<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>گونئی تورکوستان</title>
<link>http://bortecinexaqan.blogfa.com/</link>
<description>تورک میلتی</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Mon, 28 Dec 2009 20:34:49 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>نقدی بر قانون اساسی جدید پیشنهادی حقوقدانان جنبش سبز مردم ایران</title>
<link>http://bortecinexaqan.blogfa.com/post-138.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&quot;ست&quot;- به طور ضمنی معنی هایی مانند ذهنیت باز، صداقت، و انصاف را نیز القا میکند؛ حقیقت.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;الف) عقیده ها و باورهایی هر فرد بخشی از حقیقت را نمایندگی میکنند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ب) برای دستیابی به بخش بیشتری از حقیقت، باید از راه همکاری همدیگر را در حقیقتهای خود سهیم کنیم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پ) این کار به تمایل شدید و عزم ما برای ارتباط گیری نیاز دارد، که به نوبه خود مستلزم پرورش و بهسازی مهارتهای ارتباطی مورد نیاز است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ت) التزام به دیدن هر چه بیشتر حقیقت به این معنی است که ما نمیتوانیم خود و دیگران را دسته بندی کنیم. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&quot;مفهومهای اساسی ستیاگراها: مکتب خشونت پرهیزی گاندی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; مرکز مطالعات دفاع استراتژیک بی خشونت &lt;I&gt;Center for the Study of Strategic Nonviolent Defense&lt;/I&gt;&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;دوستان عزیز &quot;حقوقدانان جنبش سبز مردم ایران&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;با سلام و عرض خسته نباشید و تشکر از ابتکاری که به خرج داده اید. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;قانون اساسی پیشنهادی شما بزرگواران در نوع خود یک تحول عظیم است ولی عظمت آن در برابر مسائلی که برای عموم اتباع حاکمیت و مدیریت آینده سرزمین فلات ایران لازم است دچار نواقصی بسیار اساسی است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نگاهی گذرا به خارج از تهران و منصوبین به آن واقعیتی را به همه ما نشان میدهد که از آن غافل هستیم. این واقعیت تابع آموزه های دولتی شدۀ بعد از ظهورِ آقای رضاشاه پهلوی که متاسفانه جای واقعیت را گرفته نیست. این واقعیت از تاریخ افسانه ای و افسانه های تاریخی که جای واقعیات تاریخی  و حافظه تاریخی را در ذهن و اندیشه و در نتیجه باور و تصمیم را گرفته تبعیت نمیکند. همانطور که تاریخ افسانه ای و افسانه های تاریخی که جای واقعیت تاریخی و حافظه تاریخی بجا مانده در ذهن و اندیشه و در نتیجه باور و تصمیم ما، از واقعیتها تبعیت نمیکند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;شاید فرزندی که میراثی از پدری به ارث برده نتواند و نخواهد و میل به پذیرش اینکه احتمالا این میراث حق او و متعلق به او نیست نداشته باشد. اما کسی که از شکل گیری این میراث متضرر شده است هیچگاه حقانیت این میراث بر فرزند آن مرحوم را نخواهد پذیرفت و همانطور که بر خود مرحوم نپذیرفته بود و حتی برای باز ستانی هر آنچه از او بر این میراث وصله شده خون ریخته و خونش ریخته شده بر وارثان او نیز نخواهد پذیرفت.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;این روزها تهران به طرز غم انگیزی در برابر دیکتاتور تنهاست و این تنهایی غم انگیز ناشی از همان واقعیت است. دلیل تنهایی تهران تکصدایی اندیشه و یا اندیشه های حاکم بر حرکت جنبش سبز است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اگر اندکی از هیاهوی میادین کارزار تهران جدا شده و به پیرامون نظری بیفکنیم خواهیم دید که جنبش سبز مردم ایران در میان مردمانی که با زبان و فرهنگی متفاوت از تهرانی منصوب به فرهنگ و زبان فارسی، این جنبش را نه &quot;جنبش سبز مردم ایران&quot; بلکه &quot;جنبش سبز فارس&quot; مینامد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;دقیقا این نکته مطرح است که جنبش سبز نه به هفت زبان هفت ملت ممالک محروسه ایران بلکه به تک زبانی متکی به تک اندیشه متکی بر تک باوری برخواسته از میراثی نامشروع بجا مانده از رضاشاه پهلوی سخن میگوید و این تکصدایی تنهایی را بر تهران و اصفهان و شیراز و مشهد تحمیل میکند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بنده ابتدا این را به خیال خام خود ناشی از غفلت میدانستم اما با ارسال لینکهایی به سایت پر جنب و جوش بالاترین عملا آنرا نه غفلت که چیزی متکی بر زنجیره فکری روند 85 سالۀ شکل گیری دولت مدرن در فلات ایران دیدم. جنبش سبز به طرز ناخوشایندی تکصدا و در نتیجه تنهاست.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;هنگام مشاهده عنوان &quot;قانون اساسی نوین پیشنهادی&quot; برای ایران مشتاقانه آنرا خواندم و متاسفانه همان تکصدایی در این قانون نیز حکم فرما بود و این انتظاری نبود که از افرادی که حقوق دان هستند داشته باشم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;فرزندی وارث ارثی نامشروع که خود را سردار به حق و ذی حق تصمیم و تعیین آینده میبیند و فرزندانی که حقوقشان به نفع همان ارثیه آن وارث مصادره شده است و هم مرحوم و هم فرزند را غاصب میبینند و در کنار احساس همدردی با نبرد و مبارزان احساس تقابلی شدید و غیر قابل اغماض با این فرزند وارث شده وجود همه فرزندان یا فرزند خواندگان را فرا میگیرد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;این فرزندان متضرر امروز با شنیدن شعارها گوشها را تیز میکنند تا شعاری اعاده گرانه در زمینه حقوق غصب شده شان بشنوند تا آنرا بهانه حمایت قرار دهند اما افسوس که شعارها به قدری نومید کننده هستند که بعضا حتی تقابلی بس شدیدتر با مبارزان جنبش سبز در دلها جان میگیرد و آنها در یک سو وارثی خوشنام مدعی دموکراسی و آزادی و عدالت اما هم کیفیت از نقطه نظر حقوق غصب شده خود را میبینند و در دیگر سو وارثی بدنام. در این میان چیزی که برای انتخاب راه برای این فرزندان می ماند انتخاب بد یا بد است. زمانی که دیکتاتور و دموکرات هر دو به یک موضوع حیاتی مربوط به این فرزندان دیدگاه مشترکی دارند  دیگر چیزی برای انتخاب باقی نمیماند. در این بین اگر با مشاهده ضد و خورد بین دو وارث در این سو آهی به هوا میرود صرفا آهی از سر احساسات انسان دوستانه است تا احساس همدلی!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;این فرزندان متضرر با سقوط رضا شاه به مطالبه حقوق مصادره شده خود برخواستند اما جنگ جهانی و جنگ سرد آنها را در سایه سنگین و قهر و غضب قرار داد و بازنده میدان شدند. با سقوط محمدرضا شاه نیز همه به ظن اعاده حقوق وارد میدان شدند و سرانجام قافیه را باختند و باز چیزی تغییر نکرد. هر سه نوع حاکمیت در طول 85 سال یک کارکرد و یک برخورد با این فرزندان داشتند و امروز همه این فرزندان تنها ناظر و مستمع هستند. اما این نظارت و استماع نه برای اطاعت و پیروی بلکه برای سبک و سنگین کردن نتایج حاصل از این آورد است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اما چیزی که میشنوند: &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;استقلال آزادی &lt;U&gt;جمهوری ایرانی&lt;/U&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نژاد ما &lt;U&gt;آریا&lt;/U&gt;ست دین از سیاست جداست&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;U&gt;نه غزه&lt;/U&gt; &lt;U&gt;نه لبنان&lt;/U&gt; جانم فدای&lt;U&gt; ایران&lt;/U&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و اما مارگزیدگان 85 ساله به نکته سنجی میپردازند و تمام این شعارها و اشعار را خطر ظهور حاکمیت فاشیستی نژآدپرستان دموکرات بجای فاشیستهای مذهبی ونژآدپرست غیردموکرات ارزیابی میکنند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;به قانون اساسی پیشنهادی مینگرند و بوی تند انکار و نادیده گرفتن و تکصدایی را حس میکنند که در آن &quot;ملل ممالک محروسه ایران&quot; با کلمه تحقیرآمیز و انکار مدارانه و تحکم گرایانه &quot;اقوام&quot; مورد اشاره قرار گرفته اند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مللی که با مشاهده تغییرات عظیم و شکل گیری دول فدرال در افغانستان و عراقی به مراتب عقب مانده تر از فلات ایران و مشاهده جنبش سبز مدعی دموکراسی و شعارهای آن نومید و دل آزرده میشوند و آه و آتش از دلشان به هوا بر میخیزد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در جهانی که بسوی تکثر و حمایت از موجودیت و تلاش برای حفظ موجودیت خود و دیگران پیش میرود شنیدن شعارهایی که هنوز به ده سال قبلتر از زمان شکل گیری آلمان نازی بر میگردد و جنگی جهانی با 50 میلیون و بلکه بیشتر تلفات را بر بشریت تحمیل کرده بسی مایع نومیدی و افسوس است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اگر شما دوستان حقوقدان خوش فکر فارغ از تعلیمات 85 ساله ارجح سازی و وارث سازی یک ملت بر سایر ملل هم ردیف دوران ممالک محروسه و شناسنامه های جعلی صادره بنام تاریخ افسانه ای و افسانه تاریخی و امپراطوریهایی که تنها یکی از آنها تعلق نیم بند به این وارث داشته نیم نگاهی به اطراف تهران بیندازید خواهید دید که کف مطالبات ملل ممالک محروسه و نه &quot;اقوام&quot; حق تعیین سرنوشت برای انتخاب بین استقلال و تشکیل جمهوری فدراتیو ممالک ایران و نه &quot;کشور و مردم ایران&quot; است و غیر این و شعاری ناقض آنرا فشار برای جدایی ابدی میبینند. بر همه پسندیده است که خود را تسلیم حقیقت کنیم. نام ایران و زبان رسمی آن فارسی و عنوان اقوام بجای ملل برای ممالک محروسه ایران بمعنی انکار موجودیت آنهاست. ایرانی که اگر نبود باخت جنگی شاهان قاجار ممکن بود حتی پشتون و تاجیک و ازبک نیز در خود عضو داشته باشد و یا اگر نبود جنگ سرد شرق و غرب شاید الان حتی هیچ عضوی غیر فارسی نداشت. چگونه میشود حقیقت چنین آشکاری را به دلیل منافعی که انکار حقوق دیگران بر ما می آورد نادیده گرفت و انتظار همراهی و همدلی از صاحبان آن حق داشت. