نویسنده: سهند
یکشنبه 23 فروردین1388 ساعت: 5:21
اراز قارداش: خیلی می بخشید . اما به گمانم این استاد وزیری زیادی هپروتی هستند و استاد چرت و پرت. ایشان از ساسانیانی که اصلا وجود نداشته اند سخن می گویند. یعنی تمامی منابع ایشان الوده به جعل است. آدمی حیف است که وقت اش را برای مطالعه اینهمه نوشته بی دو و پیکر بهدر دهد.
ساع اولون
نویسنده: بیرسویداش
دوشنبه 24 فروردین1388 ساعت: 16:24
آراز بی سلام
منهم مثل جناب سهند ؛ نوشته های آقای وزیری را منطبق با دانسته ها ی فعلی نمیبینم و مشتاقم که چکیده فکر و نظر ایشان را حداکثر در یک مقاله بخوانم تا اینکه به شکل فعلی و به صورت سلسله وار .
بنده زحمات شما را ارج مینهم ولی در حال حاضر شایدفقط یکهزارم درصد مردم به این روش صاحب اطلاعات شوند و آنها هم به دلیل وجود معلومات نوین ؛ و آلوده بودن منابع آقای وزیری به سرعت از دنبال کردن آن منصرف میشوند.
ما کارهای بزرگتری داریم که میتوانیم برای نسل جوان انجام دهیم و انرژی خود را نباید صرف آگاه سازی معیوب چند نفر اهل قلم و تاریخ کنیم.
پاسخ:
افراط در رد هر چه پارسی برای ما نتیجه ای مشابه عمل پارسیان در رد هر آنچه ترکی است خواهد داشت!
دوست عزیز! کتاب وزیری به سال 1993 نوشته شده است. هدف کتاب رد ادعای تحول جمعیتی در منطقه است. رد تفسیر نژادپرستانه از گفتار کتیبه هاست. وی اسناد و استدلالهای شرق شناسان بعضا نژادپرست را زیر سوال میبرد. علاوه بر این فراموش نکنید پورپیرار اهدافی خاص دارد و استدلالهای وی جهت دار و بسوی یک هدف خاص تنظیم شده است و لذا نمیتواند حقیقت داشته باشد. هدف پورپیرار توده ایی همراه با چهره های مخوف پشت سرش که دنبال باصطلاح آرزوی امت اسلامی هستند کنار رفتن تلاش پارسیان برای زیر سوال بردن اسلامیت و غیر پارسیان و ایجاد افکاری یکدست و خودگریز و از خود بیگانه و ایجاد یکهویت یک دست و افکار یک دست و سرکوب هر نوع هویت طلبی در میان اقوام مختلف است و لذا دست به هر عمل و حدیث سازی میزنند. رژیم و توده ایی تصور بر ایتن دارند که هدف وسیله را توجیه میکند و آنها که تلاشی هویت مصنوعی پارسی را میبینند تلاش دارند مذهب را که بخاطر کلاه برداری مذهبی رژیم وزنه سیاسی خود را در میان تقابل ملل داخل ایران از دست داده سعی دارند با ایجاد یک دشمن مشترک بازسازی کنند. در فلات ایران جعل تاریخ محدود به تقلید کور و نژادپرستانه از شرق شناسی آلوده به ایده های نژآدپرستانه آریانیسم اروپایی است. در اینجا پارسیان تاریخی که مربوط به غیر خود بوده پاک کرده اند و به تاریخ وآثاری که تشابه اسمی و ادعایی به آنها داشته را تعبیر به رای کرده و چیزهایی که برای اثبات ادعاهایشان نیاز داشته اند بدان اضافه کرده اند. بنده مطلقا ادعای پورپیرار که جعل تاریخ را به مسئله پوریم ربط میدهد را مردود میدانم. یهود دقیقا قتل و کشتار 70 هزار نفری را میگوید! در قرآن (هذا کتاب المبین لا ریب فیه) هم هیچ سندی آشکار و صریحی که چنین قتل و عامی در این حجم را تایید کند وجود ندارد جز ادعاهای هدفمند و داخل پارانتز پورپیرار!! جعل و افزودن بر تاریخ نگاری و حذف برخی اسناد تاریخی کار خود پارسیانی است که به هر شکلی میخواستند و میخواهند خود را آریایی نشان دهند و ربطی به قوم یهود و پوریم ندارد.
