رد صلاحیت اعلمی و حضور میر حسین موسوی و لزوم بیداری حرکت ملی:
همانطور که پیش بینی میشد فاشیزم با رد صالحیت تنها کاندیدایی که فرمانبردار سیستم بدآنگونه که از او انتظار داشتند نبوده و به شعارهای مردم گرایی تا حدودی وفادار نشان میداد عملا در پی حفظ تمرکز و انسجام قدرت خود در سطوح بالای اجرایی است.
در این میان محسن رضایی به خاطر سابقه اش عملا مهره ایی سوخته محسوب میشود و نه از سوی مردم و نه از سوی کاندیداهای رقیب جدی گرفته نمیشود. و سیستم وی را تنها بعنوان یک سیاهی لشکر وارد اردوگاه استخدام کارمند ارشد کاخ ریاست جمهوری کرده است و وی طبق سنت قدیمی به احتمال قوی به نفع میر حسین موسوی عقب خواهد نشست.
در این میان سه کاندیدای باقی مانده برای بازی شطرنج سیاست سیستم دیکتاتور فاشیستی ایران کروبی برا ی تنوع و موسوی و احمدی نژاد بعنوان مهره های اصلی بازی هستند.
کروبی تقریبا در مورد تمام آنچه احتمال داده مردم به فکر آن هستند شعاری مطرح کرده است! شعار اصلی وی "ایران متعلق به تمام اقوام ایرانی است" و در دتایل شعارهایش اصول اساسی 15 و 19مد نظر حرکتهای ملل تحت ستم بعنوان حداقلها را متعهد شده است. االبته سیستم شب 05/03/88 با مشاهده مقاومت حرکت ملی در مقابل موسوی در باشومال و عدم توفیق در فریب حرکت و کشاندن آن به صحنه انتخابات و استحاله سیاسی آن شعارهای قومیت فریبی که برای کروبی بافته بود را با شبکاری بی سابقه به شکل "باهم برای تغییر تنها برای ایران" تغییر داد و عملا این مسئله نشان میدهد که رژیم با عدم توفیق در انحراف حرکت ملی آزربایجان از سویی نیازمند سوق دادن تمرکز رای بنفع موسوی با حذف شعارهای دروغین کروبی که میتوانست عده ایی افراد کم تجربه را بسوی وی بکشاند و نیز مشاهده عدم کارایی شعارهای عوام فریبانه، روش کار خود را در این انتخابات بشکل "نادیده گرفتن و تحمیل آشکار" پی میگیرد.
مهره های "این یا این" سیستم میر حسین موسوی و احمدی نژاد هستند. احمدی نژاد که ایران را به مرز انهدام سوق داده است مهره منفور در میان ذهنهای بیدار است اما موسوی بعنوان مهره ایی که رژیم برای فریب مردم و بویژه تورکها در نظر گرفته باید مورد دقت قرار گیرد.
اصلی ترین خطری که ملت و حرکت ملی ما را تهدید میکند اصطلاح خطرناک " آزربایجانین اؤز بالاسی دیر" ، "آزربایجانین قهرمان اوغلو" و تحمیقهایی از این دست می باشد. موسوی پرونده سیاهی در سیاست روزهای سرکوب و مرگ و جنگ دارد! وی در زمان قدرت خود اصول قانون را تعطیل داشت و یکی از عوامل ستم فرهنگی است که بقول یک فارس شیرازی مرکزگرای واقعی است.
موسوی در تراکتهای خود به سرعت برق از روی عقب ماندگی های تحمیل شده بر ملل غیر فارس و لزوم اعطای قدرت محلی میگذرد و بیشتر به بازی با رنگ سبز خاتمی تمایل دارد. آنها قصد دارند با نمایش رنگ یا همان مرگ سبز به بدترین شکلی به تحمیق ملل ایران از هر ملیتی بپردازند. استفاده از این بیان که "این رنگ سبز چیزی است که کار دست بعضی ها خواهد داد" عملا احمق کردن یک جامعه به ساده انگارانه ترین وجه است. ما در دوره نژآدپرستی که شعار گفتگوی تمدنها را برای فریب اراده جهانی مقابله با دیکتاتوری مطرح کرد روبرو بودیم و اکنون وی بعنوان یک بر چسب و پلاک در اطراف موسوی، نخست وزیر دوران سیاه رژیم، در حال ایفای نقش اعطایی خود است . خاتمی عامل اصلی شناسایی و انهدام انرژی ذخیره شده ملل ایران برای انهدام دیکتاتوری بود و عملا ثمره تحمل و خود سازی و نیرو پروری بیست ساله ملل ایران را به کشتن داد. هنوز همه ما خاطره مرگ و حبس افرادی را که در سایه-روشن سکوت خائنانه وی که اثبات بازی خوردن مردم توسط رژیم بود را به یاد داریم. اکنون که رژیم از عدم اعتماد قطعی طیفهای سیاسی ملل غیر فارس به وی مطمئن است موسوی را بعنوان یک مهره خود فروخته غیر فارس برای جذب انرژی گروههای غیر فارس بویژه تورکها از سویی و گروههای تنبل اقتصادی که آرزوی زندگی جیره بندی شده دوران موسوی را دارند وارد بازی کرده است و از سویی نیز ته مانده گروههای دموکراسی طلب را با هدایت پشت صحنه مهره سوخته خاتمی معروف به دوم خرداد جذب بازی میکند. و این امکان استفاده از هر نوع انرژی موجود در قوه سیاسی ملل ایران را به رژیم میدهد. احمدی نژاد منفور ملل و محبوب دلهای بی ذکاوت قهرمان پرور که در پی قلدری هستند تا در سایه او به قلدری و اختناق و ماهیگیری بپردازند هنوز هم هواخواهان خود را دارد. ولی در هر حال برای وی شانس موفقیت تنها با احتمال وقوع یک معجزه وجود دارد و نه بیشتر و این نشان میدهد مهره اصلی رژیم برای جذب نیروی ملل موسوی است.