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بنده مطلب را همینجا به امید اینکه به دلیل همان عنوان حقوق دانی خود به بازبینی اندیشه ها  و حقایق و حقایق نما ها بپردازید پایان میدهم. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;از شما عزیزان دعوت میکنم مطلب لینک زیر را نیز مطالعه فرمائید.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://www.tribun.com/index.php?option=com_content&amp;view=article&amp;id=509:1388-10-06-14-40-58&amp;catid=108:muedaxil-ya-yox---&quot;&gt;http://www.tribun.com/index.php?option=com_content&amp;view=article&amp;id=509:1388-10-06-14-40-58&amp;catid=108:muedaxil-ya-yox---&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;امیدوارم در درک حقایق کمکی به هم کرده باشیم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;با تشکر- آراز بیلگین&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;mailto:arazbilgin@yahoo.com&quot;&gt;arazbilgin@yahoo.com&lt;/A&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 28 Dec 2009 20:34:49 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bortecinexaqan&amp;postid=138</comments>
<dc:creator>bortecinexaqan</dc:creator>
<guid>http://bortecinexaqan.blogfa.com/post-138.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>كسري دموكراسي در جنبش جاري دموكراتيك در ايران </title>
<link>http://bortecinexaqan.blogfa.com/post-137.aspx</link>
<description>&lt;IMG alt=&quot;علی رضا اردبیلی&quot; hspace=0 src=&quot;http://t3.gstatic.com/images?q=tbn:aZUrjKffG-f_IM:http://s4.tinypic.com/14sjn2g.jpg&quot; border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;ترجمه متن كامل سخنراني علي رضا اردبيلي در كنفرانس &quot;ايران فدرال فردا&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&quot; &lt;BR&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;كنفرانس مزبور به دعوت مشترك حزب سوسيال دموكرات سوئد، مركز بين المللي اولوف پالمه، كنگره ملتهاي ايران فدرال و م&lt;/B&gt;&lt;B&gt;ٶ&lt;/B&gt;&lt;B&gt;سسه فرهنگي &lt;/B&gt;&lt;B&gt;ABF &lt;/B&gt;&lt;B&gt;در تاريخ 25 دسامبز 2009 در استكهلم در ساختمان مركزي &lt;/B&gt;&lt;B&gt;ABF &lt;/B&gt;&lt;B&gt;برگزار شد. سخنرانان عبارت بودند از&lt;/B&gt;&lt;B&gt; :  &lt;BR&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;اردلان شكرآبي نماينده علي البدل حزب سوسيال دموكرات سوئد در پارلمان اروپا، &lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;BR&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;دكتر عثمان آيتار، استاد دانشگاه استكهلم و محقق در رشته سوسيولوژي، احمد علي پور، محقق در رشته علوم سياسي&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;BR&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;علي رضا اردبيلي: عضو هيئت اجرائيه جنبش فدرال دموكرات آذربايجان &lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;BR&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;و كلاس نوردمارك نماينده حزب سوسيال دموكرات سوئد بعنوان مودراتور كنفرانس در پانل كنفرانس&lt;/B&gt;&lt;B&gt;. &lt;BR&gt; &lt;BR&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;صحنه هايي كه در ماههاي اخير از خيابانهاي تهران در صفحه تلويزيونها ديده ايم، ما را به ياد حوادث مشابه در همان خيابانها و ميدانها در سي سال قبل مياندازد&lt;/B&gt;&lt;B&gt;. &lt;/B&gt;&lt;B&gt;طوري كه معلوم است، دو انقلاب بزرگ در قرن بيستم از برآوردن آرزوي مردم تشنه آزادي و دموكراسي كافي نبوده و ما امروز شاهد يك خيزش مردمي ديگر هستيم. سوآل بجايي كه به ذهن هر ناظري خطور ميكند اين است: چرا دو انقلاب از ساختن يك ساختار سياسي دموكراتيك ناتوان ماندهاند؟&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;BR&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;جواب ساده من به اين سوآل اين است كه در هردوي آن انقلابات، نفرت از قشر حاكم، انگيزه به حركت درآمدن توده هاي مردم در مارشهايي خونين بر عليه رژيم بود&lt;/B&gt;&lt;B&gt;. &lt;/B&gt;&lt;B&gt;همه در لزوم پايان دادن به خودكامگي هم نظر بودند اما تصور يكدستي از چيزي كه قرار بود جاي رژيم در حال احتزار را بگيرد وجود نداشت&lt;/B&gt;&lt;B&gt;.  &lt;BR&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;اينك طليعه دور جديدي از جنبش اعتراضي مردم بر عليه رژيم نمايان شده است و وقت آن است كه در مورد مشخصات سيستم جايگزين رژيم مذهبي فعلي به بحث و بررسي پرداخت. براي نيروهايي كه خواهان تعويض رژيم كنوني با يك دموكراسي هستند ليست بلندي از مسائلي كه بايستي در مورد آنها موضع گيري كنند وجود دارد. سه مثال از ليست مزبور ميتواند به شرح زير باشد&lt;/B&gt;&lt;B&gt;: &lt;BR&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;پايان دادن به تبليغ نفرت عليه جهان و كشورهاي منطقه و&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt; جهان&lt;/B&gt;&lt;B&gt;. &lt;BR&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;اعتراف به وجود ملتهاي مختلف در كشور و رعايت حقوق آنها و پايان دادن به پروژه هاي ناظر بر ايجاد يك كشور تك مليتي به بهاي نابودي تمامي اشكال تنوع&lt;/B&gt;&lt;B&gt;. &lt;BR&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;تلاش براي برقراي يك فضاي هارمونيك در مناسبات داخل كشور و با ملل منطقه و جامعه جهاني&lt;/B&gt;&lt;B&gt;. &lt;BR&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;تنها از طريق حل اين قبيل مشكلات است كه كشور ميتواند بسوي يك توسعه جديد جهت گيري كند. توسعه اي كه بتواند نسلهاي آينده را از زحمات يك خيزش مردمي جديد معاف بكند&lt;/B&gt;&lt;B&gt;.  &lt;BR&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;طي ماههايي كه از آغاز موج مخالفت با رژيم سپري شده است، مشاهده فاكتهايي دال بر دريافت ناقص از حقوق بشر و ارزشهاي دموكراتيك از سوي مخالفان رژيم در ايران مشاهده شده است&lt;/B&gt;&lt;B&gt;.  &lt;BR&gt; &lt;BR&gt; &lt;BR&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;ساختار حكومتي 88 ساله دولت در ايران در طي 30 سال گذشته از سوي ملتهاي تحت ستم در ايران بطور جدي آماج انتقاد واقع شده است. در اين مدت، روشنفكران، نيروهاي سياسي و متخصصين عرب، آذربايجاني، بلوچ، كرد و تركمن خواهان اين بوده اند كه نمايندگان منتخب آنها، اين ملتها را در يك ايران فدرال و دموكراتيك در كنار ملت فارس نمايندگي كنند. اين ملتها هرگز راضي نبوده اند كه نمايندگان ملت فارس با اتيكت &lt;/B&gt;&lt;B&gt;&quot;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;ايرانيان واقعي و وطنپرست&quot;، خودشان به خودشان حق نمايندگي فرهنگهايي را تفويض بكنند كه قصد محو آنها را به قصد ساختن كشوري تك مليتي و آريايي را دارند. جالب است كه دكتر اكبر اعلمي نماينده پيشين تبريز در مجلس شوراي اسلامي&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt; و معاون وقت كوميسيون امنيت ملي، جمهوري اسلاامي ايران را &quot;رژيم آپارتايد&quot; ناميده است كه نشان دهنده وجود آگاهي نسبت به ماهيت سيستم حاكم در نزد نخبگان رسمي كشور است&lt;/B&gt;&lt;B&gt;. &lt;BR&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;كمتر از شش ماه از آغاز اعتراضات به تقلب انتخاباتي و رژيم مقصر در اين كار ميگذرد. در اين فاصله فرصتهاي متعددي بوده است كه ملتهاي تحت ستم ايران ميتوانستند حمايت خود از جنبش اعتراضي را به نمايش بگذارند. اما سكوت نسبي در اين مدت در مناطق مورد ملي اعراب، آذربايجانيها، بلوچها، كردها و تركمنها همچنان حاكم بوده و هست&lt;/B&gt;&lt;B&gt;. &lt;/B&gt;&lt;B&gt;تنها سه سال پيش بود كه مليونها نفر در 25 شهر آذربايجان نسبت به رفتار ناشايست شوينيسم فارس عليه ملت آذربايجان دست به اعتراض زدند. با وجود اين همان شهرهاي معترض اينك ساكتند. در بدو امر ميشد علت سكوت رابه طرق مختلف توضيح داد. اما اينك، زماني كه فرصتهاي متعددي براي اعتراض بدون مداخله آذربايجان ، كردستان و ديگر مناطق ملي سپري شده است، بنظر ميرسد كه تنها يك تفسير از ميان تفسيرهاي محتمل اوليه باقي مانده باشد: ملتهاي تحت ستم ايران نميخواهند از جنبشي كه آنها را ناديده مي انگارد، از جنبشي كه طلب آنها براي يك راه حل فدراتيو براي حل مسئله ملي در ايران را قبول ندارد، حمايت كنند&lt;/B&gt;&lt;B&gt;. &lt;BR&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;ميشود فكر كرد كه اين ملتها در جريان يك جنبش دمكراتيك تصميمي با عجله گرفتهاند و آنها نيز ميبايستي با پيوستن به جنبش دمكراتيك جاري، در فشار آوردن بر فاناتيسم ديني كه از سوي حاكميت نمايندگي ميشود، سهيم ميشدند. اين همان منطقي بود كه بخش مهمي از نيروهاي چپ، زنان و طبقه متوسط جامعه زمان شاه را به زير قباي آيت الله خميني سوق داد. اين تجربه&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt; هنوز هم در جامعه ايران و در نزد گروههاي اجتماعي متفاوت مصداق خبطي است كه يك بار ديگر نبايد مرتكب آن شد. رهبري جنبش سبز به خيال خود با صحبت كردن مبهم از &quot;اقوام&quot;، خواستهاي اساسي مليي غير فارس ايران را در برنامه خود منظور كرده است. كلمه &quot;قوم&quot; عبارت تحقير آميزي است كه در ايران از سوي دستگاه سانسور به ملتهايي كه بين 5 تا 30 مليون انسان با زبان، فرهنگ خاص خود در سرزمين تاريخي خودشان زندگي ميكنند، اتلاق ميشود.