جالب است که شما دوستان اینقدر راحت به جعلیات نوین پارسیانی متکی هستید که آشکارا تلاش دارند دم از تله برهانند و گناه جنایات صد ساله خود را بار قوم بدنام یهود کنند. چنان مشتاق رد تاریخ قبلی هستید که دقت ندارید این آشپز در آش خود چه ها ریخته است. تاریخ ایران تماما جعل نیست. تاریخ ایران و ملل ان از عناصر غیر پارسی پاکسازی شده و چیزهایی بدان افزوده شده است که دیرینه سرزمین را بنام یک قوم مصادره کند. مجعول بودن تاریخ در ایران محدود به همین مسئله است. دشمن تراشی از یهودی که دشمن مشترک مسلمانهاست آنهم از سوی قومی که بوی تعفن کردارش همه را بیزار کرده است یک شیطنت است! پارسیان قربانی خوبی انتخاب کرده اند هر کسی جرات رد تئوری کثیفشان را نخواهد داشت زیر خیلی زود مارک صهیون را به پیشانی او میکوبند.
اساس گفتار استاد وزیری:
1- دروغ بزرگ تک قومی و تک نژادی بودن سرزمین ایران
2- رد تفسیر نژادی و قومی از گفتار کتیبه های هخامنشی با عنوان پارسیان، آریا، و ایرانی و انیرانی است!
3- رد تسلسل و تداوم سلسله ها!
4- رد ادعای تاریخ مشترک و هویت مشترک ممالک مختلف موجود در فلات ایران
به دوستان توصیه میشود خود را از ولع رد "هر آنچه پارسی است" حفظ کنند زیرا مستقیما آنها را در دامی که هدفش تطهیر و نجات متهم اصلی پرونده جعل تاریخ و ارتکاب جنایت علیه بشریت یعنی قشر سیاست و روشنفکری پارسی است خواهد انداخت. مسلما عقاید افراطی پورپیرار که تلاش مذبوحانه برای نجات قوم پارس از بی آبرویی بزرگ قرن و سو استفاده از بدنامی یهود است جایی در استدلالهای علمی پیش رو و تدافع علمی در منظر افکار عمومی جهانی نخواهد داشت لذا اتکا به استدلالهای بی غرض و علمی بهتر خواهد بود. تنها کاربرد پورپیرار برای ما مجموعه تختگاه هیچکس در اثبات جعلیات و نه اثبات پوریم که خود یهودیان به آن اعتراف دارند خواهد بود. ما هرگز نباید برای اثبات حقانیت خود در کام استدالالهای مغرضانه بیفتیم. ما نکات مستند و ادعایی را مورد استفاده قرار خواهیم داد. انکار کل تاریخ که از سوی برخی تفسیر به رای و نفع قومی خاص شده تنها نتیجه اش برای ما استحضا مراکز علمی و افکار بین الملل خواهد بود. نظرات پورپیرار حقایقی آلوده به دروغ و افراط و ادعا و یا دروغهایی دارای حقایق اگر فرض شود باید غربال شود. و بهتر است از آن برای حمله و نقد استدلالهای علمی استفاده نشود.
