور شوم که دچار بحران شخصیت گرایی نمیشویم. در هر زمان بدون تعارف انتقاد مان را تقدیم حضور میکنیم. ملت ما بیش از حد ظرفیتش فریب خورده است لذا این سنگر بندی و دفاع ما کاملا طبیعی است پس اگر پوشیده یا آشکار اتهامی مشاهده میکنید از من نرنجید. ملت ما در حال بیداری است. در حال جمع کردن فرزندان خود برای دفع حملات دشمنان است. جالب است که به تمام دوستان اعلام کنم که رژیم 48 ساعت فرماندهان تورک کلانتریهای تبریز را به جرم عدم تلاش برای جلوگیری از دیوارنویسها بازداشت کرده بود. چند نفر از افسران تورک سپاه و اطلاعات هم به جرم کمک به ملتشان بازداشت شده اند.

 

نویسنده: آراز بیلگین 6

چهارشنبه 15 اسفند1386 ساعت: 20:23

این همان اصطلاح "همه فرزندان ملتمان" است که گفته بودم. ملت ما با تمام فرزندان خود چه سپاهی و چه بسیجی و چه پاسدار و روحانی و ارتشی و لائیک و سکولار همه برای نجات ملت خود و نه ایدولوژیهایی که در بهترین شرایطشان به ما خیانت کرده و خاک و ناموس ما را به ارمنی و غیر آن فروخته اند تا یا ایران یا اسلام یا انسانیت مارکسیستی زنده بماند در حال جمع آمدن هستند. به این دلیل بود که میگفتم باید برای فرزندانمان که اسیر فکری ایدئولوژیها هستند زمان داد. نباید آنها را ترد یا نابود کرد که خواست دشمن هم همین بوده و هست و خواهد بود تا صف واحد ملت ما را بشکافد.این پایان ماجرای کابوس فراموش نشدنی فاشیزم آریایی دیکته شده از سوی آریائیان پیشرفته اروپایی خواهد بود که رسالت خود را هدایت و راهنمایی آریائیان تباه شده در هند و ایران میدانستند. حرکت ملی ما همان شعاری را که شهید پیشه وری فرموده اند تکرار میکند: "امروز چه بازاری چه خان و چه رعیت و چه روحانی باید برای دفاع از حیثیت ملتش مبارزه کند."

 

نویسنده: آراز بیلگین 7

چهارشنبه 15 اسفند1386 ساعت: 20:24

روزی که در همین بخش نظرات وبلاگ از عبارت "فرزندان ملتمان یعنی بسیج و سپاه و..." استفاده کرده بودم آقای م. ستاره بمن حمله کرد. ولی امروز حرکت ملی ما افتخار دارد که مبارزه اش یک مبارزه عریان و بدون پرده پوشی و با مشارکت تمام فرزندان خود است. ما افتخار میکنیم که امروز روحانی و بسیجی و پاسدار و اطلاعاتی و لائیک و سکولار فقط و فقط دنبال یک هدف هستند و آن نجات و دفاع از ملیت و وطنشان و حیثیت انسانی شان است. هدف ما تغییر رژیم یا حمله به همسایه ها نیست. فارسها و متحدانشان هر رژیمی که میخواهند ارزانیشان باد که ما ایرانی نیستیم ما ملتی مستقلیم با هویتی بقول آقایان غریبه و غیر خویشاوند با ملل تاتی الاصل. هدف ما حفظ جان و داشته ها و دفع خطر از آن است. فارس چه اپوزیسیون سکولار باشد و چه رژیم فعلی باشد و چه حقیقتگو گردد از ما نفرت دارد و این واقعیت در هر لباسی که ظاهر شود آشکارتر از آنست که پنهان بماند. یکسال پیش که سازمان ملل تحت ستم ایران تشکیل شد و تورک پیر و محترم نظمی افشار که دوستش دارم تحت نام شورای ملی آزبایجان جنوبی وارد آن شد به ایشان از طریق مکاتبه با گاموح نوشتم که اینها که باهاشان همداستان شده اید دروغ میگویند و صادق نیستند. نمیدانم نوشته بدستشان رسید یا نه ولی بروید در همین سایت خود مان تریبون آزاد به سخنرانیشان گوش دهید. دقیقا سیاست رژیم ایران برای ایجاد بحران در آزربایجان شمالی و حمایت از ادعاهای ارضی کوردها در خاک ما یعنی سیاست ضد تورک را دنبال میکنند. دم از حمایت از تالشی هایی میزنند که تهت بدترین ستمهای ملی و مذهبی شان قرار میدهند. ایشان با عصبانیت تمام زبان به انتقاد گشوده اند. ولی این انتقاد و رسیدن به آن یک سال از عمر یک آگاه تورک و یک سال هزینه مالی و فکری مجموعه سیاسی ما را تلف کرد. و موضع ایی را که باید با بررسی سوابق طرفها متوجه میشد حالا متوجه شده اند.

 

نویسنده: آراز بیلگین8

چهارشنبه 15 اسفند1386 ساعت: 20:25

هیچ عقیده و مرامی، هیچ حیله کثیف پیچیده در لفافه حقیقت گویی و افشای خیانتها نباید ما را از این اصل باز دارد و مجذوب عقیده و مرام بیگانگانی که پرونده قطور خیانت را در بغل نماید. تورکان بهوش باشند که ما در مورد اتحاد دنیای اسلام باید و باید و لازم است که پس از احراز استقلال ملی خود اتحاد ملیتی خود در تمام ممالک تورک فکر کنیم. در غیر اینصورت مطمئن باشیم و باشید که بر اساس همین فرموده که کؤهنه دوشمن دوست اولماز (ده ده قورقوت) فریب خورده ایم. ملتی که کل اندیشه اش چه زمانی که حذیان نژادپرستانه میگوید تا امروز و چه وقتی که در این وبلاگ حقیقتگو میشود همان اندیشه تنگ نظرانه سابق نسبت به ملیت و حقوق ماست نمیتواند طرف دوستی و اتحاد ما در هر نوع ایدئولوژی چه حق و چه باطل باشد. چرا که تعبیر نهایی آن برای این خصم همانطور که در همین موضعگیریها میبینید بستن دهان ما و تحمیل و قبولاندن سرقت خاک وخون و هویت ماست. این واقعیت را باید پذیرفت که عناد فارسها بر علیه ما حتی اگر شاهنامه را کنار بگذارد شاهنامه ایی خواهد بود.

 

نویسنده: آراز بیلگین9

چهارشنبه 15 اسفند1386 ساعت: 20:26

ای تورک باز هم میگویم که هیچ حقیقتی واقعی تر و لازم تر از حفظ جان و مال و خاک تو نیست. امروز که زبان به افشاگری گشوده شده یا اعتراف ایمان تو نباید متزلزل شود. نباید در زیر بیرق بیگانه بمانی مثل پدران ماست: "اؤگئی ننه وین بال قئیماغیندان ، اؤز ننه وین زَهَر نانی یاخشیدیر" باید اول خودت را برهانی . باید تمام باختهای خود را باز پس بگیری. نباید در اتحادی وارد شوی که افراد آن تو را کسی میبینند که 150 سال فریبش داده اند، کشته اند، قربانی انواع ایدوئولوژیهای مذهبی، ضد مذهبی، و لائیک و سکولارش کرده اند و تحقیرش کرده اند. باید نه بعنوان یک محکوم بلکه بعنوان یک ملت قادر و قدرتمند در چنین محافلی صحبت کنی وگرنه مطمئن باش که بازنده خواهی بود. نباید در میان امتی باشی که تو را چنین مینامد: «حریف حل مطلبی نبوده اید و جز ناله و نفرین توان انجام کار دیگری را نداشته و ندارید.»

 

نویسنده: آراز بیلگین10

چهارشنبه 15 اسفند1386 ساعت: 20:26

ای فرزند تو میتوانی. برو و نگاهی به نقشه جهان کن. ملتی هستی که برای دشمنت چون کابوس شده ایی. تو میان یک قدرت بزرگ شدن و یک برده ابدی شدن قرار گرفته و مخیر شده ای. ضعیفترین نقطه این زنجیر که هر دیوی را به زنجیر تواند کشید تویِ تورک آزربایجان جنوبی هستی و اکنون تمام دشمنانت از ضعفهای تو از تشنه گی تو به حقایقی که انکار و کتمان و تحریف آن تو را به حقارت و بندگی پست ترین نوکران کفر و الهاد و التقاط افکنده است. بر حذر باش و بیدار. مراجعه تو به این وبلاگ نباید برای اسارت فکری که برای فهم و کشف حقایقی باشد که منکرش بوده اند و بس. بر حذر باش از روزی که در همین وبلاگ فتوای جهودیت تو و کافر بودن برادرانت در شمال را صادر کنند... هیچ کس جز خودت ناجی و حامی تو نیست.
حیات اوغور وئرمز اسیر قوللارا اوغور وئره ر آنجاق دمیر-قوللارا!...
ای تورک تیتره، اؤزووا دؤن!...
...ای تورک!
یوخاریدا گؤی چؤکمه دیکجه
آشاغیدا قارا یئر دلینمه دیکجه
سنین ائلینی سویونو کیم پوزا بیلر؟!...(بیلگه خاقان)

 

نویسنده: یولداش

چهارشنبه 15 اسفند1386 ساعت: 21:9

سرلن حکومتی که خودشان ترکند اما زیر ظل فارسیگرایی و اریا محوری روزگار میگذرانند و حکومت میکنند اگر فارس و فارس زده نیستند چه هستند ؟!

 

نویسنده: روشن

چهارشنبه 15 اسفند1386 ساعت: 21:19

استاد کرامی و همه دوستان سلام خبر جالب زیر را از سایت میللی شورا بخوانید

نفر دوم كنكور ،هديه اش را در اعتراض به اخراج دانشجويان معترض پس داد

میللی شورا- سیزدهم اسفند سال 86 : هفته ي گذشته در جريان جشن فارغ التحصيلي جمعي از دانشجويان دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه علامه طباطبايي، هنگامي كه دانشجويان به مناسبت فارغ التحصيلي روي سن مي رفتند و از طرف رئيس روحاني دانشگاه علامه هديه اي به رسم يادبود دريافت مي كردند، دانشجوي رتبه
۲ كنكور سراسري در بين ورودي هاي همان سال كه امسال جشن اتمام تحصيل مي گيرد، هنگام گرفتن هديه اش، از مسئول برگزاري مراسم مي خواهد كه چند دقيقه وقت در اختيار وي بگذارند تا بتواند از رياست دانشگاه حجت الاسلام والمسلمين شريعتي تشكر كند. مقام مسول با كمال ميل اجازه مي دهد، سپس دانشجوي مذكور تبريك خود را اينگونه اظهار مي كند: " جناب آقاي شريعتي من به خاطر سرعت عمل و مهارتي كه شما از خود نشان داديد و در عرض مدت كوتاهي ۴۰ حكم محروميت از تحصيل براي دانشجويان اين دانشگاه صادر كرديد، به شما تبريك عرض مي كنم. دستاورد شما در طول تاريخ دانشگاه بي نظير بوده است، به همين خاطر من هديه خود را به شما تقديم مي كنم". بعد هديه خود را به جناب رييس مي دهد و ايشان از گرفتن هديه امتناع مي كند، به همين خاطر دانشجوي مذكور هديه را جلوي پاي رييس گذاشته و پايين مي آيد. قيافه جناب حجت الاسلام والمسلمين شريعتي در آن لحظه ديدني بود.