&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt; به هر رو امروز نزديك شش ماه گذشته از شروع جنبش اعتراضي تهران و برخي شهرهاي فارس عليه استبداد حاكم، سير تحولات نشان ميدهد كه سكوت&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt; گوياي ملتهاي تحت ستم، تصادفي و نتيجه سوءتفاهم نبوده و پيام روشني به نمايندگان ملت حاكم و طرفداران ادامه سيادت ملت فارس دارد&lt;/B&gt;&lt;B&gt;. &lt;BR&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;جاي آن است كه به خواستهاي ناسيوناليسم اتنيك ملت فارس نيز اشاره كنم. صحنه سياسي ايران در اصل مكان اجراي نقش حداقل 6 ملت با آرزوها و برنامه هاي اتنيكي خاص خود است. جالب است كه هيچكدام از اين 6 بازيگر اصلي صحنه سياست ايران، مخالف حقوق شهروندي برابر براي عموم نيستند و اختلافات در تفسير اين حقوق برابر ظهور ميكند&lt;/B&gt;&lt;B&gt;.  &lt;/B&gt;&lt;B&gt;از نظر فارسها حقوق برابر به معني حقوق همگاني در آموزش به زبان فارسي و گردن نهادن همگاني به موقعيت زبان فارسي بعنوان زبان رسمي و زبان مشترك است. طرف ديگر يعني 5 ملت ديگر تحت ستم در 88 سال گذشته، مدعي هستند كه برابري بايستي شامل &lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;حق برابر همه ملتهاي در &lt;U&gt;آموزش به زبان خود و رسميت زبان خودشان در سرزمين تاريخي آنها&lt;/U&gt; بايستي باشد&lt;/B&gt;&lt;B&gt;. &lt;BR&gt; &lt;BR&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;مثل همه ملتهاي حاكم در جوامع چند مليتي گرفتار سلطه بلامنازع يك ملت، ملت فارس نيز هرگز آماده تعريف خود به عنوان يك ملت نيست.&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt; ملت فارس در ايران ميخواهد خود را نماينده خودخوانده ديگر ملتها جا بزند. براي همين است كه موسيقي فارسي، فيلم فارسي، زبان و ادبيات فارسي، فرش فارسي، فرهنگ فارسي و غذاي فارسي از هركدام به وفور موجود است ولي حتي يك سازمان سياسي بنام فعالترين ملت سياسي و ملت حاكم در ايران وجود ندارد. در همين سوئد، سازماني بنام &quot;اتحاديه سراسري ايرانيان&quot; كه تمامي فعاليتهايش را با كمكهاي مالي ماليات دهندگان سوئدي اداره ميكند و در كل تاريخ موجوديت خود، دفاع از موقعيت &quot;زبان فارسي&quot; را بعنوان مترادف دفاع از &quot;زبان مادري&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&quot; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;تعقيب كرده است، خود را نه اتحاديه فارسها كه اتحاديه ايرانيان مينامد. در صورتي كه آذربايجانيها و كردها و ديگران، اتحادهها و انجمنهاي خودشان را دارند و ذره اي احساس اينكه منافع و خوستهاي آنان از سوي اين اتحاديه &quot;ايرانيان&quot; نمايندگي بشود نميكنند&lt;/B&gt;&lt;B&gt;. &lt;BR&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;استدلال تاريخي طرفداران سلطه ملت فارس در قبال ملل تحت سلطه دعوت آنها به ترجيح دادن هم كشوري بر همزباني بوده است. يعني ترك، كرد، عرب، تركمن و بلوچ بجاي همدلي با همزبانان خود در منطقه بايستي به همراه ملت حاكم بر منافع و مزاياي ناشي از زندگي تحت سلطه ملت فارس در چهارچوب كشور ايران بينديشند&lt;/B&gt;&lt;B&gt;.  &lt;BR&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;در سالهاي اخير در جهاني كه ريختن ديوار برلين و ديوار ارتباطات قديمي مابين ملتها، جهاني گلوبال را&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt; به واقعيت غير قابل انكار بدل كرده است، هم فارسها و هم ديگر ملتها امكان تماس نزديكتري با همزبانان خود در منطقه كسب كرده اند. حال در اين ميدان، رفتار ملت فارس كه 88 سال از مزاياي هم كشور بودن براي ملتهاي محكوم در ايران موعظه كرده است، جالب توجه است. &lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt; در ايران رژيم جمهوري اسلامي بجاي چاپ كتاب درسي به زبان همكشوران ترك و كرد و عرب و بلوچ و تركمن، كتاب درسي براي ملتهاي فارس در افغانستان و تاجيكستان چاپ ميكند. رئيس جمهوري محافظه كار اين كشور اسلامي عيد نوروز را به جاي تبريك به همه همكشوريها به فارسي زبانان تبريك ميگويد. رئيس جمهوري اصلاح طلب سابق در زمان رياست جمهوري خود، زبان فارسي را اساس وحدت ترك و كرد و ديگر ملل در ايران اعلام ميكند&lt;/B&gt;&lt;B&gt;. &lt;BR&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;اما در خارج از ايران در ميان فارسهايي كه چند دهه در جوامع دمكراتيك زندگي كرده اند نيز اوضاع همينگونه است. تلويزيونهاي فارسي بي بي سي و صداي آمريكا كه در ايران مليونها بيننده دارند، شاخص مناسبي براي شناخت پديده مورد توجه من هستند. اين تلويزيونها كه با بودجه بريتانيا و ايالات متحده آمريكا پخش ميشوند، اراده سياسي ملت فارس و آرزوهاي آنها را بروشني نشان ميدهند. اشاره كردم كه طرفداران سلطه زبان و فرهنگي فارسي ديري است بر لزوم مقدس شمردن همكشوري و مرجح دانستن آن بر همزباني پافشاري ميكنند. در اين دو تلويزيون آنچه در هر لحظه نمايش داده ميشود همزباني ملت فارس ايران با ملل همزبان در افغانستان و تاجيكستان است. بيننده اين تلويزيونها از جزئيان رشوه خواري فلان بخشدار افغانستان گرفته تا ماجراي يك كنسرت كوچك در دوشنبه پايتخت تاجيكستان با تصوير و خبردهي مستقيم ماهواره اي توسط خبرنگار موجود در محل باخبر ميشود اما دريغ از مهمترين اخبار سياسي آذربايجان و بلوچستان و كردستان در اين تلويزيونها. تمامي مجريان برنامه و تمامي مصاحبه شوندگان اين برنامه زبان فارسي را با لهجه فارسي صحبت ميكنند و از زبان فارسي با لهجه تركي و ديگر لهجه هاي فارسي در اين تلويزيونها خبري نيست در حالي كه اكثريتي از اهالي ايران زبان فارسي را با لهجه غيرفارسي خود صحبت ميكنند. اما در همين تلويزيونها تاجيكهاي تاجيكستان و دري زبان افغانستان فارسي را با &quot;ديالكت&quot; خاص خود صحبي ميكنند كه براي متكلم زبان فارسي اعم و فارس و غير فارس در ايران ناآشناست. متكلمين اين ديالكتها علاوه بر تفاوت شديد در لهجه از كلمات و عباراتي استفاده ميكنند كه در فارسي (رايج در ايران&lt;/B&gt;&lt;B&gt;) &lt;/B&gt;&lt;B&gt;اصلاً مرسوم نيست. به اين ترتيب، ايران واقعي با ملتهاي غير فارس و مسائل خاص خود، در عالم تلويويزني بي بي سي و صداي آمريكا با يك فارسستان با لهجه، ديالكت، موضوعهاي اجتماعي و جفرافياي تحت پوشش بكلي متفاوت عوض ميشود. اگر توجه كنيم كه تأثير رفتار ملت حاكم بر ملل تحت سلطه به لحاظ پداگوژيكي بسيار قوي است، سرايت اين رفتار ملت فارس كه مطلقاً منحصر به تلويزيونهاي مذكور در فوق نيست، به ملل غير فارس قابل درك ميشود. عجيب نيست كه براي اولين بار در تاريخ صد ساله ايران، در تهران و شهرهاي فارس يك سلسه جنبش اعتراضي در جريان است، بدون اينكه ملل غير فارس ايران در اين&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt; قدمي بجلو بگذارند&lt;/B&gt;&lt;B&gt;.  &lt;BR&gt; &lt;BR&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;چنانچه ميدانيم، جنبش اعتراضي كنوني، در اعتراض به تقلب دولتي در انتخابات شكل گرفته است و از نكات برنامه اي روشن خاص خود برخوردار نيست. اما عليرغم اين ناروشني، در ماههاي گذشته امكان ديدن نشانه هايي از عدم تساهل&lt;/B&gt;&lt;B&gt; (intolerance) &lt;/B&gt;&lt;B&gt;و توافق با اكثريت جامعه بزرگ غير فارس ايران كه خواهان تغييرات جدي سيستم اداره كشور هستند، قابل مشاهده بوده است. رهبران و فعالين جنبش اعتراضي سكوت گوياي ملل غير فارس را به وضوح هرچه كاملتر ميشنوند اما تظاهر به نديدن&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt; و نشنيدن ميكنند&lt;/B&gt;&lt;B&gt;. &lt;BR&gt; &lt;BR&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;ادعاي تعلق ايرانيها به نژاد موهوم &quot;آريايي&quot; در شعار &quot; نژاد ما آرياست، دين از سياست جداست&quot;(!) و شعار &quot;جمهوري ايراني&quot;(؟!)