+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم فروردین 1388ساعت   توسط آراز بیلگین
|
موشکافی ایران شناسی
اولین تلاش برای بافت تداوم در توالی حوادث از دوره قبل از اسلام تا دوران مدرن در قرن نوزدهم اتفاق افتاد که سیر جان مالکلم تاریخ نگار آموزش ندیده اثر تاریخ پرشیا (1815) خود را نوشت. در واقع علاقه مورخان غربی در آن زمان بخاطر قرائت کتیبه های ساسانیان توسط سیلوستر دؤساکی و قرائت پرسپولیس توسط هنری راویلسون در این مورد افزایش یافت. زمانیکه زبان شناسان در حال بیرون دادن آنچه بعدا بعنوان نزدیکی زبانهای ایرانی و هندو-ایرانی با هندو-اروپایی بودند تئوری آریان تحولات جدیدی یافت. دریچه های زبانشناسی بوسیله ویلیام جونز و آنکوتیل دوپرون که در قرن هیجدهم زبانهای سانسکریت و اوستا را به اروپاییان9 شناساندند گشوده شد. سپس خانواده زبانهای سامی، هندی، و ایرانی شناخته شدند. در خانواده زبان ایرانی اف. اشپیگل روی زبانهای قدیمی ایران (Bactrian) کار کرد؛ ای.وی.دبلیو. جکسون و اف. جاستی روی Zend و Old Persian کار کردند؛ جی. اوپرت روی Median؛ کی. گلندر روی اوستا؛ و دبلیو. گیگر، ای. وست، و تی. نولدک روی پهلوی کارکردند. تلاشهای دیگر پژوهشگران نیز به رشد تئوری Aryan و طبقه بندی زبان کمک کرد.
جیمز دارمستتر تلفیقی از آثار زبان شناسان برجسته را در اثر دوجلدی Etudes Iraniennes (1883) خود بوجود آورد. اولین جلد تاریخ گرامر زبانهای Persian از هخامنشیان تا زمان حال را مورد رسیدگی قرار داده است. جلد دوم پنج قسمت دارد که حداقل سه قسمت آن به تاریخ ایران و ارتباط آن با ادبیات، افسانه، اسطوره شناسی (برای مثال، اوستا، شاهنامه) میپردازد.10 آثار درماستتر نه تنها کارهای اخیر همکاران زبان شناس وی را تحکیم کرد بلکه راههای جدیدی برای مطالعات بعدی ایران گشود. نباید از کارهای پژوهشگر برجسته Italo Pizzi در زمینه تاریخ شعر و ادبیات Persian غافل شد. اثر دوجلدی وی Storia della Poesia Persiana (1894) از پی آثار Manuale di letterature Persiana (1887), Firdusi il libro dei Re(1886-1889), Antalogia Epica (1891) وی به چاپ رسید. تمام اینها در ارتباط با سرزمین ایران اهمیت خلق یک کیمیاگری ملی در دوران باستان و قبل از مدرنیته را تقویت کرد. در اوایل قرن بیستم ادوارد جی. براون اثر بزرگ و پرطرفدار چهار جلدی خود A literary History of Persia (1902-1924) خود را نوشت. وی تصمیم داشته اثر را A History of Persian Literature بگذارد، اما مقدمه خود براون نشان میدهد وی دو مدل تاریخ پیش رو داشته- Short History of the English People نوشته گرین و Literary History of the English People نوشته جوسراند(Jusserand) و لذا براون تصمیم میگیرد تاریخ شعرا را ننویسد اما بجای آن بعد از مدلهای خود در باره"نبوغ ملی" Persia و Persians در زمینه مذهب، فلسفه، علم، و ادبیاتبه نگارش بپردازد.11
اثر براون در میان اصلیترین و موثرترین مطالعات ایران قرار دارد. بدعتهای وی ربط دادن نائلتهای ادبی با تحول سیاسی از دوره باستان به بعد را در بر گرفت. ذهن براون با تصور اروپایی زبان بعنوان پایه هویت ملی شکل گرفت که وی را به تعبیر ظاهر زبان فارسی بعنوان نشانه "احیای ملی" ایرانیسم هدایت کرد. براون استناتاجات زبان شناختی دارمستتر را پشتیبانی میکند و بابهایی برای نظریات تاریخی-جغرافیایی وی در مورد ایران میگشاید: "زبان Persian امروزی، فارسی، زبان فارس، منشا تباری زبانی است که کوروش و داریوش صحبت کرده اند، و ابلاغیه هایی که به فرمان آنها بر سخره های بیستون و نقش رستم و دیوارها و ستونهای پرسپولیس منقوش شد به آن زبان تنظیم شد"12
میتوان گفت کار براون بر پایه یافته های زبان شناختی و تقسیم دوره های تاریخی به دوره باستان و اسلامی و بر اساس تولیدات ادبی زبان فارسی و یک تاریخ سیاسی پایه گذاری شده است که آنچه را که قبلاایتالو پیزی آغاز کرده بود تقویت کرد. قابلیت سازگاری خلاق براون در ربط دادن ادبیات به تاریخ سیاسی دیدگاه اروپایی تاریخ را بمثابه خطی سیر ملی بسط داد.