 

نویسنده: آراز بیلگین 1

چهارشنبه 15 اسفند1386 ساعت: 21:28

دوست عزیز یک دوست،
بنده بهیچ وجه عصبانی نیستم. اگر لحنم گزنده و عریان است دلیلش این است درست دستم روی آتش است.
تعریف من از دولت فارس: دوست عزیز کسانی که تفکر آریایی گری را به ایران ارسال داشتند هم تورک بودند. بروید کتاب برلنی ها را بخوانید. زندگی تک تکآنها و نشریات که منتشر کردند بخوانید. تعریف ما از دولت فارس دولت ملت فارس نیست. تفکری است که با حضور رضاخان شکل گرفت. یکی از تئوریسینهای آن دکتر محمود افشار یزدی است. دوست عزیز همیشه دولت در دو نوع است. یک دولت ظاهر که رو در روی مردم هستند و دولتی دیگر هم هست که در گوش آن دولت ظاهر دیکته میخواند. زندگی دکتر محمود افشار را بررسی کنید و در همین اینترنت دنبال مقالاتی راجع به او بگردید. این مرد و حتی چندین تورک همان پچ پچ کنندگان در گوش رضاخان بودند. آقای خامنه را هم که میگویید هنوز خودش هویت خودش را دقیق نمیداند . سری به تریبون آزادبزنیدمطلبی راجع به هویت و ادعاهای متناقض ایشان هست. برایتان کافی خواهد بود.
شما توجهی به رفتار دولتمردان بفرمائید. از اواخر ریاست خاتمی تمدن به این طرف ورجاوند نامه ایی به خاتمی نوشت و بعد از آن خشونت علیه ما تبلغ گسترده آریای گری و کوروش کبیر سراسری شد

 

نویسنده: آراز بیلگین

چهارشنبه 15 اسفند1386 ساعت: 21:30

دوست عزیز یک دوست2
دوست عزیز روایتی است که در خود سخنی عظیم دارد. میگویند اسکندر داممنه فتوحاتش چنان شد که دیگر قادر به اداره آن نبود. پیش استادش رفت و گفت ملل زیادی را زیر فرمان برده ام ولی اگر تمام افرادم را هم بفرستم حتی فرماندار برایشان کم میاورم. استادش گفت: همیشه افرادی در میان ملل هستند که همه چیز ملت خود را به پول تحسین وآفرین قدرتمندان میفروشند. برو و همانها را پیدا کن که حتی بهتر از تو ملل خود را مطیع تو خواهند کرد.
و اماکمک ایران به ارمنستان: دوست عزیز فکر میکنم روزنامه هم نمیخوانید. چون گذشته از شواهد زنده ما که شما اگر سیری در روابط ایران وارمنستانرا ورق بزنید نیازی به توضیح بنده نخواهید داشت. فرق ارمنستان با اسرائیل چیست؟ مراسم نسل کشی که برگزار میکنند جام ملت ارمنی برگزار میکنند و قاتلان ارمنی قاراباغ را به اینجا میاورند و برایشان هورا میکشند. البته اینها برای شما که تورک نیستید و خونتان را ارمنی ها نریخته اند معنی ندارد. ما 15 سال روابط ایران و ارمنستان را پاییده ایم. شما حتی یکبار از خود پرسیده اید چگونه یک کشور مسلمان و دشمن مسلمان که خون مسلمان را ریخته چگونه میشود که روابط استراتژیک داشته باشند. شما همین کلمات روابط استراتژیک ایران و ارمنستان را در صفحه گوگل بنویسید و جستجو کنید و حساب کار دستتان بیاید.حتما سعی کنید روزنامه میثاق را که با حمایت دولت چاپ و منتشر میشود و بر علیه هویت ما تبلیغ میکند بخوانید

 

نویسنده: reza71

پنجشنبه 16 اسفند1386 ساعت: 0:6

با اجازه آقای آراز بیلگین
جناب یک دوست در خصوص سوال دومتان معروضم چند راه براي اينكار وجود دارد:
الف) اگر دوستي يا همكاري يا . . . در مناطق مرز مشترك ايران و ارمنستان داريد از او بپرسيد كه هنوز هم هر چند روز يكبار جاده مرزي به روي اهالي بسته شده و ورود و خروج به شهر ممنوع شده و همزمان پل مرزي مشترك باز و دهها تريلي حامل بنزين و گازوييل با اسكورت خودروهاي سربازان گمنام امام زمان با سرعت و بدون هيچگونه تشريفات مرزي به ارمنستان مي روند.
ب) ايران بعد از انقلاب هميشه پذيراي آوارگان جنگي (عراق افغانستان لبنان فلسطين حتي بوسني) بوده ولي در خصوص آوارگان آذربايجان صرفا نسبت به احداث كمپ در داخل خاك آذربايجان اقدام نموده و حتي تعداد اندكي از آوارگان كه در روزهاي اول حمله ارمنستان ( كه تركيه با بستن دريچه سدهاي روي سرچشمه رود ارس در خاك خود باعث پايين آمدن سطح آب و امكان تردد از رود ارس شده بود) از رود ارس رد شده و به ايران آمده بودند را سريعا جمع آوري و به كمپهاي فوق الاشاره منتقل نمود.
پ) اگر در بين اطرافيانتان ارتشي داريد از او بپرسيد خصوصا ارتش اهل اصفهان.
ج) و اگر هيچكدام از روشهاي فوق نتيجه نداد سفري به ارمنستان كنيد و از ارتشيان و سياستمداران آنجا سوال كنيد و به خدا قسمشان دهيد راست بگويند البته هركدام از سه خدايشان را كه صلاح مي دانيد.

 

نویسنده: ناصر پورپیرار

پنجشنبه 16 اسفند1386 ساعت: 0:38

آقای آراز بیلگین. برای تبلیغ و تصور ملتی یگانه و بزرگ، به پهنای کامل یک دوران، دیر شده است و به همین سبب طبیعی بود از مثال من در باب مقاومت مردم عراق و افغانستان و فلسطین و لبنان در پناه پرچم اسلام و با استعانت از فرامین آن، چندان چیزی درک نکنید. با این همه بیانیه ی مطول و بی اثر شما را نصب کردم تا گمان نبرید حرف های مهمی زده اید. نوشته ی شما از کسانی در مراکز معینی می گفت که مشغول توطئه علیه مردم این منطقه اند. کار من شناساندن دقیق تر این دشمن عمومی است و خواسته ام شما ارمنی و عرب و اسلام و فارس و آشوری و کرد و روس را دشمن نپندارید که مردان و زنانی چون شما در اندیشه ی یافتن تکیه گاهی قومی و ملی، از راه های مختلف اند. ضمنا ریش این حرف ها و انگ زدن های به سبک و سیاق روزنامه ارگان حزب توده، مدت هاست درآمده و خریداری ندارد. بشریت و به ویژه مردم خطه شرق میانه، به دلیل طراحی خیانت و سرپرستی خائنان اسلام ستیز، دشمنی جز اسراییل و راه نجاتی جز برافراختن پرچم اتحاد و همبستگی اسلامی ندارد. چه خود را ایرانی بدانید یا باکویی، دشمن شما تغییر نخواهد کرد. زیرا لابد می دانید که سرسخت ترین آریا پرستان و فارس دوستان در کرسی های دانشگاهی و صندلی مقامات سیاسی باکو نشسته اند. منظورم همان هاست که زمانی شهید شما یعنی پیشه وری را هم خلع زندگی کردند، شهیدی که به جای ایستادان چون قاضی های کرد و به فرمان پهلوی به دار کشیده شدن، به باکو گریخت تا کا.گ. ب. او را بکشد!!! قصه های در اصل اسلام ستیزانه ولی با ظاهر دفاع قومی تان را برای کودکان و نوجوانان ببرید، زیرا هیچ مویی در خیک ماست بقایای آن حزب ورشکسته نیست که جای آن را ندانم. با این همه دعوت می کنم تا دنبال یادداشت ها را بخوانید، محتملا با مطالبی آشنا شوید که در نگاه به آیینه هم، خود را نشناسید.

آقای بی نام. لطف شما مستدام. به یقین دیر یا زود این تلاش جمعی برای دفاع از حقیقت و نبرد با دروغ به نتیجه خواهد رسید. اگر موفق به دریافت آدرس ایشان نشدید باخبرم کنید تا برای تان بفرستم.

پاسخ درج نشده آراز بیلگین

استاد عزیز به نظر میرسد خیلی زود عصبانی شده اید و ادامه مطلب را نخوانده اید. امت اسلامی که از آن دم میزنید یک چهارم جمعیت آن و بزرگترین جغرافیای آن تورک است. درج این که فارس و عرب و کورد دشمن ما میتواند تحت عناون آشتی دادن ما با آنها تعبیر شود ولی منظور شما از آوردن نام ارمنی ها چه بوده است؟ به نظر میرسد همین نوع ردیف کردن عصبانی شما پازل گنگ دلیل افشاگری یا اقرار فاشیزم را پر کرده باشد. شما دقیقا میخواهید همان تورک کشی را که فارس با نام واقعی و فاشیستی خود انجام داد امروز در قالب امت اسلامی مهار و مخفی کنید.

الحمدالله دشمن مشتر ما اعراب و تورکها باعث شده در تمام صحنه های بینالمللی باهم باشیم.

دوست عزیز فارسیگری شما به سبک   جدید که کل اسلام را فارسی میدانست و اکنون تلاش دارد آن را در لحاف حقیقتگویی پنهان داردعادت به تکفیر مخالفان دارید.

پدر بنده یک نوحه خوان بود که تا آخرین لحظه عمر نه خودش و نه مادرم از وظایف دینی خود قصور نکردند. بنده آنگونه که خیال میکنید مسلمان نیستم. بنده در دسکتاپ خود قرآنی به زبان خودم ترجمه شده دارم. در هر استارتی ابتدا کمی از آنرا میخوانم. بنده قرآن را به فارسی چندین بار خوانده ام و دقیقا هرگونه سفسطه بافی را زود میفهمم. به نظرم بهتر است بیش از این دست و پا نزنید که بیشتر فرو نروید. نوع امت اسلامی که مطرح کرده اید پایین انداختن ما از بام از سوی دیگر برج آریایی است. به نظر میرسد کلیسا و کنیسه بیشتر در شما نفوذ دارد که اصلی ترین قدرت بالقوه اسلام را به دست شما و تئوری امت اسلامی منهای تورک مطرح میکنید.