&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt; بجاي &quot;جمهوري اسلامي&quot; و نه &quot;جمهوري فدرال&quot; از چنين نشانه هايي است. با توجه به نبودن هيچ تجربه اي از جمهوريت در ايران به غير از همين جمهوري اسلامي، &quot;جمهوري ايراني&quot; بجز تظاهر به ناسيونالسم چيزي نيست و شبيه &quot;انجمن اسلامي ارامنه&quot; بي مضمون و بي مسماست&lt;/B&gt;&lt;B&gt;. &lt;BR&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;شعار زير در روز 18 سپتامبر امسال (2009) در بخشي از تهران طنين انداخته بود: &quot;نه غزه، نه لبنان جانم فداي ايران&quot; اين شعار از سوي جنبشي كه تقاضاي حمايت از دنيا كرده و در 110 شهر جهان به اين نداي خود پاسخ مثبت شنيده است، واقعاً غير قابل توجيه است. سر دادن اين شعار كه نوعي مقايسه بدبختيهاي سه جامعه گرفتار است، كاري انساني و متساهلانه&lt;/B&gt;&lt;B&gt; (tolerant) &lt;/B&gt;&lt;B&gt;نيست. اين كار بيشتر شبيه گروههاي راسيست در مقايسه معيشت سالمندان و بازنشستگان بومي با مهاجرين براي ايجاد افكار عمومي منفي عليه مهاجرين در كشورهاي اروپايي است&lt;/B&gt;&lt;B&gt;. &lt;BR&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;افسانه &quot;نژاد آريايي&quot; اگر در موطن اروپايي خود از فرداي روشن شدن ماهيت نازيسم و فاشيسم، طرد شده است، در كشورهايي مثل ايران و افغانستان دوران رونق مجدد خود را طي از سر ميگذراند. &quot;آريا&quot; نام يك روزنامه مهم اصلاح طلب به سر دبيري احمد غلامي، نام يك خبرگزاري، تمام يا بخشي از نام دهها شركت خصوصي، نام موسسات هنري، نام يك شركت توليد مواد غذايي در شيراز، نام سايت قناري داران ايران(!)، نام &quot;سايتي براي نسل پاك آريا&quot;(!)، نام يك شركت لحيم سازي(!)، نام يك مجتمع كشت و صنعت، بخشي از نام يك سايت (بنام &quot;افتخار نسل آريا&quot;)، بخشي از نام يك شركت اصفهاني (شركت حمل و نقل آريا سپاهان)، نام يك شركت بطريسازي در تهران، نام يك كارگاه پنجره سازي، نام گروههاي مهندسي و مشاوره و هزاران موسسه دولتي و خصوصي ديگر است. از عجايب روزگار توسل بخش فارسي راديو اسرائيل به اين حربه راسيستي است كه بصورت استفاده روزانه از يك تقويم محير العقول و من درآوردي &quot;آريايي&quot; با &quot;هفت هزار سال قدمت&quot;(!) خود را نشان ميدهد. انگار نه انگار كه بزرگترين قربانيان اين آريانيسم در موطن اروپايي اين تز نژادپرستانه همان يهوديان بودند&lt;/B&gt;&lt;B&gt;! &lt;BR&gt; &lt;BR&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;اخيراً در يك متن پيشنهادي براي قانون اساسي جديد ايران با امضاي &lt;/B&gt;&lt;B&gt;&quot;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;حقوقدانان جنبش سبز&quot; (=بابك داد و شركا) با استفاده از همان ادبيات نظام ولايت فقيهي با نام &quot;اقوام&quot; از ملل غيرفارس يادشده و حق آنان در حد ملل سرزمينهاي اشغال شده هم لحاظ نشده است. (اصل 15 قانون اساسي فعلي&lt;/B&gt;&lt;B&gt;!) &lt;BR&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;اين تحولات منفي زماني در ايران &lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;رخ ميدهد كه حواث اميدوار كننده اي در منطقه پيرامون كشور ايران اتفاق افتاده و يا در شرف وقوع است: در عراق با تقسيم مجدد قدرت دولتي، شيعيان و كردهاي محروم از قدرت در حاكميت سياسي سهيم شده اند، يخهاي روابط تركيه با ارمنستان و كردهاي تركيه در حال آب شدن است، در افغانستان، زبانها و فرهنگهاي مورد تبعيض از حقوق در قانون اساسي جديد كشور برخوردار شده اند، آذربايجان و ارمنستان بيش از هر وقت ديگري به يك راه حل صلح آميز نزديك شده اند و... عليرغم اين نمايشات گسترده از تفاهم و ميل به حل مناقشات گذشته، طرفداران تداوم سيادت ملت فارس بر طبل نديدن و نشنيدن اعتراضات گويا و خموشانه، خشونت آميز و عاري از خشونت و هر نوع ديگري از بيان آلام ملل غيرفارس، ميكوبند&lt;/B&gt;&lt;B&gt;.  &lt;BR&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;در چنين اوضاعي آيا براي توضيح علت نپيوستن ملل غير فارس ايران به جنبش اعتراضي عليه ديكتاتوري مذهبي حاكم، دلايل پوشيده اي هم مي ماند؟ بدبختي بزرگتر آنجاست كه رهبران جنبش اعتراضي كه صرفنظر از تعلق ملي خودشان طرفدار ادامه سلطه ملت فارس در ايران و ادامه مسير قطار يكسان سازي زباني و فرهنگي بسوي مدينه فاضله &quot;يك كشور، يك زبان&quot; متوجه اين ماجرا هستند و علت آن را هم بروشني مشاهده ميكنند اما چندان از اين وضع ناراضي نيستند و فكر ميكنند كه در صورت انفعال ملل غيرفارس، آنها ميتوانند قدرت دولتي را بدون هيچ تغييري در ماهيت و مضمون راسيستي آن از بالاي سر اين ملتها از حاكمان كنوني تحويل بگيرند. آينده (وقتي كه ديگر بسيار دير شده است)&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;به اين رهبران خود خوانده ملتهاي ايران نشان خواهد داد كه بهتر بود آنان بجاي اينكار از زبان ملت فارس سخن ميگفتند و ملتهاي ديگر را براي ساختن يك ايران فدرال مشترك به همكاري دعوت ميكردند. فراخوان امروزي سران جنبش موسوم به سبز، دعوتي است از ديگر ملتها كه براي محو و انحلال ابدي خود در فاز دوم ساختن &quot;يك كشور، يك زبان&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&quot; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;داوطلبانه نيروي خود را در اختيار اين جنبش قرار دهند. بدينسان بعداز طي اين فاز جديد، نام ملتهاي ترك، كرد، عرب، بلوچ و تركمن در كنار ملتهاي بيشمار مضمحل شده و امروز صرفاً &quot;تاريخي&quot; چون عيلاميها. هيتيها، هوريها، ليدياييها، تخازيها، اكديها، آراميها و امثالهم به ثبت برسانند&lt;/B&gt;&lt;B&gt;.  &lt;BR&gt; &lt;BR&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;بنظر من شايسته است كه ملتهاي غير فارس ايران با شعارها و خواستهاي خود در مناطق ملي خود به ميدان بيايند و به رژيم&lt;/B&gt;&lt;B&gt;  &lt;/B&gt;&lt;B&gt;اسلامي و مدعيان خود خوانده نمايندگي ملل غير فارس نشان دهند كه خود قادر به فرياد كردن آمال و آلام خود هستند و نيازي به مفسر و قيم ندارند.&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 28 Dec 2009 20:30:45 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bortecinexaqan&amp;postid=137</comments>
<dc:creator>bortecinexaqan</dc:creator>
<guid>http://bortecinexaqan.blogfa.com/post-137.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>System Failure---------------------------</title>
<link>http://bortecinexaqan.blogfa.com/post-136.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;دوستی میگفت استکانی را بر سر شپشی قرار دادند و شپش که تا دو متر توان پرش داشت بعد از مدتی کوبیدن فرق مبارک بر طاق استکان یاد گرفت که ارتفاع پرش خود را به حد استکان کاهش دهد تا سرش سلامت بماند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اما موضوع خامنه ایی بر عکس شپش است. او را به پرشی بیش از حد صحیح آن عادت داده اند و اکنون او مرتبا سر بر طاق استکان و حتی سقف خانه ملت میکوبد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;IMG border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;http://riverdaughter.files.wordpress.com/2009/06/ayatollah_ali_khamenei1.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خامنه ایی که در سردرگمی مانده بود سرانجام  مرده منتظری را هم از زهر کلمات گستاخ و اطاعت طلب خود بی نصیب نگذاشت. گویی او به اینکه همه باید مطیع و فرمانبردار باشند بد عادت شده است. خامنه ایی در پیغامی که بنام تسلیت از تلویزیون پخش شد به پیکر بی جان منتظری تاخت. او دیگر ساکن و بی دفاع بود و زبان کوبنده اش خاموش. و خامنه ایی عقده چندین ساله سکوت خود را که از ترس کلام نیرومند آن مرجع معظم در کام مرده بود شکست و به توهین و تحقیر مرجع شیعیان پرداخت. البته میتوان یکی از دلایل این حمله و توهین به یک انسان شریف در گذشته را به مرگ نا بهنگام او نیز ربط داد. در گذشت نا بهنگام مرجع معظم تشیع عملا رژیم را در بین دو راهی که در هر انتهای آن باخت منتظرش بود جز عصبانیت بر دیکتاتور بزرگ چه  نتیجه دیگری میتوانست داشته باشد. در واقع خامنه ایی حتی لیاقت آنرا هم نداشت که این باخت را با سکوت تحمل کند و البته اگر جز این بود او اصلا خامنه ایی نمیشد. او که تنها سیاستمداری است که  از الفاظی چون &quot;فلان فلان شده &quot; ... استفاده میکند سر انجام رحلت آن بزرگ را نیز با توهین و تحقیری که البته بیشتر نمایش حقارت خود او بود به نمایش گذاشت. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;جنبه دیگر این نوع تسلیت مطالبه اطاعت از مخالفان و موضعش در مقابل آنها بود. که البته آنقدر بی آبرو شده است که کسی بدان اهمیتی نخواهد داد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;جناب خامنه ایی حیف از اینهمه ارشادی که متفکران بر تو میکنند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;یئدیغین چؤرک گؤزووا دولسون!...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;29/09/88 &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;متن تسلیت توهین آمیز خامنه ایی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اطلاع یافتیم که فقیه بزرگوار آیت الله آقای حاج شیخ حسینعلی منتظری رحمه الله علیه دارفانی را وداع گفته و به سرای باقی شتافته اند. ایشان فقیهی متبحّر و استادی برجسته بودند و شاگردان زیادی از ایشان بهره بردند. دورانی طولانی از زندگی آن مرحوم در خدمت نهضت امام راحل عظیم الشأن گذشت و ایشان مجاهدات زیادی انجام داده و سختی های زیادی در این راه تحمل کردند. &lt;I&gt;&lt;U&gt;در اواخر دوران حیات مبارک امام راحل امتحانی دشوار و خطیر، پیش آمد که از خداوند متعال میخواهم آن را با پوشش مغفرت و رحمت خویش بپوشاند و ابتلائات دنیوی را کفاره ی آن قرار دهد.&lt;/U&gt;&lt;/I&gt; اینجانب درگذشت ایشان را به همه ی بازماندگان بویژه همسر مکرّمه و فرزندان محترم آن مرحوم تسلیت میگویم و رحمت و مغفرت الهی را برای وی مسألت میکنم. سیّد علی خامنه ای&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 21 Dec 2009 06:43:05 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bortecinexaqan&amp;postid=136</comments>