اجازه بدهید برگردیم به اثر سیرجان مالکلم که در دوجلد بزرگ تاریخ Persia (1815) که تاثیر قابل توجهی بر دانش اروپایی Persia (ایران) و هم سیر تاریخ نگاری بومی ایران متعاقب آن داشت. باید به یاد داشت که در آن موقع مالکلم شروع به نوشتن (حدود سال 1808) تاریخ ملی خود، کرد معاصران وی از یک طرف روی تئوری آریان کار میکردند و از طرف دیگر سعی در ربط دادن زبانهای غربی ایران به زبانهای شرقی و ساخت خانواده زبانهای ایرانی داشتند. چنین ابتکاراتی آشکارا نگارش یک تاریخ ملی را منسجمتر میساخت، چراکه مالکلم فکر میکرد بدون آن تاریخ Persia کامل نخواهد بود. مالکلم به سی سال بازدیدجویندگان اروپایی اشاره میکند و درباره مشاهدات آنها سخن میگوید: "پس از این در حالیکه پژوهشگران طبق سلیقه ها و جانبداری همیشگی شان، گزارش شرقی Persia باستان را نوشتند تا به غرب راه دهند یا غرب ره به شرق راه دهند.. [آنها] جستجو کردند و خیال کردند که برخی نکته هایی معینی را برای ربط دادن آنها کشف کرده اند."13
بدلیل فقدان اطلاعات کافی و غیرماهرانه بودن اطلاعات زبانشناختی و تاریخی موجود در باره دوره قبل از اسلام مالکلم برای بازسازی آن دوران بر یادداشتهای افسانوی و قصه های در مورد سلسله های پیشدادیان، کیانیان، اشکانیان، و ساسانیان تکیه کرد. برای مثال وی از اعتبار فردوسی و خوندمیر و آثاری مثل زینت التواریخ و روات الصفا بصورت گسترده برای بنای تاریخ قبل از اسلام استفاده میکند. در زمان مالکلم شرق شناسی در مرحله نارس خود قرار داشت و ناسیونالیسم سیاسی هنوز شور و شوق لازم را نداشت. لذا سوال این است که چرا مالکلم وقت خود را صرف نوشتن کتاب نسبتا حجیم تاریخ ملی ایران کرد؟ در واقع مالکلم توسط دولت بریتانیایی استعماری هند بخاطر خطر اشغالگریهای ناپلئونی بعنوان عامل جمع آوری اطلاعات (همراه دو مامور دیگر) در باره نواحی گستره غربی هند تعیین شده بود. ایران به مالکلم حواله شده بود و نتیجتا همانطور که گفته شده " نوشتن تاریخ نوعی تعطیلات با مواجب برای مالکلم بود."14 لذا ماموریت Persia مالکلم در چند مرحله اجبارا مربوط به ضرورت جمع آوری اطلاعات در باره مردم، رسم و رسوم، زبانها، و تاریخ بمنظور اهداف سیاسی خاص و فوری بود. بعلاوه بنظر میرسد بریتانیا بیش از آلمانها و فرانسویها مجذوب الگوی نوشتن تاریخ ملی بوده است.
پوشیده نیست که جان مکدونالد کینیر دستیار سیاسی مالکلم در موریتش به دربار Persia بوده است. اثر کینیر "شرح جغرافیایی امپراطوری Persian (A 'Geographical Memoir of the Persian Empire (1813)) نمیتواند نمونه جدا ازخواستهای استعمار بوده باشد چیزی که پژوهشگران قادر به تولید آن بودند.