دوست عزیز هویت بنده را نه تو و نه حتی عزیز خودمان دکتر شهیدی زهتابی هم شکل نداده که من به قول شما " محتملا با مطالبی آشنا شوید که در نگاه به آیینه هم، خود را نشناسید." پدر و مادرم از همان کودکی با نجوای نوحه و داستانهای تورک هویت مرا به من آموخته اند. شما با این حرف اعتراف بر هویتسازی جدید برای ما میکنید. یعنی فاشیزمی جدید. فاشیزمی از  مدل پورپیراری.  راستی استاد راجع به مصطفی وزیری ما هم که خیلی قبل از شما دروغهای فاشیزم بقولتان یهودی ساز را افشا کرده نیز معلوماتی بدهید تا خوانندگانتان شما را تنها نبینند.

 

 

نویسنده: یک دوست . 1

پنجشنبه 16 اسفند1386 ساعت: 2:7

سلام آقای آراز بیلگین

نوشته هایتان را کاملا خواندم . از اینکه سوال و تقاضای مرا لبیک گفتید، سپاسگزارم، هرچند برای آن تقاضا (روابط مخفی ایران و ارمنستان بر ضد آذری ها)، نه خواستار همین اطلاعات روزنامه ای که در دسترس همه هست، که خواهان اطلاعات محرمانه و کمتر شنیده بودم که لابد صلاح ندانستید طرحشان کنید.

اما سوال من، سوالی تصادفی نبود. دقیقا می دانستم چه می پرسم و دقیقا می دانستم چه پاسخ می دهید و از همین رو حال که می بینم شما هم به همان چیزی می اندیشید که من می اندیشم، این سوال را مطرح می کنم و مستند می سازم که آیا نیکوتر نیست بجای " دولت فارس ها " از عبارت " دولت مرکزگراها و مرکزنشینان " استفاده کنیم؟ و این تغییر عبارت را نه برای بازی با کلمات که برای اصلاح گفتگوهای سیاسی که شما بهتر می دانید هر کلمه ی آن تفسیر خاص خود را دارد پیشنهاد می کنم، چرا که شما و ظاهرا همگان پذیرفته اند بسیاری از موثرترین سران سرکوب ملل و اقوام ایرانی از قضا ترک بوده اند و از قضا در اطراف و اکناف شکست و قتل همان پیشه وری و خیابانی و ستارخان و دیگر سران آذری نیز باز ترکان نشسته اند و از طرفی حکومت فعلی و قبلی ایران را اگر از لحاظ قومی آنالیز کنیم، به هیچ وجه به یک حکومت قومی فارسی نمی رسیم، کما اینکه اگر بدانید، در صفحات جنوب غربی ایران، چه در خوزستان و چه در فارس این لرها هستند که امور را خصوصا در قوه ی قضاییه و وزارت کشور و نیروی انتظامی قبضه کرده اند. وانگهی مگر مثلا نقاط ظاهرا فارس نشین ایران در نهایت آبادی است و نقاط قومی در فقر امکانات؟ به خود زحمت دهید و شرق و جنوب فارس و مرکز و شمال کرمان و مرکز و جنوب فارس نشین خراسان بزرگ و دیگر نقاط اصطلاحا فارس نشین ایران را بگردید تا فلاکت فارس ها را هم ببینید.

 

نویسنده: یک دوست . 2

پنجشنبه 16 اسفند1386 ساعت: 2:7

اینها را از این باب گفتم که مشخص شود و به اتفاق نظر برسیم که مشکل، حکومت فارس ها یا حکومت فارس مداران نیست، که مشکل حکومت مشتی مرکزگرا و مرکزنشین (از هر قوم و ملت) است که برای منافع خود نه فارس را می پسندند نه ترک و کرد و عرب و غیره را و اگر امروز به آذربایجان و ستیز با آذری ها مشغولند نه به دلیل نژاد ترکی ایشان و اینکه اینان از ترکان بیزارند، که به این دلیل است که اکنون نیروی بالنده ای در آذری ها پدیدار شده که می تواند آرامش مرکزیت آنانرا به هم زند و با نمونه های بلوچستان دیدید و دیدیم که بلوچ های مثلا آریائی مثلا خویشاوند فارس ها را هم به محض سر و دم تکان دادن گوشمالی کردند و پیش از آن در کردستان هم نمونه ها دیده بودیم و در خوزستان و ... . پس فرض شما بر محور ستیز حکومت فارس مدارها با ترکان آن هم از باب سیطره ی تفکرات شاهنامه ای بر آنان، از پایه غلط است، چرا که تنها علت ستیز با شما این است که شما می توانید مرکزشان را بلرزانید و اقتدار مرکزخواهانه ی شان را از بین برید. جالب اینکه صحت این نظر در زمستان سال 70 که شیرازی ها به رهبری جانبازها علیه حکومت شوریدند و اتوبوس ها را آتش زدند و پمپ بنزین ها را سوزاندند و به بانک ها و ادارات حکومتی حمله ور شدند و ... ثابت شد، آن هم آنجا که به فاصله ی چند ساعت، با تمسک به عکس هائی که گرفته بودند، کار پیدا کردن شورشیان را آغاز کردند و صراحتا در اولین نماز جمعه ی بعد از شورش، امام جمعه شیراز یادآور شد که " ببم ببم " راه خواهد انداخت!!! ( ببه = بچه در گویش شیرازی ). پس می بینید که حکومت مرکزگرا زمانیکه پای کرسی مرکزیتش به لرزه درآید، تمایزی میان ترک و فارس قائل نیست، حتی اگر فارس هایش، مردمان استان فارس و ساکنان پایتخت فرهنگی ایران!!! و حشر و نشر کنندگان زیر آستان حافظ و سعدی و آقا کورش و آقا داریوش و آقا شاهچراغ باشند!!!

ستیز ما نه باید با رنگی قومی متوجه ی " حکومت فارس ها " ، که چه بخواهید و چه نخواهید پرخاش به آن زمانیکه فارس ها را به ناف آن می بندید، میان خلق اصطلاحا فارس حساسیت بوجود می آورد و بیخود موجب دشمن تراشی با شما می شود، که باید با " حکومت مرکزگراها " تا تشکیل یک حکومت فدرال باشد.

موفق و پیروز باشید

 

نویسنده: یک دوست . 1

پنجشنبه 16 اسفند1386 ساعت: 3:6

با اجازه ی استاد، حیفم آمد بحث پیش آمده با آقای آراز بیلگین را با گذاشتن تکمله ی زیر کامل نکنم .

باری از این می گفتم که مشکلات قومی در ایران نه به دلیل " حکومت فارس ها " که به دلیل " حکومت مرکزگراها " است و این مرکزگراها تفاوتی نمی کند که از چه قومی باشند، هرکس و هر نیروئی که در مقابلشان بایستد را نابود می کنند و اگر دیر زمانی است متوجه آذری ها هستند نیز به این دلیل است که میان این قوم نیروهای بالنده ای وجود دارد که می تواند بساط اینان بر هم زند، پس باید سرکوب شوند، آن هم نه به دلیل ترک ستیزی و تفکرات شاهنامه ای و آریا بازی و ... که به دلیل ماهیت تهدید کننده بودنشان. حال بحث را کامل تر می کنم و بیشتر بر ماهیت " مرکزگراها " تاکید می ورزم.

ببینید دوستان، اقوام در ایران تابع پنج اصل هستند. پنج اصلی که ماهیت آنان و سیاست مرکزگراها را در قبال آنان رقم می زند:

1 ) جمعیت
2 ) مذهب ( شیعه و سنی )
3 ) توسعه ی اجتماعی و مدنی
4 ) تشخص قومی ـ زبانی
5 ) امتداد به خارج از مرز

 

نویسنده: یک دوست . 2

پنجشنبه 16 اسفند1386 ساعت: 3:7

در این چارچوب اگر قومی کم جمعیت، سنی، دارای توسعه ی مدنی پایین، فاقد تشخص قومی ـ زبانی و بی پیوند با فراسوی مرزها بود، کم خطر تر است و از آن طرف هم گمنام تر و رو به فناتر . بهترین مثال این ماجرا " سواحلی ها " هستند که مردمانی هستند با نژاد آفریقایی و بسیار کم جمعیت و سنی مذهب و ساکن در سواحل و عمدتا جزائر خلیج مسلمین ( فارس )و بهره برده از حداقل مدنیت و گویا به زبانی آمیخته ای، با کمترین تشخص قومی و بی پیوند به نیرویی فرامرزی. کما اینکه بعید می دانم کمتر کسی آنانرا بشناسد و درست به دلیل تبعیت از چارچوب بالا، نه تا کنون توانسته اند برای دولت مرکزگراها " شاخ " شوند و نه اگر شوند شکستن مقاومت آنان کاری خواهد داشت. نقطه ی عکس ماجرا اقوامی هستند که جمعیت بالا داشته باشند، شیعه باشند، از رشد مدنی بالایی بهره برده باشند، شخصیت قومی و زبانی شکل گرفته ای داشته باشند و گستره ی قومی آنان محدود به مرزهای ایران نباشد. اینان همواره خطری برای مرکزگراها هستند. چون نه کوچکند که به سادگی له شوند، نه سنی هستند که به راحتی تکفیر گردند، نه بدوی هستند که با ابزارهای علمی ـ فرهنگی و حتی نظامی امروز بیگانه باشند، شخصیت قومی ـ زبانی آنان مانع الینه کردن آنان است و بالاخره می توانند از پشتیبانی های سیاسی و بعضا لجستیکی هم قومانشان در فراسوی مرزها بهره برند. اگر قومی چنین خصوصیاتی پیدا کرد، حکومت مرکزگرا شبانه روز متوجه ی اوست که به هر شکلی، شده با تهدید، شده با تطمیع و خلاصه هر ترفندی او را ناکار کند.

 

نویسنده: یک دوست . 3

پنجشنبه 16 اسفند1386 ساعت: 3:7

حال شاید علت ستیز مداوم و آشکار و پنهان حکومت مرکزی با آذری ها پیدا شده باشد. این جماعت بسیار پر جمعیت هستند (شاید پر جمعیت ترین قوم ایران)، شیعه هستند، نسبت به تمام اقوام این مملکت از درجه ی مدنیت بالاتری برخوردارند (کما اینکه تا قبل از محمدرضا شاه، تبریز از تهران سر بود و هنوز هم قطب صنعتی و کشاورزی قابل توجهی است)، از تشخص قومی و زبانی کامل و شکل گرفته و تاریخ داری برخوردارند و در خارج از ایران با جمعیتی 350 میلیونی اشتراکات قومی و زبانی بسیار دارند. خوب چنین نیرویی چون کابوسی برای حکومت مرکزی است که باید روز و شب در کار او بود و هدم او نه از رهگذر ستیز فارس و ترک که از رهگذر ملاحظات صرفا امنیتی مرکرگراها باید ارزیابی شود. کما اینکه مطمئن باشید اگر روزی مثلا اصفهانی های اصطلاحا فارس هم حکومت مرکزی را تهدید کنند با همان شیوه هایی که ترک ها هدم می شوند، منهدم خواهند شد.