مهمتر از همه این تفاسیر تصمیم فاشیزم برای به قدرت رساندن یک غیر فارس در راس قوه اجرایی است. در چند سال اخیر که سازمان ملل برای مقابله با نژاد پرستی به فعالیت پرداخته گروههای ملی ملل تحت ستم تلاش موفقی در سوق دادن پرونده نژادپرستی فاشیزم به سوی ارگانهای بین المللی انجام داده اند و با افتضاحات رئیس جمهورشان در ورطه سقوط به سرازیر اتهام نژادپرستی بر ضد ملل غیر فارس داخل و ملل غیر فارس خارج از آن افتاده اند. تلاش مشترک تفکر فاشیستی رژیم و اپوزیسیون برای بقدرت رساندن موسوی به اعتراف صریح عباس عبدی تلاشی برای فرار از این اتهام حیاتی است. باید بیدار بود کهکوچکترین نرمش و تمایل نسبت به فرزند خائن وطن به مخفی ماندن فاشیزم از انظار بین المللی در پشت او کمک خواهد کرد و نقاب مشروع نمایی از عدم نژاد پرستی حداقل در بعد داخلی به چهره فاشیزم خواهد زد. آگاه باشیم که نقش دوگانه فاذری خامنه ایی و موسوی خودفروخته در نوع خود خطرناکترین توطئه بر ضد ماست و تمام خون و تلاشی را که برای اثبات نژادپرستی حاکم بر افکار پراسیان هزینه شده را به باد خواهد داد.
در این بازی وظیفه ما بعنوان مدعیان بصیرت ملی چیست؟
در سیاست یک اصل مهم وجود دارد: خائن را بکش و با دشمن مذاکره کن!
موسوی یک خائن خود فروخته است و دیداری که با وی در باشومال انجام شد و هم سوابق غیر قابل چشم پوشی وی خائن بودن این فرزندمان را محرز میدارد.
در این میان بدترین دشمن ما احمدی نژآد است که دستان ناپاکش به خون فرزندان ما آلوده است و لذا نمیتواند طرف مذاکره و گفتگو باشد.
و کروبی هم محلی از اعراب ندارد و تنها سودی که از این انتخاب میتوانیم ببریم فضای باز شده و فرصتها برای گفتگو با مردم و بیدار کردن آنها تا حد ممکن است.
به ملت خود باید فهماند که مام دل شکسته وطن امروز توانی برای حمایت از فرزندان خائن خود ندارد و تنها میتواند بعنوان پله و وسیله برای فریب عوام الناس از سوی سیستم فاشیستی مورد سوء استفاده قرار گیرد. امروز آزربایجان نیازمند فرزندانی است که حق فرزندی خود را به مام میهن ادا کنند.
مطئن باشیم که هیچ درزی در سیاست رژیم وجود ندارد و قطره ایی از آن بسود این ملت و سرزمین نخواهد چکید و نقش موسوی تنها محکمتر کردن چفت و بست زندانی است که ایران نام دارد.
متاسفانه در برخی شاخه های حرکت ملی نشانه هایی از بازی خوردن وجود دارد! افرادی که با تصور غلطِ احتمال تحمل اعلمی از سوی رژیم وارد بازی شدند و اکنون تصور میکنند باید به هر قیمتی در بازی بمانند ولی همیشه و بی درنگ باید از بازی که نتیجه ایی جز باخت نخواهد داشت بیرون رفت. این بازی شوم و شرکت در آن تنها هدیه کردن بلاعوض مشروعیت به رژیم فاشیستی فارسی و زدن نقاب تورک بر چهره کریه نژآدپرست و مخفی کردن او از انظار و ارده بین المللی در مقابله با نژآدپرستان است.
فعالان ملی باید متوجه باشند که اشتباه در این دوره را شهیدان بر ما نخواهند بخشید.
بکدامین منطق مردم ما باید وارد بازی شوند؟!!!
شعار حرکت ملی در باشومال:
آزربایجان میللتی چکنمز بو ذیلتی!
تورک دیلینه مدرسه اولمالی دی هر کسه!
خاتمی بی شرف!
اؤلم اولسون فاشیسته!
باکیریلر اؤلمویوب! باکیریلر اؤلمویوب!
نه ساغچی یام نه سولچو میللتچی یم میللتچی!
افغانستان سیزیندیر آزربایجان بیزیمدیر!
اؤزونسن! اؤزونسن! (در پاسخ به عوام فریبی موسوی)
داش باشیوا بئقئیرت!
هر کس کی بیطرفدی، فارسدان دا بیشرفدی!
اؤلدو وار! دؤندو یوخ!
تورکون دیلی اؤلن دئییل باشقا دیله دؤنن دئییل!
شاه، لائیک، ماللاسی فارسین فاشیست طایفاسی!
آزربایجان وار اولسون ایسته مین کور اولسون!
تورک قارداشیم سن ده گل!
داش آتان بیزدن دئییل! (در پاسخ به توطئه پرتاب اشیا بسوی حاضرین از سوی عوامل دشمن)
یایایا شاشاشا آزربایجان چوخ یاشا!
توتولانلار آزاد اولسون!
بیز اؤلمه یه حاضیریق، بابکین سربازیییق!
آزربایجان اویاقدی، اؤز دیلینه دایاقدی!