حدود یک قرن بعد از مالکلم سر پرسی سایک (Sir Percy Sykes) که او هم یک مقام بریتانیایی بود اثر دو جلدی خود تاریخ Persia (A History of Persia) (1915) را نوشت.15 در سالهای بین مالکلم (1815) و سایک (1915) وقفه زیاد بین پژوهشگری، بویژه مربوط به مطالعات ایران پر شده بود. لذا گزینشها و تعبیرات مدرن سایک هر چند خود هم اکنون دورانشان گذشته است مطمئنا کار مالکلم را منسوخ کرد. در هر صورت بعد از مالکلم اشخاص دیگری (که شباهتی به وی نداشتند) شرق شناسانی دوره دیده بودند کمک مهمی به رشته شرق شناسی و ایرانولوژی کردند. F. Spiegel یک جلد کتاب در مورد مذهب، تاریخ، و روزگار باستانی ایران از قدیمترین دوران تا آخر سلسله ساسانیان با عنوان Erânische Alterthumskunde (1878-1871) نوشت. تئودور نولدک پیشرو در بسیاری از زیرشاخه های شرق شناسی، آثاری در مورد ایران مثل Geschichte der Perser und Araber zu Zeit der Sasaniden (1879)، Persische Studien (1888و 1892) ، Das Iranische Nationulepos (1896)، و Sketches from Eastern History (1892) نوشت. و بعد جورج راولینسون استاد تاریخ آکسفورد بود که آثار بزرگ تاریخی در مورد دوره ایران قبل از اسلام نوشت که در کل ابزاری در تحکیم تفکر ملی و نژادی هم در تاریخ نگاری و هم ایدئولوژی بودند. راولینسون یک آریانیست و یک نژادپرست آشکار بود، وی سه مجموعه تاریخ شرق را نوشت؛ اما با توهین به غیر آریانها و با تلقین ایده تداوم ملی و نژادی در تمدن ایران وی مقام پژوهشگری خود را تقلیل داد. اثر Five Great Monarchies of the Ancient Eastern World (1871) با دیرینگی آسوری، بابل، کلدی، مئدیا، و پرسیا کار میکن. اثر وی با نام Sixth Great Monarchy (1876) به امپراطوری ساسانیان میپردازد. ای اثر در یک قسمت به فارسی ترجمه و در ایران منتشر شده است.16
راولینسون به خاطر زبان خشک و خامی که در بیان جوامع قومی شرق و همینطور نگرش گاها بی ربط در ایجاد پیوندهای ملی با حوادث تاریخ جالب توجه است. برای مثال در بیان سیماشناسی آریان راولینسون (مثل پریچارد) در بیان این دید Persian عصبی است: "گفتار جاندار و نابغه وار نیست، بازتابی ذهنی و اخباری است."17 در اثر راولینسون نمونه های نگرش تیپیک نژادی، شرق شناسی ناسیونالیستی پر شمار است. عبارت زیر تمثیل مکتب خود برتر پنداری آریانی است که وی به آن تعلق داشت، تنها فرق راولینسون نسبت به دیگران در بیان واضح نظراتش میباشد:
خانواده آریان نژادی منحصر به فرد از نژادهای نوع بشر است، و پیشروترین، و بزرگترین توانمندی، فیزیک، سیرت، و ذهن را دارد. شاخه ایرانی آن که Persianها به آن تعلق دارند شاید مثل برخی از دیگران پر استعداد نیست؛ اما کیفیاتی را داراست که آنرا بالاتر از بسیاری از آنهایی که بصورت باستانی آسیای غربی را پر کرده اند قرار میدهد.18
ادامه دارد...
+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت   توسط آراز بیلگین
|
دوستان بعضا در تعریف اولویتهای دچار خطا میشوند و از گذشته خونبارمان عبرت نمیگیرند. خیلی ساده از کنار شهدای بی مزار و بی کفن 150 سال تجزیه مملکت خود و صد هزار شهید بی مزار و بی کفن میگذرند بدون اینکه به روند و چگونگی وقوع آنها دقت کنند. فکر میکنم در میان ملل جهان هیچ ملتی به اندازه ما چوب وفاداری به مرامهای مختلف و فدارکاری در راه آنها را نخورده است. البته قبلا هم این بحث در مجادلات لفظی با پورپیرار و اطرافیانشان مطرح شده است ولی انگار دوستان متوجه اهمیت و حساسیت امر نیستند. طی 100 سال اخیر ملت ما تمام مکاتب بشری را تجربه کرده است و اکنون جز مزارهای بی نام و نشان از آنها چیزی در دست ندارد.