 

نویسنده: یک دوست . 4

پنجشنبه 16 اسفند1386 ساعت: 3:8

اما اینجا یک سوال پدیدار می شود: چرا مرکزگراها بر چهره خود نقاب فارسی می زنند و از هر قومیتی که به درون مرکزیت می خزند، پشت این نقاب مخفی می شوند و با این نقاب به دیگران حمله می کنند؟ این مساله ای است که گشودن آن منوط به صبر پای سخنان آقای پورپیرار است و اینکه بدانیم چرا اصطلاحا صفویان این زبان را علم کردند و چرا حکومت ظاهرا ترک قاجار نیز باز با این زبان کار می کرد حال آنکه این زبان تا زمان پهلوی ها زبان اقلیت مردم ایران بود؟

 

 

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت   توسط آراز بیلگین  | 

نظرات ذیل قسمت 140 ناریا قسمت دوم

نویسنده: اتفاق

سه شنبه 14 اسفند1386 ساعت: 0:33

دوست عزیز ، جناب آقای مارلیک

سلام علیکم . وقت شما بخیر
احتراماً :
ضمن تشکر از اعتماد و مراحمتان و اینکه اجرتان را جز حواله به خدا ، به مرجع و ملجأ دیگری نمی توان اعاده کرد ؛ پیشنهاد می کنم اگر شما و آقای پورپیرار موافقت داشته باشید ؛ وجه مشارکت حضرت عالی برای ایشان ( آقای پورپیرار ) ارسال شود تا مشارالیه به همان اندازه ، از طرف شما نسخی را علاوه بر مجموعه ای که خود بزرگوارانه قول مساعدت داده اند ؛ یکجا برای این تبهکار ارسال فرمایند تا ما نیز با کمک شما مِهتران ، سفرۀ هفت سین مفصلی برای پابوسان آستان لسان الغیب فراهم سازیم !!!


ان ارید الا الاصلح ما استطعت و ما توفیقی الا بالله
علیه توکلت و الیه انیب

پست الکترونیک

 

نویسنده: فتح

سه شنبه 14 اسفند1386 ساعت: 1:41

خاطرات دوران آلمان نازی، جعلی از کار درآمد

http://www.bbc.co.uk/persian/arts/story/2008/03/080303_an-nazi-memoir.shtml

 

نویسنده: علیرضا از تبریز

سه شنبه 14 اسفند1386 ساعت: 2:16

سلام بر همگی
امیدوارم دست اسرائیل و یهود از سرزمینهای فلسطین قطع بشه. تا روزی که این حکومت در حال دشمنی با اسرائیل باشه، من هم همراه این حکومتم.
چون فلسفه وجودی به دنیا اومدن من همینه
حالا این حکومت چرا داره اینکارها رو انجام میده، من نمیدونم. منتها با فرض اینکه واقعاً به کاری که داره انجام میده، اعتماد داره و سعی در فریب کسی با اسم اسلام نداره، من باهاش همراهم.
امیدوارم روزی برسه دستهای دختر بچه ای که تو غزه لرزش دستهاش رو دیدم(از تلویزیون) یک دنیا رو به کثیفی یهود آشنا کنه
فکر کنم امشب فکر این دختر بچه من رو تا سحر زنده نگه داره

 

نویسنده: •ایلام ۞ سرزمین ناشناخته ها •*

سه شنبه 14 اسفند1386 ساعت: 8:7

امروز مي خواهم درباره يكي از آثار تاريخي مهم بجاي مانده از دوره قاجاريه در شهر ايلام براي شما بگويم.قلعه والي: جاي گرفته در دل شهر ايلام - بجاي مانده از دوران حاكمان - قلعه اي كه در حال حاضر موزه مردم شناسي شهر ايلام را در دل خود جاي داده است موزه اي كه تا كنون ۲فاز آن به اتمام رسيده است و اميدواريم تا پايان بهار ۸۷ كل موزه به بهره برداري لازم برسد.
قلعه والي يكي از بنا هاي فرهنگي-تاريخي عظيمي است كه در ضلع شمالي خيابان پاسداران قرار دارد. اين بناي تاريخي كه يادگاري از زمان هاي پيشين و در نوع خود بي نظير است در سال 1326 قمري به دستور غلام رضا خان والي فيلي در محله اي بنام حسين آباد فيلي كه به ده بالا مشهور بوده، احداث گرديد. غلامرضاخان والي اين محل و بنا را .........

وب سایت

 

نویسنده: عابدی

سه شنبه 14 اسفند1386 ساعت: 14:5

با سلام

آقای بی نام و آقای رحمانی ، لینک ها مشکلی ندارند، گاها صفحه های نظرات بلاگفا خطای 404 یا در دسترس نبودن سرویس را می دهند ، در صورت بروز این مشکل، پس از چند دقیقه برای ورود تلاش کنید.

همچنین اگر بعد از گذشت اندکی زمان پس از باز کردن صفحه ی نظرات، بخواهید نظری را درج کنید، خطای درج نشدن را خواهد داد که این روش بلاگفا برای جلوگیری از بمبر کردن قسمت نظرات، توسط هکرها است. برای رفع این مشکل، کلید
F5 را کلیک کنید.


ضمنا می توانید از ادرس

http://commenting.blogfa.com/?blogid=naria&postid=470&timezone=12642

به نظرات ایران شناسی بدون دروغ، 139 دسترسی بیابید.

 

نویسنده: حاجی زاده2

سه شنبه 14 اسفند1386 ساعت: 14:55

جناب بی نام،اگر دفاع از هویت و خاک و هستی، در مقابله با طمع موهوم همسایگان فریب خورده، قوم گراییست، پس من مرید و ارادتمند هر قوم گرایی هستم که از " وارلیق "ما پاسداری میکند. (لطفا در انتخاب کلمات بیشتر دقت کنید ،چه اگر ما قوم گرا بودیم بجای نشر و تبلیغ آثار استاد، مدتها پیش به جبهه ی پارسیان توهم پرست ملحق میشدیم، هرچند در کشور ما حتی به بچه مدرسه ای که یکی دو کتاب در باب تاریخ و یا ادبیات تورکی خوانده باشد پانترک و قوم گرا میگویند.)
به امید روزی که تمامی ما مسلمانزادگان به آن حد از بلوغ فکری برسیم که فارغ از همه ی تعصبات و تعلقات قومی، در سرزمین یکپارچه و بزرگ اسلامیمان در مسیر حق بکوشیم. ان شاالله
همه ی مطالبی که گفتم، قبلا توسط دوستان عنوان شده بود. احتمالا تمرکزتان کمی بخاطر مشکلاتتان در ورود به باکس نظرات مختل شده. ضمنا نیازی به عذر خواهی نبود.
موفق و موید باشد . والسلام

 

نویسنده: ناصر پورپیرار

سه شنبه 14 اسفند1386 ساعت: 15:21

آقای مارلیک. با تشکر به حساب سپهر صادرات به شماره 0100428837001 واریز فرمایید. برابر آن برای آقای اتفاق سی دی ارسال خواهد شد.

آقای عابدی. وجه به آن حساب واریز شد. فقط متوجه منظور شما از
Reservation Number نشدم. ضمن این که نمی دانیم که واریز کننده ی وجه را چه کسی قید کنیم.

 

نویسنده: حاجی زاده1

سه شنبه 14 اسفند1386 ساعت: 18:31

با سلام
برادر گرامی جناب آقای بی نام،بنده تناقضی در کامنتهایم نمی بینم،مگر اینکه مقابله با توهمات یهودساخته و شوونیزم پارس، در تناقض با تشکیل امت واحده اسلامی باشد، احتمالا اگر یادداشتم را صریحتر می نوشتم ویا شما دقیقتر می خواندید، چنین تصوری ایجاد نمی شد.
من نیز معتقدم مهمترین مرحله ای که مسلمانان باید برای رسیدن به وحدت طی کنند، همانا محو پدیده ی"پان" با هر نام و چهره ای از سرزمینهای اسلامی است ولی این امربایستی در بین تمامی ملل مسلم، بصورت یکپارچه و همزمان و متقابل صورت پذیرد، منطقا عملی نیست که قوم و ملتی بنا به مصالح اسلام سکوت کند و قومی دیگر، بی اعتنا به اسلام، به چپاول او بپردازد
آقای بی نام،گویا در جنوب کشور زندگی میکنید و از هموطنان فارس زبان می باشید، صرف نظر از تفاوتهای فرهنگی و تربیتی بین تورک و فارس، کیلومترهافاصله ی مکانی، مانع از آن خواهد شد تا شما واقعیات گزنده ای را که آقای آراز ترسیم کردند، وما به عینه و در همه ی روزها و سالهای زندگیمان با "بی میلی" با آن درگیریم، درک کنید، شوونیزم پارس، هویت و زبان مارا چپاول میکند، کوردو ارمنی خاکمان را، در این تنازع یهود ساخته، ما دو راه بیشتر نداریم، یا سکوت و بی اعتنایی!که مترادف با محو و نابودیست، ویا مبارزه. شما بودید در این دوراهی اجباری کدام را انتخاب میکردید؟ حقیقت تلختر از آن است که به مذاق تماشاگر ناآشنای بیرون از گود خوش و شیرین بیاید و زشتی اختلاف و کینه عریانتر ازآن است که با لفاضی و شعارها و تعارفات آبکی و یا انکار، مستور بماند، چرا انکارو سرپوش؟ باید شهامت داشت چشمها را باز کرد و واقعیت را دیدو شناخت، زوایای آنرا کاویدو با احاطه بر مسئله، به محو و یا اصلاح آن در مسیری مطلوب وبه سوی هدفی والا اقدام کرد.

 

نویسنده: ثاقب

سه شنبه 14 اسفند1386 ساعت: 19:17

سلام!
مهاجرانی غیرتی میشود:آقای سروش بیشتر مشورت کن(پاسخ یک آنوسی به آنوسی دیگر)
http://www.fardanews.com/show/?id=47509
و اما غیرت اعراب:اجازه حمله به غزه را از خود اعراب گرفته ایم!
http://www.fardanews.com/show/?id=47470
متن كامل قطعنامه سوم شوراي امنيت درباره ايران
http://www.asriran.com/view.php?id=37385
قطعنامه سوم حاوی چه نکاتی است؟
http://aftabnews.ir/vdcb90brh5b8z.html
الراي: دستگيري 2 مرتبط با سفارت ايران درباره ترور مغنيه
http://www.jahannews.com/pages/view.php?id=24768
انهم لفی سکرتهم یعمهون:تاجگذاري ايران در عراق با سفر احمدي نژاد (برای استاد)
http://www.rajanews.com/News/?24914
پذیرایی ویژه عراقی ها: احمدی نژاد شب را در قصر صدام به سر برد
http://www.asriran.com/view.php?id=37265
تنها مهاجم شیعه به نیروهای آمریکایی:راديو كردستان: صدر در ايران بستري است
http://www.jahannews.com/pages/view.php?id=24766
حضور سؤال‌برانگيز چند مقام اقليم كردستان در نشست با تروريست‌هاي مجاهدين خلق
http://tabnak.ir/pages/?cid=7418
اداره کشور به شیوه محمود احمدی نژاد(عکس برای استاد)
http://s262.photobucket.com/albums/ii85/alala_album/?action=view&current=5_851209_L600.jpg
دیگر برای رییس جمهوری اقدام نمیکنم:قسم سه باره رئیس جمهور در خبر حذف شده ایسنا
http://www.fardanews.com/show/?id=47522
احمدی نژاد:بعید است اجازه بدهند اوباما رییس جمهور شود
http://aftabnews.ir/vdcdns0yt50f5.html
از سلسله داستان های وحدت این بار مصر: همايش«وحدت شيعه و اهل سنت»در مصر
http://www.rajanews.com/News/?24893
برای استاد و دوستان:برنامه سازمان ميراث فرهنگي برخلاف نظر رهبر انقلاب
http://tabnak.ir/pages/?cid=7401
و پاسخ میراث فرهنگی:
http://chtn.ir/newsShow.aspx?ID=913
باور کنید عباس سلیمی نمین لال نیست:پاسخ سليمي نمين به دانشگاه آزاد
http://www.rajanews.com/News/?24920
و چه میکند این یا ابالفضل:تصوير حسين رضازاده در حال تبليغ املاك رابينسون دبي!
http://negarakha.blogfa.com/post-367.aspx

 

نویسنده: ترک 86

سه شنبه 14 اسفند1386 ساعت: 19:49

من گفتم تاتهای آذربایجان نه ترکان و گفتم که ترکان ایران فارسها را با نام تات می شناسند!