<dc:creator>bortecinexaqan</dc:creator>
<guid>http://bortecinexaqan.blogfa.com/post-136.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>وفات مرجع بزرگ شیعه: رژیم باید بخندد یا گریه کند؟!</title>
<link>http://bortecinexaqan.blogfa.com/post-135.aspx</link>
<description>&lt;IMG border=0 hspace=0 alt=&quot;ayatollah Montazeri&quot; src=&quot;http://www.payvand.com/news/09/jul/Ayatollah-Montazeri1.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;وفات آیت الله عظمی منتظری بر پیروانش تسلیت باد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مسلما وجود این مرد چوب لای چرخ کسانی بود که عطش طغیان داشتند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ایشان تنها روحانی فارسی زبانی بودند که حقوق ما و دفاع از حقوق ما را مشروع و تکلیف شرعی خواندند و ما همانطور که در حیاتش به او درود فرستادیم بر روح پاک او نیز درود می فرستیم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خداوند روحش را قرین رحمت کند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;شنیدن این خبر باعث بسی اندوه شد چرا که اولین احساسی که به اینجانب دست داد این بود که ملل ایران در چنین روزهایی به وجود انسانهایی این چنین بشدت احتیاج دارند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در مطلب قبلی عرض کردم که گروهی اطراف خامنه ایی را گرفته اند و سعی در حرکت دادن خامنه ایی بسوی یک دیکتاتوری عریان دارند تا مرگ رژیم را تسریع نمایند و گروهی هستند که ساده لوحانه سعی در پیشوا تراشی از وی دارند که باعث بروز فاشیسمی کاملا شبیه فاشیسم هیتلری میشود. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اما در این میان دو طیف موجود در رژیم چه خواهند کرد. آنهایی که رژیم خامنه ایی را با مریدبازی به ورطه دیکتاتوری یاغی سوق داده اند تا گور خود را بکند حتما خوشحالند چون انفجار غیر قابل کنترلی از احساسات مذهبی مردم در مرگ یکی از بزرگترین مراجع شرع زمان مرگ دیکتاتور را نزدیکتر خواهد کرد. اما در این میان شاید آقای خامنه ایی و فرزندانش و کسانی که وی را از حدود قانونی به سوی پیشوایی بالا برده اند خام اندیشانه تصور میکنند که بلاخره این فشار از نفسگاهشان کنار رفته و میتوانند نفس راحتی بکشند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اما روزهای آینده به آنها نشان خواهد داد که مرگ این عزیز محرم را به تمامی به نفع سبزها و مخالفان دیکتاتوری مصادره خواهد کرد و مشروعیت نداشته این رژیم را که هم اکنون لت و پار شده همراه این مرجع بزرگ دفن خواهد کرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;هم اکنون رهبران اصلاحات باید هوشیار باشند و بازی را درست انجام دهند. اکنون تدبیر و اقدام درست میتواند دیکتاتور را به عقب نشینی و سقوط کامل وادار کند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خامنه ایی هم اکنون مغرورانه و یا سردرگم در جو چه-کنم-چه-کنم سکوت اختیار کرده است تا موج در گذشت این مرجع بزرگ به نفع مخالفانش تمام شود. موج سبز نیز نباید حتی یک قطره از این آب حیات را از کف بدهد و این آب حیات و بقا را به تمامی سر بکشد تا حریف را کاملا از جامعه مقلدان بخصوص جامعه اصفهانی آن حضرت جدا کند. اکنون فرصتی بزرگ و بلکه اگر معتقد به معجزه باشیم فرصتی معجزه آسا به دست آمده تا حاکمیت احمدی نژآد و &quot;پدرش&quot; به دفاتر و پادگانهایشان محدود گردد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 20 Dec 2009 13:12:09 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bortecinexaqan&amp;postid=135</comments>
<dc:creator>bortecinexaqan</dc:creator>
<guid>http://bortecinexaqan.blogfa.com/post-135.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>گفتمانی که باید اصلاح شود!</title>
<link>http://bortecinexaqan.blogfa.com/post-134.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;اخیرا در این فکر بودم که این آقایی که رهبر است و وجودش را قانون تعریف کرده و حدودش را قانون معین نموده چگونه جرات میکند برای خود و اعمالش نقشی فراتر از قانون تعریف کند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;استارت استبداد خامنه ایی زمانی آغاز شده که سرودی در پیش وی خواندند: خامنه ایی سرورم....&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خود وی آن روز یکه خورد و به این سرود که دقیقا مشابه سرود رفیق ناپلئون قلعه حیوانات طراحی شده بود اعتراض کرد. خود وی آنرا نادرست خواند اما افراد صدا و سیما به تکرار چند باره آن از رادیو و تلویزیون پرداختند و عملا  به ساخت یک دیکتاتور و مستبد از این مرد پراختند.  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خامنه ایی دیکتاتور نبود  بلکه دیکتاتورش کردند. دوستی میگفت خامنه ایی زمانی دیکتاتور شد که اطرافیانش برای تثبیت وی او را بمانند اسطوره مورد حمایت و تمجید قرار دادند و بعد حمایتها تبدیل به اطاعت و مرید بازی شد و این روند او را دیکتاتور ساخت. او زمانی دیکتاتور شد که بجای توجیه روند قانونی انتخاب وی به عنوان رهبر به نقل روایت از خمینی پرداختند و برای تثبیت موقعیت وی بیخود و بی جهت به وی مقامات و درجات شرعی اعطا کردند. یعنی بجای تلاش برای مشروع کردن وی از مجاری قانونی به مشروع سازی وی از طریق دین پرداختند و این منجر به تغییر وی از حالت انسان عادی به انسانی غیر عادی شد.  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بر خلاف گذشته های دور دیگر انسان غیر عادی پیامبر نمیشود بلکه او را مردم دیوانه میخوانند و دیوانه اش میکنند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خامنه ایی به تدریج تحت تاثیر این جو قرار گرفت و کم کم بجای استفاده از اینکه &quot;قانون به فلان عمل اجازه میدهد&quot; و &quot;فلان عمل را قانون قبول ندارد&quot; باستفاده از واژه هایی مثل: &quot;بنده اجازه نمیدهم!&quot; &quot;بنده مخالفم!&quot; &quot;بنده تا زنده هستم نمیگذارم!&quot; .... و این شروع خروج خامنه ایی از خط قانونی شد که رابطه انسانی وی با سایر انسانهای اطرافش که مسئولیتی را برایش از راه قانون تعریف کرده بودند تعریف میکرد بود. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خامنه ایی را قانون بر این جامعه نصب کرده بود. او از متن مردم بر نخواسته بود. کسی که از متن مردم برخیزد حتی در صورت رفتار غیر قانونی تحمل میشود اما کسی که قانون او را نصب کرده در صورت خروج از حدود قانونی اش مجرم میشود و روند طبیعی جامعه بسوی کنار زدن چنین فردی پیش میرود. خامنه ای در چینی وضعیتی گرفتار شده است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اکنون او در ذهن خود به نقطه ایی رسیده که از چهارچوب قانون خارج شده  و فاصله اش از انسانهای همقطارش که بر اساس &quot;میثاق قانون مورد قبول تقریبی همه&quot; دورتر و دورتر میشد و میشود. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;دکتر نئوزات تارهان کتابی بنام جنگ روانی دارد. اگر باین کتاب را بخوانید متوجه مسئله ایران خواهید شد. ایجاد انحراف در نظام فعلی ایران با گفتمان بوجود آمده است. گاهی این فکر به ذهنم میرسد که احتمالا کسانی که اول بار با ساخت و اجرای آن سرود به مراد سازی از خامنه ایی پرداختند و  مردم نیز در سایه ترسی که از قتل و عامهای دوره خمینی داشتند جرات اعتراض به این مراد سازی را نیافتند و در سایه ترس خود از سویی و تحمیل کسانی که قصد داشتند مرادسازی کنند در مقابل این عمل غیر اخلاقی و غیر قانونی ساکت ماندند و کم کم حکومت ایران به دیکتاتوری و استبداد عریان تبدیل شد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پرفسور نئوزات مینویسد یکی از ابتکارات در جنگ روانی ایجاد جو روانی در مرکز فرمان یک کشور و افراد حاضر در آن و سوق دادن آنها به سوی اتخاذ یک تصمیم و یا یک رویه اشتباه است.  