رهبرانش مظلومانه متهم و محکوم میشوند و فرزندانش خیلی راحت راه تجربه مجدد و پیروی از بیگانگان را در پیش میگیرند. آذربایجان شمالی بیش از نیمی از خاک خود را در راه مرامهای کمونیسم باصطلاح بشر دوست و انسان محور باخته است و آذربایجان جنوبی اسیر در بند افکار ملوکانه پهلوی، امت اسلامی و دموکراسی مورد وعده پان ایرانیستها همزمان با آسیمیله فرهنگی در حال باخت حداقل 40 در صد از اراضی خود به اقوام همسایه ایی است که افکار نخبگانش گستاخ و متجاوزانه است. روسها و فارسها با تمام اختلافاتی که دارند بر سر قتل پیشه وری توافق دارند روسها وی را متهم به ملی گرایی و تلاش برای تجزیه شوروی با شمشیر دو لبه تورکیسم میکنند و فارسها وی را بازیچه همان روسها میخوانند و فرزندان ما هم خیلی راحت رهبران خود را نه با بررسی واقعیت و ضرورتهای امور که متناسب با شدت و ضعف تبلیغات دشمنان خود وترس از متهم شدن به بی دینی و یا ناسیونالیسم طرد میکنند و یا زبان در کام نهان میکنند که مبادا...
نیم نگاهی به تاریخ شوروی بر همه روشن میسازد که اولویت نه با کمونیست خوب که با روسهای راس هرم و بعد بقیه ممالک غیر تورک و غیر مسلمان بوده است و تورکهای مسلمان فقیرترین کشورهای عضو شوروی بوده اند.
در همین زندان بزرگ ایران نگاهی به سرمایه گذاریها به به صراحت نشان میدهد که اقتصاد آذربایجان جنوبی یک اقتصاد کاملا خصوصی است و تنها 5 در صد آن متعلق به دولت و سرمایه گذاریهای آن است یعنی اگر تورک در اینجا مغز اقتصادی و دستان کاری فرزندانش را نداشت وضعی بدتر از بلوچهای و عربهای مظلوم میداشت. در اینجا نیز هرم قدرت و ترتیبات آریایی است و نه اسلامی و در 30 سال تجربه امتگرایان آذربایجان ضمن باخت دهها هزار نفر از بهترین فرزندان خود در کشمکشهای سیاسی و جنگ 8 ساله در حال افول و نابودی است.
من آراز بیلگین بر شیخ شهید و روحانی متعصب خود شیخ محمد و رهبر کمونیست شهید خود پیشه وری بزرگ و رهبر مظلوم و قریب خود شریعتمدار بزرگ مرجع تقلید شیعیان افتخار میکنم و درود میفرستم بر آنها که فریب شعارها و تبلیغات و تهمتها را نخوردند و ایستادند و اولویت را در حفظ حریم خانه و انسانهای وطن خود دادند. و در این میان مردم ما باید و باید بر پیشه وری بزرگ و شهید خود ارج نهد که هرگز اسارت ملت و وطن خود را نه توسط فارسهای فاشیست و نه توسط روسهای باصطلاح انسان دوست نپذیرفت و جان خود را فدا کرد.