 

نویسنده: آراز بیلگین2

سه شنبه 14 اسفند1386 ساعت: 20:21

دوست عزيز جناب مسعود، حاجی زاده و ...و دوست عزیز کوردمان موکری، (پيرو نظرات شما در نظرات بخش 140 )
قاراداغلي عزيز ! اينها بجاي ريسمان الهي شمشير الهي را در دست گرفته اند. فقط تو چون در بازي نيستي نميداني. قرار است بجاي زدن شمشير الهي بر سر دشمن خدا تو را مثله كنند.
حاجي زاده عزيز! اين مانيستيم كه بايد چيزي را تغيير دهيم. اين آقاياني كه افكارشان اسير دشمني و ضديت ماست بايد تغيير كند. ما ملتي سر به راه هستيم و جز حقوق واقعي خود چيزي اضافه طلب نكرده ايم. اگر فكر ميكنيد ميتوانيد پژاك و پ ك ك و دولت كوردستان عراق را قانع كنيد كه نقشه كوردستان بزرگ را كه تبريز هم در داخل آن قرار گرفته از ديوار دفاتر و خانه ها و سايتهايشان پائين بياورند اين گوي و اين ميدان.
آتامان عزيز! كسي نميخواهد به خاك تو دست درازي كند. بلكه دست درازي كرده و در حال تكميل كار است.
آقاي موكري! درستهايش مال ما، شما نادرستها را بنويس. در مورد حضور عنصر تورك در قدرت همه ما و شما دقيقا طيف تفكر همه آقايان را ميدانيم. اين توركاني كه ميفرمائيد حتي گاه تئوريسينهاي نژادپرستي فارسها هستند. شما حضور كوردها در وزارتخانه هاي توركيه را هم داريد ولي همان آقايان كارشان نه خدمت به شما بلكه خدمت به توركهاي توركيه و گاها خيانت به شماست. پس وجود آنها نه بنفع ما بلكه گاها كامل بر عكس است و نيز شما اشتباه متوجه شده ايد بنده از ممكن بودن يا نبودن حرف نميزنم اينها هستند بنده در سپاه بوده ام و حتي اسناد و طظرح اوليه آنرا كه نيروهاي گمنام امام رمان پيشنهاد فرموده بودند شخصا مطالعه كرده ام. و نيز چند سال پيش كه توركيه و ايران قراردادي امنيتي امضا كردند توركيه بر اساس اسنادي كه رسما با فرا خواندن سفير ايران و بعد ملاقات با وزير خارجه وقت ايران (ولايتي) ارائه كرده بودند و همان قرار داد امنيتي هم با فشاري كه با آن اسناد به ايران وارد شد به امضا رسيد.

 

نویسنده: آراز بیلگین 3

سه شنبه 14 اسفند1386 ساعت: 20:22

همانهايي كه شما را ميكشتند خود ما را هم ميكشتند. در مورد سركوب شما توسط افرادي از ما به قتل و كشتاري كه در سولدوز و اورميه و ديگر شهرهاي ما راه انداخته بوديد نگاهي بكنيد. هنوز تلاش شما براي اشغال نظامي تپه باستاني سولدوز و ويران كردن خانه هاي توركان آن شهر كهنه تاريخ نشده كه يهودي نويسي شده بناميد. سن خود من هم ميرسد و رفتار شما درست ادامه رفتار سميتقو بود و اقدامات كنوني كل مخ سياسي كورد نيز كملا در اين سمت و سو قرار دارد.
دوست عزيز قدري تاريخ بخوانيد. شما داستان قتوحات سميتقو در آزربايجان را بخوانيد و چگونگي ورود كوردها به ساووجبلاغي كه مهابادش ميخوانيد. سولدوزي كه نقده اش ميخوانيد و... ببخشيد اين ويراني ها كه ميگوييد ويرانه هاي خانه توركاني بود كه بدست سميتقو تخريب شده بود. بعلاوه از روي كدام روي تابلو تاريخي اين اسامي ميخوانيد؟
دوست عزيز قاجارهاي تورك يك گروه ايلي بودند كه طبق روال گذشته حكومتها با تصرف كشورها براي خود محل درآمد و ماليات تهيه ميديدند. اگر قاجارها شعور ملي داشتند اكنون ايران پرشيا نبود بلكه توركيه بود. و در تاريخ قاجارها تقسمات كشوري نداشتيم و كل جغرافياها بطور سنتي موجود بودند. بنده پايان نامه يك افسر شاهنشاهي را در دانشكده افسري ميخواندم كه كل مناطق كورد در توركيه و عراق را جزئي از مام ميهني ايران خوانده بود. خود پهلوي هاي آريايي هم نژاد پرست تشريف داشتند و از اين نوع دست و دلبازي ها نميكردند.
دوست عزيز قاطعانه در مورد معني كلمات حكم ندهيد. استاد زبانشناسي گروه ادبيات فارسي در دانشگاه تبريز به دانشجويان ادبيات فارسي ميگفت: توركي التصاقي لهجه زبان عربي اورپايي فارسي است. با اين حال تك تك نامهايي كه فرموديد تفاسير توركي خود را دارند.

 

نویسنده: آراز بیلگین4

سه شنبه 14 اسفند1386 ساعت: 20:23

تبريز اسمي برگرفته از نام مادرمان تومريس است. و ربطي به تب زن هارون الرشيد عرب ندارد كه حتي ترجمه متون ديني به زبان عجم را كفر ميشمردند چه برسد بنام گذاري يك شهر به زبان فارسي در يك سرزمين تورك كه حالا اسناد پوريم وجود جمعيت در آنها را تا بعد از صفوي رد ميكند. موغان در توركي بمعني صاف كننده و روبنده است. آلتي براي برف روبي است و...دوست عزیز ما یک اورمو در مولداوی و یک اورمچی و یک تبریز کوچک هم در تورکستان شرقی مان داریم. امیدوارم تب کسی در تبریز تورکستان شرقی نریخته باشد. در مورد بود یا نبود شما در اورمچی تورکستان شرقی هم نمیدانم شایدپژاک طرحی هم برای آن بریزد!!!
باكو كه درست آن كه خودمان ميگوييم باكي بمعني ديده باني است. لاچين نام پرنده شكاري است و حتي در سنگ نبشته هاي اتوركن پايتخت توران قديم نيز وجود دارد. گنجه= گن+جه يك تركيب كاملا توركي است بمعناي پهن و... شما را آگاهتر كنم: نه اينكه فكر كني سواد به رخت ميكشم ولي بنده ادبيات انگليس خوانده ام و امكان مطالعه منابع برايم زياد است. اگر اماكانش را داشتي اين مقاله را كه بصورت پي دي اف در اينترنت هست (متاسفانه انگليسي) بخوان:
where do mama and papa come from?
اگر بتوانيد اين مقاله را مطالعه كنيد فكر ميكنم ديگر جرات اظهار نظر قاطع در رابطه با معناي كلمات را از دست بدهيد. (مثلا مينويسد: كلمه ماما در انگليس با كلمه ماما در فرانسه كه هر دو بمعني مادر بكار ميرود از نظر ريشه و سير تاريخي كاملا متفاوت هستند. حالا حساب كن در دنياي كلمات چه خبره. كلمه آذر در فارسها بمعني آتش است ولي در زبان توركي يك تركيب بمعني مرد پيروز است. آب در فارسي مايع نوشيدني است در توركي قديم همان است كه امروز
ov يعني شكار ميناميم)خود كلمه درياز كه نوشته ايد ميتوانم برايتان توجيه توركي كنم: بهار باريك (به جغرافياي ساووجبلاغ=مهاباد نگاه كنيد سرسبز و در يك باريكه طبيعي).
در يك مقاله اغراق آميز توركيه اي خواندم: كوردجه سوزلر توركجه نين بوزوغودور! يعني كلمات كوردي شكل آشفته توركي است! البته بنده اين نوع اظهار نظر را قبول نميكنم.

 

نویسنده: آراز بیلگین 5

سه شنبه 14 اسفند1386 ساعت: 20:24

خواسته يا ناخواسته كلمات توركي زيادي در زبان شماست ولي اين را سند انكار شاخصهاي ويژه زبانتان نميگيرم. شما هم تند نرويد. ما هم سند داريم كه اسم سنندج سينانداش بوده (سنگ شكسته يا شكننده)، بانه=باني بمعني زن و اكباتان(همدان) خود مان را بچه هاي ما اوكباتان=اوخباتان مي گويند... ولي هيچكدام از اين تفاسير براي ادعاي ارضي فعلي شما در وطن ما و ادعاي تدافعي احتمالي ارضي ما در وطن شما ارزشي ندارد و فقط به درد عوام فريبي ميخورد.
فرموده ايد: ما عامدانه نامي از شهداي كورد در قاراباغ نميبريم. اگر ما عامدانه اين كار را ميكنيم شما برويد از نزديك هم آوارگان و نتايج جنايات ارامنه را از نزديك ملاقات كنيد و هم آماري از كوردهايي كه شهيد و آواره شده اند بياوريد... و در ضمن چگونگي جلب اعتماد خانواده هاي شهداي كورد از سوي ارمنستان و جمع كردن آنها يا بقول شما بازگرداندن آنها به قاراباغ آنهم درست منطقه لاچين را بطور مستند گزارش كنيد اينطوري هم به ما كمك ميكنيد و هم خودتان كه دوست و دشمنمان افشا شوند.
دوستان ما اين وقايع را توطئه نمينامد بلكه اینها ذاتا توطئه هستند. شما كمي در همين اينترنت بگرديد و گزارش دولتها به كنگره ها و مجالس ملي شان را بخوانيد آنوقت متوجه ميشويد اين سخنان از كجا برآمده است.

 

نویسنده: هومن

سه شنبه 14 اسفند1386 ساعت: 20:25

"3- شما عامدانه به هزاران نفر کورد ساکن در منطقه قره باغ و شهرهای لاچین و دوربر که آواره شدند و صدها نفر از آنان که علیه ارامنه در کنار برادران تورکشان شهید شدند اشاره نمی کنید !
جالب است بازگشت تعدادی از آنان از آذربایجان به خانه هایشان در لاچین با موافقت حکومت ارمنستان را یکی از همفکران شما توطئه ی کورد و ارمنی می نامد !!"