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نگاهی دقیق به تدریجِ تبدیل خامنه ایی به یک دیکتاتور و تبدیل سایر مراجع به افراد مجری اوامر او این گمان را می آفریند که نکند خود این خامنه ایی قربانی یکی از همین تکنیکهای جنگ روانی باشد. رژیمی به ظاهر و یا مدعی اسلامیت زمانی میتوانست منهدم شود که بجای اسلامیت دیکتاتور شود. خامنه ایی به تدریج با همان سرودها و ستایشها منحرف شد و دیکتاتور گردید تا توسط مردم بعنوان یک یاغی سیاسی مورد قهر قرار گیرد و منهدم شود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;هم اکنون نیز این رویه به مرحله تشدید قدم گذاشته است تا خامنه ایی را به نقطه اوج دیکتاتوری که راهی جز نابودی برای رهایی از آن نمانده  برساند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;فرماندهان سپاه و افراد اطراف خامنه ایی اخیرا خامنه ایی را از چهار چوب قانون خارج کردن و او را بجای یک مقام قانونی بعنوان کسی که نه منتصب یا منتخب از طریق قانون که مکشوف از طریق راهکار قانونی اعلام کنند و با کشف او، او دیگر در چهارچوب قانون جا نمیشود یاد کردند و این درست اعلام وضعیتی است که راهی جز نابودی خامنه ایی برای برون رفت از بحران نمیگذارد. این اقدام عملا برای خمینی کردن خامنه ایی انجام شد اما این افراد متوجه نیستند که خامنه ایی تولید جامعه نیست بلکه تولید و ساخت قانون اساسی ایران است و لاجرم کسی که ساخته قانون باشد هر شرع و شاهدی هم که بیاورد در صورت خروج از چهارچوب قانون متهم و مجرم شناخته میشود و این گفتمان آنها عملا خامنه ایی را به یک مجرم سیاسی بدل کرده است که در دید مردم با توسل به نیروهای نظامی به یاغیگری دست زده است و این همان تزریق سیانور به پیکر یک رژیمی است که به نحوی متهم به توتالیتاریسم است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در پایان این مختصر از خامنه ایی میخواهم  اگر اطرافیانش هنوز نتوانسته اند چشم و دلش و وجدان مستقلی که لازمه دوام و حیات یک فرد است در او کور  کنند و تصادفا این مطلب را خواند به خود بیاید و خود را از این مرگ با بدنامی تاریخی رها سازد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;فرد حاکم معمولا متوجه حال و روز خود نمیشود و اطرافیان متملقش مانع رسیدن شعاعهای نور بیدارگر انتقاد مخالفان و آگاهی به وی میشوند. خامنه ایی قربانی یک توطئه برای سرنگونی نظام موجودایران است. او دیکتاتور نبود بلکه دیکتاتورش کردند. احمدی نژاد اما چه نقشی در این توطئه دارد. گروهک احمدی نژآد کسانی هستند که علاوه بر هل دادن خامنه ایی بسوی دیکتاتوری مطلق در حال رسوا سازی اعتقادات دینی مردم هستند وی با هاله نور و مدارک مانع تراشی آمریکا برای جلوگیری از ظهور مهدی عملا در حال مجبور کردن جامعه به شکستن تابو بحث در مورد واقعی یا ناواقعی بودن وجود فردی بعنوان  امام زمان است تا تار و پود دین و نمادهای آن با سقوط این رژیم برای همیشه نابود گردد. اکنون افرادی در راس قدرت در اطراف خامنه ایی جمع شده اند که هیچ نقشی در بنای این نظام نداشته اند و احتمال خائن بودنشان به این نظام خیلی بیشتر از مخالفان فعلی است که معماران این نظام هستند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;حال روی سخنم به کسانی است که در ترکیب این کشاکش هستند و میتوانند تاثیر گذار باشند. خامنه ایی و افرادی که به فکر حفظ نظام هستند باید متوجه باشند که نابودی هاشمی رفسنجانی و موسوی و کروبی نابودی نظام خواهد بود. باید گفتمانی که باعث تبدیل خامنه ایی به دیکتاتور شده است را تغییر دهید و به باز گویی و باز تعریف روابط خامنه ایی با انسانهای اطرافش در چهار چوب قانون بپردازید تا همه چیز به عقب برگردد. این Ctrl+z است که باید بزنید تا مشکل و بحران حل شود. ادامه این مسیر کنونی بسوی عریان سازی دیکتاتور و بعد مرگ اوست. &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 19 Dec 2009 10:39:37 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bortecinexaqan&amp;postid=134</comments>
<dc:creator>bortecinexaqan</dc:creator>
<guid>http://bortecinexaqan.blogfa.com/post-134.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مدنيت و کولتور قاوراملاري اوزَرينه</title>
<link>http://bortecinexaqan.blogfa.com/post-133.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;گونتای گنجالپ&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; بعضي قاوراملارين اوزرينه آچيقلامالاردا بولونماق دوشونجه حياتينا جانليليق قازانديرير.   &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;«مدنييت» سؤزو کؤکن اولاراق عربجه اولسا دا، آنجاق عرب دوشونجه حياتينا باغلي دئييلدير. عربلر «مدنييت» سؤزونه  «تمددون» دئييرلر. «مدنييت» 19-جو عصرده عوثمانليدا دوزلديلميش. ان چوخ فرانسا ايله اينتئللئکتوال ايليشکيده اولان عوثمانلي آيدينلاري «سيويليزاسيون» سؤزونه قارشيليق اولاراق «مدنييت» سؤزونو قوللانيرلار. داها سونرا عوثمانليدان قاجارلارا، ايرانا کئچميشدير بو قاورام. مشروطه نين چوخ تلففوظ ائتديگي بير سؤز ايدي. هم عوثمانلي مشروطه سي نين، هم ده تبريز مرکزلي مشروطه حرکتي نين. ايراندا فارس اولوسچولوغو مرکزلي دؤولت قورولدوقدان سونرا تورکييه دن گلن بير سورو سؤزلره ياساق گتيريلدي رسمي ادبيياتدا. بو اوزدن ده ايراندا «مدنييت» سؤزونون يئريني «تمددون» آلدي. بو آرادا بونو دا سؤيله مک يئرينده اولار کي، ايراندا پهلوي رئژيمي قورولدوقدان سونرا فارس ديل قورومو بير سورو سؤزلر دوزلتدي. او جومله دن «کولتور» سؤزونون يئرينه «فرهنگ» يايقينلاشدي. بو گون ده ايران گئنه لينده «کولتور» سؤزو قوللانيلماز، اونون يئرينه «فرهنگ»  سؤزو قوللانيمدادير. ائپيستئمولوژي آچيدان «کولتور»له باغداشماسا دا، آنجاق آرتيق آليشقانليق اوزوندن يئرينه اوتورموشدور. «فرهنگ» سؤزو «فرهيخته-سئچکين» سؤزوندن دوزلديلميشدير.   &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;«کولتور» سؤزو لئکسيک آنلامدا «شوملانميش تورپاق» آنلاميندا اولسا دا اونون داها گئنيش آنلامي رام ائديلميش، اهليلشديريلميش تورپاقدير. چونکو هر اکيلن تورپاق وئريملي اولماز. وئريمليلشديريلميش تورپاقدير. اينسان ايراده سي نين تورپاغا ائنيشيدير. مثلا عربيستان، مرکزي آسييادا تورپاق اهليلشمه دي. زاتن کؤچري حياتين دا بير سببي تورپاغين اهليلشمه مه سيدير. اينسان اووچولوق دؤنميندن اعتيبارن کولتورلو اولماغي آرزو ائتميش، يعني اويغون بير مکاندا تورپاغا باغلاناراق داها ياخشي ياشاماغي دوشله ميشدير. تاريمين دا کشفي اينسانين بو ايستگينه باغلي اولموشدور. بو اوزدن ده «کولتور» تاريمين کشفي و تاريم حياتي نين اورتايا چيخيشي ايله مئيدانا گلميشدير. تاريم حياتي دا هر يئرده مومکون اولماديغي اوچون تاريم کشف ائديلديگي گوندن تاريما ياتقين اولان تورپاقلاردا مسکونلاشما يولوندا ساواش گئتميشدير. سومئرلرده کي ايلک شهر حياتي نين (سيته لرين) ده ائکونوميک قايناغي تاريمدير. چونکو تيجارت اوچون دونيادا اينسانلارين سايي آز، احتياج آز. تيجاري اورون محدود و بازارلاما دا ضعيف. يالنيز تورپاغي اهليلشديره رک، تورپاغي داها دا وئريملي حالا گتيره رک ايره لي دوزئيده ياشاماق مومکون اولوردو. بو اوزدن ده تاريم يئني بير دؤنمه کئچيشين ائکونوميک آلتياپيسيني اولوشدوردوغو اوچون، اونا باغلي کولتور ده بو ياشامين معنوي قاتيني تشکيل ائتميشدير. کولتور اؤز ائوريمي سوره سينده اويقارليغا دؤنوشموشدور. يئرلليکدن ائورنسللييه دؤنوشن کولتور «مدنييت-اويقارليق» آديني آلميشدير. اصلينده بورادا اويقارليق سؤزو داها اويقوندور چونکو اويقولاناراق (تطبيق ائديله رک) نسنللشن اينسانين اينانجلاري، بيلگيلري و دوشلريدير. سيويليزاسيون (اويقارليق) کؤکن اولاراق «city-شهر» سؤزونه دايانسا دا بو قاورامين داها گئنيش ايچريک داشيديغي سؤز قونوسودور. حتّی شهر بو آنلاييشين ايچينده چوخ جوزيي يئر آلميشدير. اگر شهر حياتي مدنييتين بوتونو ايسه، او زامان بال آريلاري و قاريشقالار ان مدني مخلوقلار. چونکو اونلارين توپلولوغوندا ايشبؤلومو، تشکيلاتچيليق، نيظام-اينتيظام و شهر حياتينا لازيم اولان هر شئي ان يوکسک دوزئيده دير. آنجاق بال آريلاري نين و قاريشقالارين دوزنلي و شهر حياتينا ياتقين ياشاملاري مدنييتين بير پارچاسي کيمي گؤرونمز. چونکو بو دوزن اونلاردا دايما گليشن و تجروبه بيريکديرن عاغلين اورونو دئييلدير. طبيعتله قارشي-قارشييا گله رک بونو الده ائتمه ميشلر. اونلارين بو تشکيلاتچيليغي و ايشبؤلوملري ايچگودولري نين (اينستينکتلرينين) اورونودور. مدنييت اينسانين طبيعتله و اؤزويله قارشيلاشماسي نين نتيجه سيدير. اينسانين ياراتديغيدير، آنجاق تام اينساني دئييلدير. اينسانين مدنيلشمه سي سورجينده ياپديقلاري نين، قوردوقلاري نين هاميسي اينساني اولماميشدير، دئييلدير، اولا بيلمز. چونکو مدنييتين ايجاديندا اينسانين حئيوانسال خيصلتلري ده قاتقيدا بولونموشدور. هئچ بير مدنييت خاليص اينساني ايچريکدن برخوردار دئييلدير. ايراده، بيلگي، اولکو (ايده آل) و ياراديجيليق مدنييتين ايجاديندا ائتکين اولموشدور. تاريخي سورج ايچينده اينسانين دوغا ايله قارشيلاشماسي و اونو رام ائتمه ماجراسي مدنييتين اولوشومونا زمين ساغلاميشدير. رام ائديلمه ين، اهليلشمه سي مومکون اولمايان دوغادا مدنييت مئيدانا گلمه ميشدير. بوزلوقلاردا و قومسالليقلاردا اولدوغو کيمي.   &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;          اوزون زاماندان گونوموزه قدر بو قاوراملار اوزرينه دارتيشمالار داوام ائتمکده دير. چونکو اينسانين ماددي-معنوي حياتينداکي گليشمه لر و ترانسفورماسيونلار ايستر-ايستمز قاوراملارين يئنيدن آچيقلانماسيني ايجاب ائتمکده دير. بو قونودا بير چوخ دوشونورلر آچيقلامالاردا بولونموشلار. اونلاردان بيري ده آرنولد توينبيدير. توينبييه گؤره، مدنييت بير سئنتئزدير. تئزيسين و آنتيتئزيسين سئنتئزيدير. مدنييت سوسيال ديالئکتيکانين اورونودور، سئنتئزيدير: 1- هوجوم (تئز). آجليق، قيتليق کيمي ائتکنلر سالديرقانليغي گوجلنديرير. 2- مودافيعه  (آنتيتئز). اينسان يا طبيعت يا وحشي هئيوانلار يا دا باشقاسي قارشيسيندا دايما مودافيعه ده اولموشدور. 3- مدنييت (سئنتئز). توينبي نين بو گؤروشونه گؤره 2 مکاندا مدنييت اولماز: 1. قومساللليقدا، چؤللوکده. چونکو بو تورپاقلاردا مسکونلاشماق اوغروندا ياريش و ساواش گئتمز. بو تورپاقلاري رام ائتمک مومکون اولماميشدير. تاريخده باتيدان دوغويا کؤچ دئيه بير اولقويا تانيق اولماميشيق. 