آیا فرزندان ما بزرگنمایی پادشاهان خون آشام پارسی، رهبران متحجر باصطلاح دینی پارسی و کمونیستهای باصطلاح با مرام پارسی و دموکراسی طلبان نژادپرست پارسی را تلویحا و گاه با صراحت توسط همین رژیم با مرام و ایدئولوژیک نمیبینند. چرا خاقانها و شاهان تورک، سرداران مشروطه تورک، رهبران کمونیست تورک و رهبران مذهبی تورک همیشه محکوم مطرود شده اند. آیا این به جوان تورک نمیفهماند که صرف این رفتار دوگانه فقط و فقط برای زدودن احساس موجودیت و حق موجودیت از او نیست؟ آیا متعجب نیستید که هم اکنون به جای تولید فکر بومی و پیروی از تولیدات فکری بومی دنبال یک توده ایی کمونیست طرفدار امت اسلامی راه افتاده اید مگر همین دروغها را در همان زمان تولیدشان شهید بزرگ فریدون ابراهیمی افشا و محکوم نکرده بود؟ مگر پروفسور ذهتابی دقایق تاریختان را برایتان بازگو نکرده است! مگر کتاب وزین پروفسور وزیری 16 سال پیش این دروغها و هویت سازیها را افشا نکرده است که شما برای "بنیان اندیشی" دنبال یک نژادپرست توده ایی پارسی راه افتاده اید؟ چرا به جای تحقیق و فعالیت برای بازسازی شخصیت ملی خود و تولید منطق و فکر برای دفاع از خود دنبال روزنه های امید و بذل و بخشش بیگانگان هستید که هر از چند گاهی با روبرو شدن با بی مهری بقول بیرسویداش پورورباه دادتان بر هوا بلند میشود؟
ای تورک اگر مدعی ملیت و حیثیت ملی خود هستید:
1- ملت خود را با همه چیزش و همه کسش دوست بدارید(بجز خائنان): روحانی و بسیجی و مامور اطلاعات چماق بدستش را، کمونیست بی دینش را، لیبرال و ... آیا دشمنان تان جز این میکنند. حرکت ملی و ملیتچی شدن یعنی عشق بر فرزندان آن و تلاش برای اعاده حیثیت آنها یعنی که باید همه آنها را برای وطن خود حفظ کنی.
2- به هیچ بیگانه ایی اجازه اظهار نظر در مورد تاریخ، رهبران، و مکاتب تان را ندهید.
3- هر کس حق استقلال و تمامیت خاکتان را به صراحت و عملا برسمیت نشناسد دشمن شماست.
4- بیاد داشته باشید که دروغ بزرگ تورک متعصب و ناسیونالیست جز تهمت و فریب نیست. تا همین دیروز 90 درصد خاک و ملیت تورک در اسارت بیگانگان بوده و هم اکنون خود تو نیز در اسارت هستی! ناسیونالیسم و تعصب تنها برای ملل مستقل قابل تعریف است و مفهوم میابد پس هر کس بتو بخصوص توی تورک آذربایجان جنوبی، تورکمن جنوبی، خراسانی، و قشقایی متعصب و ناسیونالیست میگوید هدفی جز تلاش برای بستن زبان اعتراض تو و دستان تلاش تو برای حقوق طبیعی تو برای استقلال و داشتن اختیار خانه و آینده تو در سر ندارد.
5- هیچ قومی باندازه تورک به اسلام وفادار نیست و هیچ کس باندازه ما صلاحیت اظهار نظر در مورد حفظ اسلام و دیانت را ندارد. تورکان عثمانی تا آخرین لحظه اسلامیت تسنن را و ما تا هیمن الان اسلامیت شیعه را حفاظت کرده ایم و در تمام لحظات طرفدار خلوص و عدم ریاکاری در مسلکها بوده ایم پس هیچکش نمیتواند در مورد وفا و دوستی ما را متهم کند. پس هر کس به تو بی دین، متعصب دینی، متعصب هر نو مکتب دیگری لقب میدهد دشمن توست و در تلاش است بر فکر تو مسلط شود و تو را از تفکر باز دارد!
+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم فروردین 1388ساعت   توسط آراز بیلگین
|
بمناسبت عید مبارک اوغوز (نه نوروز) شبکه TRT اقدام به افتتاح شبکه جدیدی برای تمام تورکها نمود که در آن ضمن برنامه های مختلف آهنگهایی به تمام گویشهای مختلف زبان تورکی پخش میشود. در ذیل کد این کانال تقدیم شده است. البته این کانال در رسیورها بصورت اسمیTRT TURK نشان داده میشود ولی در صفحه خود کانال TRT AVAZ میباشد. امید است این کانال ملت بزرگ ما را بیش از پیش به سوی هم جذب کند و همگرایی ملی ما را زنده کند.
TRT AVAZ
kod: 12015
27500 H
+ نوشته شده در سه شنبه چهارم فروردین 1388ساعت   توسط آراز بیلگین
|