اقای موکری اکثریت جمعیت لاچین اذری هستند من نمی دونم چطور ممکنه در شرایطی که مرز اذربایجان و ارمنستان بسته هست کوردها اذربایجان به لاچین برگردند
اکثریت این اشخاص که در لاچین اسکان داده می شوند کردها اطراف مسکو هستند
اگر منظورت از همفکرت منه باید عرض کنم که چوب پنبه رو از گوشتون بیرون بیارید
و درست کامنتهان من رو بخونید من بارها اشاره به مظلومیت کردها در کشورهای دیگه کردم من هیچ اشاره به طوطئه کورد ارمنی نکردم و تنها گفتم کردهای پ کا کا بازیچه دست ارامنه شدند
(پ کا کا دوست داره با دولت ترکیه بجنگه به من ربطی نداره ولی حق نداره فکر خوردن خون اذریها باشه)
عجب ولی من از شما یک سوال دارم ایا برادران تو داشناکیسیون(بارها گفتم داشناک مساوی ارمنی نیست) هستند یا اذریها
از طرفی حرف از برادران اذری(وجگ مشترک با ارامنه) می زنی و از طرفی دم از لطف ارامنه در حق کردها!!!
تو که حق بازگشت کردها(به قول خودت ومن برادر اذریها) به لاچین می زنی چطور مخالف بازگشت اذریها که اکثریت جمعیتن هستی به قولی اینجا که رسید تنها تنها

من می گم پ کا کا مساوی کرد نیست شما بگو هست خوب باشه هر جور دوست داری فکر کن ولی پ کا کا حق نداره به جایی که بیش از یک میلیون اذری اواره شدند
طمع داشته باشه

 

نویسنده: آراز بیلگین7

سه شنبه 14 اسفند1386 ساعت: 20:25

پ ك ك در موردي هم گروهي از كوردهاي دموكرات شما را تحويل مقامات ايران داد كه همگي را اعدام كردند. نكند فردا براي نجات غريق فارس و ارمني كه كوردش ناميده ايد همه شما را یتشبث بکل حشیش نمايد. دوست عزيز دولت فارس به خاطر خطري كه از آزربايجان متوجه منافع ناپاك خود ميبيند و هم نفرت تاريخي كه نسبت به ذات وجودي خود تورك دارد ارمني را حمايت ميكند. جالب است بدانيد كه در جنگ قاراباغ بجز معدودي از نظاميان آزربايجان سربازان ما سلاح نظامي نداشتند و با اسلحه شكاري جنگ ميكردند. آن زمان بنده چند بار به فرماندهي سپاه سر زدم و از آنها خواهان جمع كردن داوطلب براي دفاع از وطنمان شدم. خود ايلچي بي مرحوم هم چندين بار پيغام فرستاد و بنام اسلام و مشتركات در خواست كمك كرد ولي بعدا ما اسناد زنده از آن روي سكه پيدا كرديم. بنده متن مذاكرات ولايتي با وزير خارجه ارمنستان را خوانده ام. ايشان به ارمني راه و چاه نشان داده بودند كه بروند آمريكا از لابي هاي نيرومند ارمني در آنجا براي فشار بر مقامات آمريكا براي جلب حمايتشان ياري بگيرند. چند نفر از رانندگاني كه سوخت به ارمنستان برده بودند كاملا اتفاقي و از قضاي الهي بر اثر تصادف و واژگون شدن يكي از كاميونهاي حامل سلاح به ارمنستان آنرا ديده بودند و حتي سلاحهاي آنها را. و اين شد كه كل دولت مستقل ما و مجموعه حركت ملي جنوب كه اميد اتحاد در چهارچوب ايران را داشتند دچار بحران اين عمل خائنانه شدند. و برايشان ايران مرد. مرده ايي متعفن كه طي 150 سال انهدام و مرگ و نابودي و خيانت برايمان آورده بود. خيلي از ماها مردد ماندند. خيلي ها بخاطر معاش و منافع شخصي راه خيانت در پيش گرفتند ولي ما هنوز هستيم و پاسخ اين همه ظلم و خيانت را قاطعانه خواهيم داد. بقول يكي از گزارشات آقايان امنيتي اين شير خفته بيدار شده است و دير يا زود هستي ايران را برباد خواهد داد.

 

نویسنده: آراز بیلگین8

سه شنبه 14 اسفند1386 ساعت: 20:26

ولي شما سري به گزارش 2004 كنگره آمريكا بزنيد كه يگويد در همان حين روسيه از طريق ‌‌(خاك ايران چون در آن موقع و حالا خود گرجي ها با ارمني ها و روسها مشكلي تا حد جنگ داشتند) سلاحهايي به ارزش يك ميليارد دلار به ارمنستان فرستاده است در اين بين اسرائيل دشمن به خاطر رفتار ملايم دولت مستقل ما در شمال آزربايجان با يهوديان از ارمنستان صرف نظر كرد در حاليكه منتظر خيانتش هم بوديم ولي دولت مدعي ام القرايي اسلام بخاطر نفرت قومي كه نسبت به ما داشت حتي از خون شهداي ما در جنگشان با اعراب مسلمان عراق هم خجالت نكشيد. ميتوانست بجاي خيانت به ما و حمايت از مشرك و كافر ارمني ما را كه اصرار به اعزام به جنگ داشتيم حتي بصورت غير رسمي وارد منطقه كند هم جان مسلمانان تورك حفظ ميشد و هم تمايل بازگشت به اتحاد به ايران عملياتي ميشد ولي آنها راه خيانت را انتخاب كردند و دگير حتي ظهور مهدي موعودشان هم نميتواند ما را در كنار قاتلان ملتمان نگه دارد. يعني دولت فارس از هر عقيده و مرامي كه باشد بايد از خاك ما بيرون برود. شايد گذر تاريخ اين كينه ناشي از خيانتشان را برايمان قابل تحملتر كند و همسايه خوبي بشويم. و حالا ميبينيد كه الغریق یتشبث بکل حشیش بيشتر براي ما صادق ميشود. دولت ايران هم اكنون براي ارمنستان سد اجاره ايي به شرط تمليك ميسازد. برايش گاز و برق مجاني ميدهد. گاز اهر را قطع ميكند تا ارمني كافر راحت باشد. دولت توركيه هم سياست خود را دارد دولتي كه هيچ تورك آزربايجاني آنرا به خاطر تنها گذاشتن كركوك و همداستاني با فارسها در هر آنچه هست دولت خائن مي نامند. دوست عزيز اردوغاني كه ميگوئيد با كمك شما بقدرت رسيده خائن ملت خود و جاسوس و مواجب بگير اوروپا براي درهم شكستن مقاومت ملي و مذهبي توركها و كوردهاي مسلمان در برابر پيوستن به اوروپاي ضد قرآن و محمد است.

 

نویسنده: آراز بیلگین9

سه شنبه 14 اسفند1386 ساعت: 20:27

دوست عزيز بهتر است به جاي استفاده از لفظ وارثان دو شهيد از نام وارثان يك شهيد يعني شهيد قاضي استفاده كنيد. چراكه حركتهاي ما وارثان شهيد پيشه وري كاملا دفاعي است ما هيچ طرحي بر عليه هيچكس نداشتيم و آنچه هم اكنون انجام ميشود براي نجات جانمان از اين معركه خائنانه است. شما بجاي اينكه در روي نقشه وطن ما دنبال كلمات همشكل با كلماتتان كه در صد بالايي از آنها هم توركيست باشيد دست بچه پژاكها را بگيريد و از خاك ما عقبشان بكشيد. برويد نقشه هايي را كه سايه مرگ و فلاكت را بر كوردستان و آزربايجان انداخته از ديوارهاي دفاتر حزبي و دفاتر دولت محلي تان پائين بكشيد. همين ديروز دفتر رجزخواني بارزاني را نشان ميداد كه بجاي نقشه واقعي كوردستان نقشه جنگ طلبانه كوردستان بزرگ را كه تبريز هم در داخل مرزهاي آن بود بر ديوار زده بود.
ميدانيد وقتي دختر برادرم ازدواج كرد دامادمان كه دوست و همكلاسي دانشگاهي مان بود يك قرآن با خود آورده بود. آنرا پيش روي دخترمان گذاشت و گفت من طبق حكم اين كتاب مقدس زندگي خواهم كرد و دختر ما پذيرفت و الحمدالله خوشبخت شدند. متاسفانه بيرق گروههاي سياسي و پ ك ك شما از ستارگان سرخ ماركسيسم پر است و پژاك هم كه فرزند فارسيسم جاي خود را دارد. ما با چه كسي جز كلاشنيكف پيشمرگه ها و چريكهاي پ ك ك و پژاك مذاكره كنيم!؟...

 

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت   توسط آراز بیلگین  | 

نظرات ذیل قسمت 140 ناریا

 

یران شناسی بدون دروغ، 140 - 165 نظر

 

نویسنده: ناصر پورپیرار

جمعه 10 اسفند1386 ساعت: 19:24

آقای منوچهر. نصب پیام به مفهوم تایید مطلب و نظر پیام گذار نیست، دریچه ای است برای سخن رویارو که طبیعتا گاه بدون مهار است و پاسخی بدون مهارتر تحویل می گیرد . شاید از این طریق تمرین اندیشمندی کنیم. در مورد فیروز نظر درستی داده اید که خانواده ی سرشناس و معروف و وابسته به طیف گسترده ای از آن تعلقات اند. ضمنا عادت به کار با یاهو مسنجر جز در مواردی بسیار معدود ندارم.

 

نویسنده: دوست

جمعه 10 اسفند1386 ساعت: 20:9

سلام

استاد خیلی عالی بود. اجرکم عند الله

 

نویسنده: مسعود

جمعه 10 اسفند1386 ساعت: 20:16

وقت شما بخير و خسته نباشيد .

تحليل و كالبد شكافي بناي موسوم به گنبد سلطانيه از سوي شما بسيار جامع و خردمندانه است و بنظرم همه چيز را كه راهگشاي متفكرين براي تحقيق بيشتر باشد بيان فرموديد.