2. بوللوق جوغرافيياسيندا دا مدنييت دوغماز. چونکو اينسانلارين قيدا اوغرونا ياراشمالارينا، سالديري و مودافيعه يه احتيياج اولماز. بوللوق جوغرافيياسيندا طبيعتله ساواشاماغا دا احتيياج قالمير. طبيعت هر شئيي حاضيرلاميشدير، اونو رام ائتمک اوچون اينساني ايراده يه گرک قالماميشدير. بو آچيدان باخيلديغيندا مدنييت سؤزو کولتوردن داها قاپساييجي اولسا دا سينيرلاريني بليرله مکده چتين مسئله دير. کولتور اهليلشديريلميش، وئريمليلشديريلميش تورپاقدير. سادجه اکيلميش تورپاق دئييلدير. بو وئريمليلشديرمه سورجينده اينسان کندي ايراده سيني ده رئاليزه ائتديگي اوچون اهليلشميش اولور. بير تورلو تورپاغي شوملاييب اهليلشديرن، وئريمليلشديرن اينسان و يا توپلوم اؤز ياراديجليق ائنئرژيسيني ده تورپاقدا مرکزلشديرديگي اوچون وئريملي اينسان، کولتورلو توپلوم اولور. کولتورلو اينسان آنلاييشي دا بوردان قايناقلانير. اينسان ايلک کز طبيعتله قارشيلاشديغي و تورپاغي وئريمليلشديرديگي زاماندان بري کولتورلو اولموشدور. اووچولوق دؤنمينده اينسان بونو الده ائده بيلمه ميشدير. بو وئريلردن يولا چيخاراق، بؤيله آنلاماق مومکوندور کي، اويومسوز طبيعتله ساواش، مدنييتي ايجاد ائدير. اينسانين طبيعتله ديالئکتيک ايليشکيسي، اينسانين اينسانلا ديالئکتيک ايليشکيسي، اينسانين وارليقلا ديالئکتيک ايليشکيلر بوتونو مدنييتين ياراديجيسيدير.   &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;          شهرچيليک اينسانين ماددي ياراديجيليغيدير. شهر مدنييتين ظرفي دئييل، مدنييتين بير قيسميدير. مدنييتي شهرچيليک اولاراق آدلانديرديغيميزدا بوتونو پارچايا گؤره آدلانديرميش اولوروق. شهر و شهرچيليک آيري-آيري آنلاملار. آنجاق هم شهر، هم ده شهرچيليک مدنييتين پارچالاريدير. بيري مدنييتين ماددي، ايکينجيسي معنوي طرفيدير. مثلن خط ايجاد ائتمک معنوي بير اوروندور. شهرده کاناليزاسيون ايجاد ائتمک ماددي. بير شعر يازان اينسان دا، بير آرابا دوزلدن آدام دا مدنييتين منسوبلاري و قوروجولاري.   &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;          کولتور و مدنييت آنلاييشلاري گونوموزده ده تئوريک پلاندا گئنيش دارتيشما کونوسودور. بوتون مدنييتلرين اولوشوموندا بير اينانجين وار اولدوغونو ساوونان گؤروش گئت-گئده گوجلنمکدير. بو يؤنده اؤزلليکله تورک فيلوسوف ييلماز اؤزآغپينارين فيکيرلري چوخ ديققت پکيجيدير. سومئرلردن گونوموزه قدر هر بير مدنييتين بير اينانج چئوره سينده شکيللنديگي گؤروشو گونوموزده يايقيندير. نه زامان دا او اينانج چؤکموشسه، اونا باغلي اولان مدنييت ده تاريخدن سيلينميشدير. چونکو بو گؤروشه گؤره مدنييتين اورتا ديرگي اينانج و بو اينانجا باغلي اخلاق نيظاميدير، يان ديرکلري ايسه، سياسي و ائکونوميک اؤرگوتلنمه لردير. يان ديرکلر زده له نرسه، او مدنييت يارا آلار، آنجاق چؤکمز، اؤزونو اونارا بيلر. مدنييتين اورتا ديرگي اولان اينانج چؤکدويونده آرتيق يان ديرکلر ده اونونلا بير يئرده چؤکر. بو ندنله اؤزلليکله پوستمودئرنيته ده، مدنييتي، روحي يوکسليشين شعورونا وارماق و بو يوکسليشين ايچرديگي راسيونال اينانج سيستئمي کيمي آلقيلامالار سؤز قونوسودور...  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;    &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 18 Dec 2009 20:32:57 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bortecinexaqan&amp;postid=133</comments>
<dc:creator>bortecinexaqan</dc:creator>
<guid>http://bortecinexaqan.blogfa.com/post-133.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مدنيتده اينقيلاب و ديل مسئله سي</title>
<link>http://bortecinexaqan.blogfa.com/post-132.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;گونتاي گنجالپ &lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;ايجتيماعي &lt;/B&gt;&lt;B&gt;— &lt;/B&gt;&lt;B&gt;سياسي اينقيلاب ائتمک مومکون دئييلديرسه، او زامان مدنييتده اينقيلاب ائتمک لازيمدير. هئچ بير سياسي اينقيلاب، آرخاسيندا مدنييت درينليگي دورمادان ثمر وئرمه ميش، بير ماجرايا، بعضن ده قانلي ماجرالارا دؤنوشموشدور&lt;/B&gt;&lt;B&gt;. &lt;/B&gt;&lt;B&gt;مدنييتين اورتا ديرگي ديل اولدوغوندان، مدني اينقيلاب اوچون ده هر شئيدن اؤنجه ميللي کيملييه داياناراق جاهانشموللاشان بير ديل لازيمدير. «اينقيلاب» سؤزو دئويرمک و دگيشيکليک ياپماق آنلاميندادير. سيياسي ساحه ده چوخ بسيط آنلام داشييان &lt;/B&gt;&lt;B&gt;«&lt;/B&gt;&lt;B&gt;اينقيلاب»، مدنييت پلانيندا درين آنلام داشييار. چونکو سياسي پلاندا صيرف بير ايقتيداري دئويرمه يي هدفله ين اينقيلابي داورانيشلار، مدني آنلامدا اسکي ايله يئني آراسينداکي قارشيدورمالارين، ترانسفورماسيونلارين محصولو کيمي دوشونجه و بيلگي ساحه لرينده مئيدانا چيخار. گونوموزده مودئرنيته بلکه بو آنلامدا قوللانيلا بيلر. يعني دايمي حرکت، دورماقسيزين دگيشمک و گليشمک. گونوموزده گونئي آذربايجاندا و ايران تورکلري ميقياسيندا مدني اينقيلاب صيرف تورکچه چيليکدن باشقا بير شئي دئييلدير&lt;/B&gt;&lt;B&gt;. &lt;/B&gt;&lt;B&gt;تورک ديلي اوزَرينه ايللر بويونجا آشاغيلاما تبلغاتلاري ائديلميشدير. چاغداش آنلامدا تبليغاتلارا قارشي چيخما بيزيم ايچينده بولوندوغوموز دورومون مدني اينقيلاب آنلاييشيني آچيقلار. بوتون سورونلارين چؤزومو ديلله مومکوندور. تورک ديلينده ميللي کيمليک زمينينده و جاهانشمول دوغرولتودا فلسفي، علمي، تاريخي، سوسيولوژي، ائستئتيک يؤنلري و درينليکلری اولان يازيلار و بيلگيلر او قدر آرتماليدير کي، سؤزون گئرچک آنلاميندا مدني بير اينقلاب&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;گئرچکلشميش اولسون. بيزيم هدفيميز ميلليدير. بو اوزدن ده تک ائنئرژي قايناغيميز ميللي ديلدير&lt;/B&gt;&lt;B&gt;. &lt;/B&gt;&lt;B&gt;چونکو بو ديل واسيطه سي ايله اون ميليونلارجا اينسانين دسته گيني قازانا بيلريک&lt;/B&gt;&lt;B&gt;. &lt;/B&gt;&lt;B&gt;ميللي کيمليک ساواشيندا تک قايناغيميز ميللي ديلدير و بو ديلي دانيشان ميليونلارين اورتاقلاشماسي گرَکَن ميللي ايراده لريدير&lt;/B&gt;&lt;B&gt;.&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;ايران ميقياسيندا سادجه اينسانلاريميز ايستيبدادين قارانليغيندا بوغولماماقداديرلار. ايستيبداد هر شئيدن اؤنجه ديليميزي وورموشدور. بو ندنله تورکچه چيليک، تورک ديليني يوکسلتمه بير طرفدن مدني بير اينقيلابدير، ديگر طرفدن ده ايستيبدادا و اونون بوتون سياسي دگرلرينه&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;و ايدئولوژيسينه قارشي آچيقجا ساواشدير. بو ساواشين سياسي، ايقتيصادي، ايجتيماعي، تاريخي، علمي و فلسفي آيرينتيلاري وار. تورک ديليني يوکسلتمه چاغداشلاشمانين آخيمي ايچينه گئرمکدير&lt;/B&gt;&lt;B&gt;. &lt;/B&gt;&lt;B&gt;چونکو نه عرب ديلي، نه ده فارس ديلي تورک ديلي قه دَر سئکولار بير يؤنه تيم شکلينه ياتقين دئييلدير. ندن؟ چونکو تورک ديلي ياپيسي اعتيباري ايله بير اينانجين اينحيصاريندا اولماميش، طبيعتين و دايمي حرکتده اولان توپلومون اؤزونو آنلاتما و او توپلومون وارليغي آنلاما آراجي اولموشدور. دوغو ديللري آراسيندا بو، تورک ديلينه خاص بير اؤزَلليکدير. ديگر دوغو ديللري نين ترسينه اولاراق، تورک ديلي مدرنيته يه داها آچيقدير و تورکچه ني بير اينانجين اينحيصاريندا ساخلاماق هاردايسا غيري&lt;/B&gt;&lt;B&gt;- &lt;/B&gt;&lt;B&gt;مومکوندور. بونون بير اؤرنه يينه تورکييه ده تورکچه نين يازقيسيندا تانيق اولدوق&lt;/B&gt;&lt;B&gt;. &lt;/B&gt;&lt;B&gt;سؤزون گئرچک آنلاميندا شرق اورتا چاغ قارانليغيندان آيريلماق و آيدينليغا قوووشماق اوچون تورک ديلي و تورکچه چيليک ان گوجلو ايمکان کيمي مئيداندا دير. ميللي مسئله تاريخه فرار ائتمه، تاريخين قارانليقلاريندا بورخولوب قالما آنلاميندا اولماديغي، گونوموزده بير آيدينلانما و اينسانجا ياشاما پروژه سي اولدوغو اوچون اينديکي زاماني گله جک يؤنوملو درينلشديريب گئنيشله دن تک ايمکان آناديليميزدير&lt;/B&gt;&lt;B&gt;. &lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;دونيا بيلگيلريني آنا ديليميزده اؤيرنمه ديکجه دوشونجه ديناميکلريميز هئچ بير زامان اؤز محورينده اوتورماياجاقدير&lt;/B&gt;&lt;B&gt;. &lt;/B&gt;&lt;B&gt;دونيانين ان بؤيوک رومان يازارلاري اولساق بئله، فيطرتيميزله بيلگيلريميز آراسينداکي تضادلار، فيطرتيميزله بيلگي مئتودولوژيسي آراسينداکي تضادلار اورتادان قالخماياجاقدير. هئچ بير گليشمه اولمادان يئريميزده دوروب ساياجاغيق. بيزيم بئيين ايمکانلاريميز اؤز آنا ديليميزده اينکيشاف ائتمه ديگي اوچون بير سورو سورونلارلا قارشي- قارشيياييق. آنا ديلينده يازيب اوخومانين دوغوردوغو بختييارليقدان و پسيکولوژيک اؤزگووَندن ميللت اولاراق محروم بوراخيلميشيق. اؤز فيطرتي اوزَرينده گليشمه نين&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;بير تک يولو آنا ديلينده تحصيل آلماقدان کئچر. بونو بيليم آداملاري دا ايثباتلاميشلار. چونکو آنا ديليندن محروم ائديلن بير ميلت و بير فرد کور ائديلميش اولور سانکي. کور آدام اوچون آيدينليغين هئچ بير آنلامي اولماز. آيدينليق و قارانليق کورلار اوچون عئيني. ديليميز اوزَرينه فارس عيرقچيلري نين تطبيق ائتديگي زوراکيليق و آشاغيلاما پوليتيکاسي چوخ چتين بير دوروم ياراتميشدير. بو اوزدن ده تورکچه چيليک، تورک ديليني روحلانديرما گئنيش ميقياسلي بير موباريزه ساحه سيدير. تورکچه چيليک يعني آزادليق، دئموکراسي، ايستيبدادين اورتادان قالديرييليشي. تورکچه چيليک، يعني ايشسيزلره ايش، مينلرجه ايشسيز وطنداشيميزا مکتبلرده، اونيوئرسيته لرده، راديو &lt;/B&gt;&lt;B&gt;— &lt;/B&gt;&lt;B&gt;تئلئويزيوندا، درگيلرده، قزئتلرده، سينئمالاردا، موسيقي مرکزلرينده و تئاترلاردا ايش دئمکدير. بو ندنله ده تورک ديلي و تورکچه چيليک بيزيم ميللي، سياسي، ايجتيماعي حاقلاريميزي بوتونو ايله ايفاده ائتمکده دير&lt;/B&gt;&lt;B&gt;. &lt;/B&gt;&lt;B&gt;آيريجا، تورک ديلي بيزيم تاريخي جوغرافيياميزي و تاريخي ستاتوسوموزو اينديکي ايراندا موعين ائده جک بير تک گئرچک و حقيقي معياردير. بو سببدن ده تورک ميللي کيمليگي نين فدايلري ميلتيميزين قورتولوشو يولوندا تورک ديليندن&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;توکنمز گوج و ايلهام آلا بيلرلر، آلماقداديرلار. تورک ديلي، آنا ديليميز، دده ديليميز، جانلي تاريخيميز، بيزيم اورتاق و واز کئچيلمز ايلکه ميزدير. مدنييت قاتيللري اولان فارس عيرقچيلري اؤيله بير وضعييت ياراتميشلار کي، تورک اينساني تورک ديلينده دانيشماقدان اوتانسين&lt;/B&gt;&lt;B&gt;. &lt;/B&gt;&lt;B&gt;آنجاق تورک ديلينده دانيشماقدان دئييل، فارس ديلينده دانيشماقدان اوتانماق لازيمدير. اينسان اؤزگه بير ديلي نئجه اؤز فيطرتي نين بير پارچاسي ائده بيلر؟