استاد بنده با تحقيقات ناقصي كه در خصوص گويشهاي لري لكي كردي كورمانجي زازا فارسي ساخته شده امروز دري تاجيكي سيستاني خراساني تالشي گيلك مازنداراني و در نهايت "تاتي" كه لهجه هاي گوناگوني در جنوب رشته كوه البرز تا جمهوري آذربايجان امروز دارد بصورت كلي اين نتيجه را بدست آورده ام كه همه اين لهجه و گويشها ريشه مشتركي دارند منتها نميتوان با قاطعيت گفت كداميك ريشه اصلي همه است .
تنها اگر طبق نوشته هاي موجود قبول كنيم گويش "تاتي" كه در آذربايجان ايران و جمهوري آذربايجان هنوز هم وجود دارند مبدا همه آن گويشهاي فوق الذكر در داخل فلات ايران و تا شمال عراق و شرق تركيه و نيز تا افغانستان و تاجيكستان بوده باشد در اينصورت منشا تمام ملل داراي آن گويشها همان "قفقاز" ميشود و انگار همه اين مردمان در مقاطعي از زمان هاي مختلف از قفقاز به عرضهاي جنوبي تر و سپس به شرق و غرب كوچيده اند !
نميخواهم ادعا كنم منشا همه اين مردمان "خزر" بوده است منتها با اين مشتركات زباني و تا حدودي فيزيكي ( آناتومي قيافه شناسي) آيا نميتوان در اينكه خزران به شكل كلي در اين مناطق پخش شده باشند و اين اقوام گويشهاي بالا را به مناطق مورد سكني خود گسترش داده باشند تعمق كرد !؟
در هر حال اينكه ما همه خزر باشيم چيزي از پايبندي مان به قرآن متين و تسليم شدن امروزمان در برابر پيام آن نميكاهد و اگر اجداد مان دستشان به جنايت بر عليه بشريت و اسلام عزيز آلوده شده باشد گمان نميكنم پروردگار رحمان از ما سرسپردگان به قرآن مبارك بخاطر آن اعمال بازخواست نمايد .

 

نویسنده: رضا

جمعه 10 اسفند1386 ساعت: 20:53

استاد با سپاس مکرر از روشنگریهای مستدامتان و با اجازه جهت استفاده از این فضا برای عرض مطلبی برای گوشزد به برادران کورد و تورک . هموطن عزیزم جناب آراز بیلگین ، اولا حتی اگر روزی آن خونریزی وحشتناکی که یهود برای ما تدارک دیده است و شما هم در انتظار آن هستید اتفاق بیفتد و دو کشور آذربایجان و کوردستان از میان آن آتش و خون بوجود بیاید بازهم همسایه خواهند بود و صاحب منافع مشترک و مجبور به مراوده.نگاه کنید که 8سال جنگ و خونریزی فارس و عرب و آنهمه ادعای خوب بودن جنگ و عبور از کربلا برضد صهیونیسم به کجا رسیده است؟من یکبار هم عرض کرده بودم که وقتی ما (بخاطر دلایل متعدد ازجمله سودبری)خاک خود را به دیگران میفروشیم باید تاوان آنراهم بپردازیم.(بقول خودمان دوگه گوز ائله مه سه ، کل آتلانماز) بخوبی میدانیم که فلسطینها و قره باغهای دیگری در تدارک است.اما این بدان معنی نیست که همه در منطقه برحق اند وقتی حکومت های مختلف کشور تورکیه کردها را تحت فشار می گذارند مطمئن باشید که آنها هم برعلیه هرتورکی در هرجای دنیا که بتوانند شدت عمل بخرج میدهند و نسبت به تورکهای عراق وایران و...تا حد "سوی قریم" نقشه ها می کشند.وطبعا باید که برای ارضای نفس خود همه دوستیها را فراموش کنند و به دشمنی بیاندیشند زیرا بدون آن احساس نمی تواند مالکیت کسی را مور ایضا و تخطی قرار داد.

وب سایت

 

نویسنده: دوست

جمعه 10 اسفند1386 ساعت: 20:57

سلام دوباره

به به باز هم اسمای نا شناخته و پریدنهای آذریها و کردا به هم. من آخرش نفهمیدم اینا کجا پنهان میشن که با یه اشاره میپرن وسط و دلقک بازی در میارن ؟!

تا جایی که من میدنم نام آذربایجان درطی 200 ساله علم شده. (یه سوال از باستان پرستان. آذر که یه واژه عربه در زمان هخامنشی و اشکانی ساسانی تو شمال ایران چه ... میخورده ؟!) حالا آذر+بای+جان میخوای در نظر بگیر یا آذر+آبادگان!
در کشوری که طی 400 500 سال روی مناطقش اسمگذاری انجام شده, میخواین مرزکشی جدید بکنید بسم الله... اما کاری کنید که خونه ما وسط مرز نباشه!

آزاد شیرازی عزیز شما بروز نیستید هااااا ؟! طی آخرین نظریات تو همین جا, قره باغ هم مناطق کردی محسوب میشه. (تو ارمنی و آذریش مونده بودن... فردا حتما یکی از قطب شمال میاد میگه قره باغ ماله ماست.) این مصطفی خان هم معلومه اطلاعات عمومیشون خیلی زیاده.


این یهودیا عجب مغزی بودن. طوری اسمگذاری روی مناطق کردن که با عوض کردن جای یه حرف میشه کردیش کرد یا میشه ترکیش کرد ...

 

نویسنده: رحمانی

جمعه 10 اسفند1386 ساعت: 20:57

با سلام خدمت همگی

مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْرَاةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوهَا كَمَثَلِ الْحِمَارِ
به یاد پوریم زدگان و رخداد پلید و ویرانگر پوریم و به امید شناخت کامل پوریم و مشرکان پوریم ساز

با سلام و خسته نباشید خدمت ابرمرد تاریخ شرق میانه

با آرزوی قبولی طاعات و عبادات و تلاشهای استاد و دوستان و همفکران گرامی

استاد خستگی ناپذیر ، قابل پیش بینی بود که آنوسی های یهود و به ویژه مزدورانشان یعنی همان پارس کنندگان که الحق و الانصاف در امر پارس کنندگی برتر و یگانه هستند ، پس از درماندگی در مقابل حقیقت و از ترس رسوایی ، دست به هر خس و خاشاکی بزنند تا شاید بتوانند موضوع را مدیریت کنند و این صدای نوظهور را خفه کنند ولی غافل از اینکه امر خدا شدنی است و باطل از ابتدا ، "از بین رفتنی" بوده است

وقتی ما تلاش آنها را می بینیم که چگونه برای رسیدن هر چه بیشتر به قعر جهنم و فرورفتگی بیشتر در آن ، از همدیگر پیشی می گیرند، متوجه وظیفه سنگین خود می شویم ، ووو
با تلاش بیشتر دوستان و به مدد الهی ، بدون شک حق پیروز است، ان شاء الله

 

نویسنده: رحمانی

جمعه 10 اسفند1386 ساعت: 20:58

هدف نهایی یهود در این مورد ، پخش این ذهنیت است که :: نگفتیم همه اینها برای ضدیت با اسلام و به ویژه با شیعه بود ، می گویند (یعنی استاد و شاگردانشان)، این تاریخ که دروغ است و می خواهند بگویند شیعگی ..... مانند فلانی و فلانی و ... .
و این کاراترین و برنده ترین سلاح یهود مشرک و مزدوران و پارس کنندگان است برای مقابله با حقیقت
و چیزی که آنها را در مورد مدیریت این موضوع ، مطمئن تر می کند سطح شعور جامعه ماست ، واضح تر بگویم در جامعه ما مردم سه خصوصیت عمده را دارند ، بی شعور ، نفهم و وحشی هستند ، (وحشی به این معنا که مثلا حیات وحش می گویند یا شیر هم وحشی است یعنی اسیر طبیعت است و تعقل ندارد مگر در اندازه معین در ساختار درختی بزرگ طبیعت و تعریف شده بدون اختیار، وحشی به این معنا) و البته در حال گذر از این وضعیت به حالت مدرن (مدرن به معنای دارای شعور و فهم ) هستند ، که صد البته، به نظر من حداکثر 10 درصد از ما از این حالت گذر کرده ایم ، توجه کنید شخصی که دارای تحصیلات عالی است و از امکانات مادی خوبی برخوردار است و میمون وار تقلید غربیان می کند شاید!!؟؟ (حتما) وحشی ترین باشد؟! امکانات مادی دلیل بر وحشی نبودن و شعور و فهم نیست بلکه در مواقعی رسیدن به اینها را آسانتر می کند و...
این واقعیت تلخ است به همین خاطر ، کدخدامنشان ...

 

نویسنده: رحمانی

جمعه 10 اسفند1386 ساعت: 20:58

هر چند خیلی ها ، سعی می کنند با مطرح کردن علت و چرایی موضوع ، اصل و واقعیت را دور بزنند یا نپذیرند ووو
هر چند شما ، کدخدامنشی بکنید و با هزار القاب رنگین بخواهید این خصوصیت را نفی کنید یا اینکه این خواص را نپذیرید ، فرقی در اصل موضوع نمی کند ، اما اینکه چرا دارای این خصوصیت هستند و مثلا خودشان نخواسته اند بلکه (وحشی) عقب نگه داشته شده اند و یا نه از اول بدوی بوده اند ووو بحث های دیگری است،!!! اما اصل همان است (با نگرش نوع اول روابط آبجکتیو به راحتی به این موضوع می توان رسید)
به هر حال تا قبل از مستند باشکوه تخت گاه هیچکس ، که با همکاری و جانثاری تازه مسلمان و دلاوری بی باک آماده شد احتمال خفه کردن این صدا بسیار زیاد بود ، ولی به حمدالله با کمک خداوند این مرحله رد شد ، اما سد بزرگ دوم وجود همین خواص در جامعه ما است
که اطلاع رسانی و زمان ، دو عامل اصلی گشایش است ، اما زمان طولانی ، همان چیزی است که مشرکان می خواهند ، تا فرصت بشتری برای مانور داشته باشند ، پس کوتاهتر کردن این زمان بزرگترین وظیفه ما تازه مسلمانها است ، و من الله توفیق ، اجرکم عندالله

 

نویسنده: رحمانی

جمعه 10 اسفند1386 ساعت: 20:59

بگذریم ... نمی دانم این ملاقات واقعیت داشته یا نه ؟؟؟ مهم چگونگی ، طرز بیان و نشر اکاذیب است؟!
شنیدستم که تاریخ دانی ترک اما پانپارس ، پارس کنان گفته ، که دانشجوی دوره دکترای تاریخ است ، با شما در دفتر کارتان ملاقاتی داشته و اینگونه گفته ::: من با آقای پورپیرار ملاقات داشته ام و ایشان چرت و پرت می گوید و نتوانست مرا قانع کند و سر آخر به من گفت هر کس نظری دارد، خوب!!!؟؟؟(دقیقا با لحنی که استاد محکوم شد!!!!) و ... بعد شروع کرده بود به تعریف از آریایی ها که مثلا ما (یعنی ایرانی ها) دقیقا از پس کوروش افتادگان هستیم و ... با این مفهوم که خوش به حالمان شده که آریایی اصیل هستیم ؟؟؟!!!
(قابل توجه ترکهای کدخدامنش؟؟؟!!! (معمولا می خوانند ::: ترکهای روشنفکر))
مزدوران و پارس کنان از هر فرصتی برای ضربه استفاده می کنند ؟؟؟ دوستان تلاش خود را دو چندان کنید که وظیفه ما بسیار سنگین است و اجری بزرگ در انتظار مومنان است .

 

نویسنده: رحمانی

جمعه 10 اسفند1386 ساعت: 20:59

همچنین، یکی از آشناها با حرارتی وصف ناشدنی از مصاحبه استاد با رادیو BBC می گفت که دوستش گفته خودش شنیده (؟؟؟!! این آبجکت ("خودش شنیده") را به خاطر بسپارید ...) ، که استاد در مورد اسلام صحبت می کرده و در مورد مساله ازدواج و مهریه صحبتی داشته و گفته آنچه که در اسلام در این دو مورد هست غلط است و به نظر من اینطور و آن طور باید باشد و مقدار مهریه باید اینقدر و آنقدر باشد و ... ، و آنقدر این اراجیف از بی مایگی گوینده خبر می دهد که .... به هر حال گفتن جزئیات پای خودتان چون در هر ورژنی جمله ای نو هست ، پس شما هم می توانید ورژنی جدید به اختیار خود بسازید !!!؟؟؟
مثلا شما هم می توانید بگویید : استاد گفته باید سه روز اول هفته عروسی نکرد ، کراهت دارد و خلاف اسلام است !!!؟؟؟ چرا چون ایشان مورخ است!!!؟؟؟ و این موضوع را فهمیده ، و تا نظریه جدیدی باشد بر اراجیف آنوسی ها وووو !!!
آنقدر اراجیفی از این دست می شنویم که خدا می داند چقدر متنوع هستند ، اما نکته مهم چگونگی فعالیت مشرکان و پارس کنان است که صدای پارس هایشان، در همه جا طنین انداز است و گوشخراش
ووو

نوع مباحثه شما و برخورد شما با این مطالب بسیار مهم است ، و رعایت اصول بحث و جدل ، در این مواقع بسیار مهم و کارگشاست

همه دروغهای آنوسی ها با روش معروفی صورت می گیرد وووو
اگر شخصی دروغی گفت لااقل از او آدرس دقیق بخواهید ، بپرسید دقیقا کی گفته ، چه ساعتی ، کجا ، ووو لااقل در بعضی مواقع ، به پت و پت خواهند افتاد و سفسطه گری را آغاز خواهند کرد

وَقُلْ جَاء الْحَقُّ و َزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا

در وعده کمک خدا به مومنان شکی نیست

با تشکر فراوان

 

نویسنده: رضا

جمعه 10 اسفند1386 ساعت: 21:13

ادامه.... برادران هموطن کورد بویژه جناب محمدی از ارومیه ، نمیدانم چند سال دارید و از چه زمانی خودتان شاهد اوضاع سیاسی منطقه بوده اید(هرچه شنیده اید میتواند وضعی مانند آنچه داشته باشد که استاد در حال فروپاشی آن هستند) من از سالهای قبل از انقلاب با شما هموطنان کورد محشور بودم و هستم. از زمان فعالیت ملامصطفی بارزانی را بخوبی بیاد دارم و از همان زمانها تا این اواخر همراهی شما و مردم آذربایجان را بارها و بارها دیده ام .بسیاری از شما با آذربایجانیها ازدواج کرده اید در حالیکه با اقوام دیگر کمتر مراوده داشته اید این جمله را بخاطر این گفتم که بدانید کوردها که بیشتر از یک قرن مبارزات مختلف داشته اند با تورکها همسایگان خوبی بوده اند حداقل در داخل ایران.اما صهیونیسمی که در امریکا نشسته و نقشه وحشتناک بالکانیزاسیون برای منطقه می کشد(توجه شما را به مطالعه نامه فردی موسوم به موشه داوید به استاد پورپیرار جلب میکنم و نقشه های جغرافیایی طراحی شده برای خاور میانه جدید)نه دلش برای استقلال کوردستان می طپد و نه برای آذربایجان جنوبی وقعی می گذارد بلکه فقط میخواهد فلسطین دیگری در منطقه بسازد تا از میان ان دریای خون اسرائیل محبوبش بتواند در رفاه مطلوب به جشن خون خود بپردازد.پس هموطنان عزیز و همسایه های مسلمان از خود بپرسید چه پاسخی به آینده خواهیم داد اگر آلت دست امریکا واسرائیل شویم و خون همدیگر را برای رفاه حال دیسکونشینان امریکایی بریزیم.مطمن باشید آمریکا همانقدر دست اردوغان و علیوف را بدروغ می فشارد که دست طالبانی و بارزانی را.تاریخ برای عبرت است نه برای تفخر.مطمئنا هرکسی گذشته خود را بخوبی نشناسد مجبور به تکرار اشتباهات گذشتگان خواهد بود.طناب صهیونیسم بسیار پوسیده تر از آنست که با آن بچاه جنگ با همسایه بروید. بامید دوستی مجدد دو ملت همسایه کورد وتورک .

 

نویسنده: ناصر پورپیرار

جمعه 10 اسفند1386 ساعت: 22:49

دوستانی که در مراجعه به این وبلاگ مشکلی دارند، می توانند به آدرس:http://www.naria.ir رجوع کنند.

 

نویسنده: عثمان محمدی

شنبه 11 اسفند1386 ساعت: 1:19

با سلام
جناب رضا فرمایشات دلسوزانه ی شما جای بسی تقدیر است کاملا با آن موافقم کورد و تورک در ایران قرن هاست برادروار با هم زندگی و همسایگی داشته اند حتی ازدواج و رفاقت و معامله و تجارت . حتی در گذشته برادران آذری در مناطق کردستان اقدام به ساخت حسینیه و اماکن مذهبی برای خود کرده اند که نه تنها حساسیت برانگیز نبوده بلکه درمواردی زمین را نیز مجانا به آنها داده اند اسناد ان موجود است .اما قضیه وقتی حاد می گردد که متاسفانه ملی گرایان ترک تبدیل به عقبه ی نظامی و فرهنگی حکومت ترکیه می شوند .
حکومت ترکیه از حقوق ملی و فرهنگی ترکهای تمام جهان دفاع می کند و گاه کار به لشکر کشی نظامی نیز می انجامد مانند قضایای قبرس آذربایجان سین کیانگ بلغارستان بالکان و غیره این مسئله هیچ اشکالی به خودی خود ندارد و حتی از نظر بنده چون مسئله حقوق انسانها و مسلمین مطرح است جای بسی خوشحالی و تقدیر است اما مشکل این جاست این دولت به هیچ وجه نمی خواهد همین حقوق را برای کردهای خود به رسمیت بشناسد !
در طول تاریخ عثمانی و بعد از ان کرد ها همیشه از متحدین حکومت بوده اند جدید ترین حکومت ترکیه که دولت آقای اردوغان است با حمایت و رای کردها بر سر کار امده است اما برغم ادعاهای اسلامیش باز متاسفانه خط مشی دولت های نژاد پرست قبلی را دنبال می کند .
به هر تقدیر در جغرافیای ایران ملی گرایان ترک گمان می کنند که در چند ماه آینده ایران تجزیه شده و کردها سعی در تسخیر اراضی آنان دارند نمی دانم این مالیخولیا از چه چیز ناشی شده است !
بنده که به هر جای ایران رفته ام از برادران ترک نشان و سراغی یافته ام بنابراین بایستی دیگر مناطق نیز علیه آنان وارد اقدام شوند !
چرا ما بایستی مشکلات کشور های دور و بر را به کشور خود انتقال دهیم !؟ و اخوت و برادری را تبدیل به کینه و دشمنی نماییم ؟!

 

نویسنده: آتامان2/1

شنبه 11 اسفند1386 ساعت: 1:44

با سلام
باور بکنید یا نه ، به نظر من آنکه قیمت نفت را بالا میبرد ، جز صهیونیزم جهانی کس دیگری نمیتواند باشد. به نظر من همانگونه که اروپا در حال پرداخت باج به اسرائیل است ، ملل مسلمان هم به شکلی نا پیدا در حال پرداخت بخش بزرگی از ثروت نفت به یهودیان هستند. کمک برخی ممالک اسلامی به فلسطینیان و حمایتهای بیدریغ آنها از گروههای فلسطینی پوششی است برای گم کردن رد همین مسئله.
به مملکت خودمان خوب نگاه کنید و از خود بپرسید که چه کسی به شکل نامرئی ، اقوام و ملل این سرزمین را به جان هم انداخته است؟ مگر ملت فارس از این همه ادعای پانفارسیسم مورد حمایت مراکز قدرت چه خیری دیده است جز نفرت ملتهای پیرامون خودش ؟
از خود بپرسید که آیا بدنه ملت فارس چه نقشی در ایجاد این نفرت داشته است ؟ چه کسی کورد را به دست تورک میکشد و تورک را بدست فارس و بلوچ را به دست اتحاد تورک و فارس و همینطور تورکمن را به دست گیلکی ها و عرب را به دست لرها و کوردها و فارسها به بند میکشد و حیثیت و غرور آنها را به دست هم لکه دار کرده و سرانجام با راه اندازی خون و خونریزی در بین همین ملتها ، خودش از میانه گم خواهد شد و جایزه اش را از شورای جهانی یهود خواهد گرفت.
نفوذیهای انوسی تمام ابزار لازم را برای قلع و قمع ما در اختیار دارند .
آنها در حال برنامه ریزی برای اجرای مجدد پوریم هستند. یاران نفوذی انها روزی بهانه لازم را به دستشان خواهند داد و خواهید دید در انروز با به قتل رساند چند صد یهودی انهم در یک حمله اتمی مثلا از پاکستان و یا ... ، چنان بی محابا به بمباران اتمی ما مشغول خواهند شد که قلدرهائی مثل چین هم یارای انتقاد نخواهند داشت.

 

نویسنده: آتامان2/2

شنبه 11 اسفند1386 ساعت: 2:3

... اگر نبود وعده الهی به نصرت موحدان ، و اگر نبود وعده انهدام یهود در کتاب مبین ، مطمئنا بر اساس گفته های فوق نتیجه میگرفتم که اسلام و اسلامیت رو به نابودی است. و مگر نه اینکه خداوند خیرالماکرین است؟
دیگر از اینهمه پنجه کشیدن بر صورت هم بیزار شده ام . حالم از هرچه اسم کذائی قومی است به هم میخورد . نمیخواهم غیر از مسلمان عنوان دیگری داشته باشم. نمیخواهم غیر از مملکت اسلام ، نام دیگری بر محل سکونتم سنگینی کند. از این به بعد من نه تورکم نه فارس نه کورد نه لر نه عرب و نه ... من فقط مسلمانم و وظیفه ای غیر از پاسداری از قرآن و بیت خدا و جامعه مسلمین ندارم.
خسته شدم از اینهمه سینه زنی در درگاه یهود .
از اینکه در تئاتر مسخره یهود عروسک خیمه شب بازی باشم از خودم متنفرم.
چرا نمیخواهیم همدیگر را فقط به عنوان برادر مسلمان در اغوش کشیم و شیاطین یهودی را نا امید سازیم؟
آخر چه زمانی میخواهیم امت واحده باشیم؟ ببینید شیاطین یهودی از هر قومی (اعم از انگلیسی و عربی و تورکی و کوردی و فارسی و ....) چگونه فارغ از ملیتشان و تنها بر اساس یهود بودنشان باهم بر علیه ما مسلمین ، متحد شده اند وطرح نابودی مارا به دست خودمان ریخته اند و به ریش همه ما هم میخندند.
برادران و خواهران عزیز من ، ما فقط مسلمانیم و لا غیر. والسلام