&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;کئچن ايللرده و گونوموزده داوام ائدن توپلوموموزون اؤز ميللي کيمليگي و ميللي هدفلري يولوندا اويانيشينا شاهيد اولموشوق. بو اويانيش اؤنجه دويغو پلانيندا باشلاييب و سونرا دا دوشونجه پلانينا داشينميشدير. دويغو پلانيندا بو ائنئرژي نين اويانيشي، حرکته کئچيشي چوخ اؤنمليدير&lt;/B&gt;&lt;B&gt;. &lt;/B&gt;&lt;B&gt;چونکو&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;تاريخين ياراديجيسي دويغولار و اينانج، علمين ياراديجي ايسه، عآغيلدير. بو ندنله ده بيزيم ميللي کيمليگيميز بيلگيلر سيناغيندان کئچه رک توپلومون اينانج دگرلري نين آيريلماز پارچالاري اولماليدير. دوشونجه پلانينا داشينان هر بير اولقو (واقيعه) اوچون بير ديل لازيمدير. وارليغي، حياتي قاوراياجاق، قاوراداجاق بير ديل. يعني آنا ديلي. يالينيز بو شکيلده ميللي هدفلريميزه چاتماق مومکون اولاجاقدير. بوتون بو&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;چاليشمالار ديلله و ديلده ائديلديگي اوچون هانسي خئييرخواه ايشده فعاليت گؤسترسک، ديلين خاريجينده اولماياجاغيق. مودئرنيته «ديل&lt;/B&gt;&lt;B&gt;»&lt;/B&gt;&lt;B&gt;، &lt;/B&gt;&lt;B&gt;«&lt;/B&gt;&lt;B&gt;گوج» و «آزادليق» قاوراملاريني بير يئرده بير بوتون اولاراق تقديم ائدر. چونکو آزادليغين قورولماسي و قورونماسي اوچون ماددي&lt;/B&gt;&lt;B&gt;—&lt;/B&gt;&lt;B&gt; معنوي گوج لازيمدير. بو گوج ايسه، بير ديلين ايمکانلارينا دايانماليدير. بلکه بو اوزدن اولسا گرک کي، چاغداش فلسفه نين اساس مؤوضوعسونو ديل تشکيل ائتميشدير&lt;/B&gt;&lt;B&gt;.   &lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;اولوسوموزون، ديليميزين اينديکي زامانداکي احتيياجلاريني کئچميشين و گله جگين وئريلريندن يولا چيخاراق تفسير ائتمک مومکوندور. ميلتلر ده اينسانلار کيمي، اينديکي زاماندا اسکي خاطيره لريني اونوتمادان گله جگه دوغرو يؤنَليشله ياشارلار. بير توپلومو ايسه، ميلت ائدن نه اونون سوسيال طبيعتيدير، نه ده تاريخيدير. بونلار يارديمچي يان (فرعي) ائتکنلردير &lt;/B&gt;&lt;B&gt;(&lt;/B&gt;&lt;B&gt;عاميللردير). بير توپلومو ميلت ائدن قارشيسينا قويدوغو بؤيوک هدفلريدير. آتالار سؤزونده بو سياسي فلسفه ني «نييت هارا منزيل اورا» شکلينده ائشيتميشيک. لاکين گونوموزو کئچميشين وئريلريندن، تجروبه لريندن يولا چيخاراق تفسير ائتمک زورونداييق&lt;/B&gt;&lt;B&gt;. &lt;/B&gt;&lt;B&gt;بو تفسيرلر يانليش ائديلديگينده، گونوموده کي احتيياجلاريميزي دا آنلاماقدا زورلوق چکه جه&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt; ييک، زورلوق چکمکده ييک. کئچن 100 ايل عرضينده فارس عيرقچيلري بيزيم کئچميشي ايسته ديکلري کيمي تفسير ائديب بيزي تاريخ بيلگيسيندن محروم و حتّی اوتانير حالا گتيرميشلر&lt;/B&gt;&lt;B&gt;. &lt;/B&gt;&lt;B&gt;آنجاق صمد وورغونون سؤيله ديگي کيمي، «گونشي اؤرتسه ده قارا بولودلار &lt;/B&gt;&lt;B&gt;—&lt;/B&gt;&lt;B&gt; اونون گونش آدلي بير قوووتي وار&lt;/B&gt;&lt;B&gt;.» &lt;/B&gt;&lt;B&gt;ميللي ضرورتلريميزه گؤره مئيدانا چيخان بؤيوکلريميز فاشيستلرين بوتون يالانلاري ايفشا ائتمگي باشارميشلار. بو يولدا اؤزلليکله مرحوم پروفسور زئهتابي، دوکتور&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;جاواد هئيت و پروفسور ضيا صدر کيمي بؤيوکلريميزين چکديگي زحمتلر تقديره لاييقدير. آنجاق گونوموزون تفسيري يالنيز کئچميشين وئريلري ايله مومکون اولا بيلمز. گله جک زامان اينديکي زاماندان نه ايسته يير و يا گله جگي نئجه قورماق ايسته ييريک، نئجه گتيره بيلريک. فينال هدفيميز ندير؟ تورک کيمليگي نين، تورک&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;ميلتي نين بير اؤزگووَن ايچينده اينديکي قارانليق دوروملا حسابلاشماسي گره کير. بونو مودئرن يوللا و مودئرنيته نين ايمکانلاري ايله گئرچکلشديرمک مومکوندور و ائله ده اولماقدادير&lt;/B&gt;&lt;B&gt;. &lt;/B&gt;&lt;B&gt;کئچن&lt;/B&gt;&lt;B&gt;  &lt;/B&gt;&lt;B&gt;اون ايلليکلرده سولون ادبيياتي، بيلگيلري او قدر گوجلنميشدي کي، اونون تاثيري آلتيندا قالماماق مومکون دئييلدي. بو تجروبه دن ميللي يوکسليش حرکتينده ايستيفاده ائتمه لي ييک. يعني تورکچه ميزده ائستئتيک درينليگي اولان، فلسفي، علمي، تاريخي، سوسيولوژي بيلگيلر او قدر آرتماليدير کي، اونون تاثيرينده قالماياجاق بير تورک تصوور ائتمک مومکون اولماسين&lt;/B&gt;&lt;B&gt;. &lt;/B&gt;&lt;B&gt;بونون&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;آدينا مدني اينقيلاب دئييريک. بو مدني اينقيلابدا بيزيم ايکي موتتفيميز وار، ايکي بلدچيميز و ايکي دوستوموز وار&lt;/B&gt;&lt;B&gt;. &lt;/B&gt;&lt;B&gt;بيرينجيسي تورک ديليدير، ايکينجيسي ايسه، ايستيبدادين دگرلريني ييخماقدا تورکچه يه دستک اولان مودئرنيته دير، چاغداشلاشمادير. بو، سادجه گونوموزون قورتولوشو نظرييه سي دئييل، هم ده تاريخين قورتولوشو عمليياتيدير. يعني ميلتين دونياگؤروشونده دگيشيکليک ياراتماق و يئني بير باخيش بوجاغي آچماق. توپلوموموزون ايچينده بيريکمکده اولان ياراديجي سوسيال ائنئرژيني تورک کيمليگي، تورک ديلي مرکزلي ائورنسللشمه يه &lt;/B&gt;&lt;B&gt;(&lt;/B&gt;&lt;B&gt;جهانشموللاشماغا) سؤوق ائتمک ميللي حرکتين تمل گؤرَوي کيمي اورتايا چيخميشدير&lt;/B&gt;&lt;B&gt;.   &lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;بو يولدا داها اؤنجه امگي کئچن و ميللي کيمليگيميزين بايراغيني ان قارانليق دؤنَملرده الده توتان، دويقولاردا و شعورلاردا دالغالانديران بؤيوکلريميز اولموشدور. اونلاردان بير نئچه سي نين آديني چکيب بورادا خاطيرلاماق يئرينه دوشر. ميللي کيمليگيميزين سياست، بيلگي، اينجه صنعت و ادبييات پلانينا داشينماسيندا بو مرحوملاريميزين بؤيوک امکلري کئچميشدير: پيشه وري، شهرييار، سهند، علي تبريزلي، زئهتابي،م.ع. فرزانه، صمد سردارينييا، ماهمود شاتيريان، حميد نوطقي، گنجه لي صباحي، حبیب ساهير، صمد بئهرنگي، علي کمالي&lt;/B&gt;&lt;B&gt;. &lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;آيريجا، اوزون زاماندان بري يورولمادان اؤز آيدينلاتما عمللرينه داوام ائدن، ميللي دوشونجه لريميزين گليشمه سينه تکان وئرن بو بؤيوکلريميزي ده بوردا خاطيرلاييب اونلارا سالاملاريمي چاتديرماق ايسته ييرم: جاواد هئيت، يحيي شئيدا، هاشيم ترلان، رضا براهني، عليرضا صررافي، حسن راشيدي، حسن دميرچي، آکبر آزاد، عليرضا عسگرزاده، ضيا صدر، نيگار خانيم خياوی، احمد اوبالي، آشيق حسن ايسکندري و ديگر شخصييتلريميز&lt;/B&gt;&lt;B&gt;. &lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;A href=&quot;mailto:Guntay_1@yahoo.com&quot;&gt;Guntay_1@yahoo.com&lt;/A&gt;&lt;/P&gt; </description>
<pubDate>Tue, 15 Dec 2009 22:51:02 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bortecinexaqan&amp;postid=132</comments>
<dc:creator>bortecinexaqan</dc:creator>
<guid>http://bortecinexaqan.blogfa.com/post-132.aspx</guid>
</item>
<item>
<title> کنفرانس تاریخی فعالان آذربایجان جنوبی با تصویب بیانیه‌ای در آمستردام به کار خود پایان داد </title>
<link>http://bortecinexaqan.blogfa.com/post-131.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;میللی حرکت سه شنبه ۲۴ آذر ۱۳۸۸: &lt;B&gt;بیزیم تبریز&lt;/B&gt;&lt;B&gt;: &lt;/B&gt;&lt;B&gt;کنفرانس در حالی کار خود را آغاز نمود که تقریبا اکثر تشکلات و طیف‌های حرکت ملی آذربایجان با ایدئولوژی و دیدگاه‌های فکری مختلف در ان حضور داشتند و تعداد حضار بیش از ۲۵۰ نفر بود&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;بر طبق برنامه هیئت برگزار کننده کنفرانس که با لحاظ نکته نظرات حاضرین تغییراتی در ان به عمل امد. در روز اول ۲۰۰۹/۱۲/۱۲ به دو بخش اجلاس عمومی قبل ازظهر و اجلاس کمیته‌ها (۶ کمیته ۳۵-۴۰ نفره) برای بررسی علل و مشکلات موجود در راه اتحادعمل گروههای حرکت ملی برگزار شد&lt;/B&gt;&lt;B&gt;.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;اجلاس عمومی با اجرای مارش ملی فرقه دموکرات آذربایجان و با یک دقیقه سکوت برای گرامی داشت یاد و خاطره شهیدان حکومت ملی و جان باخته گان قتل عام ۲۱ آذر, ساعت ۱۰ صبح آغاز شد. در ابتدا هیئت برگزار کننده با اشاره بر ضرورت همکاری گروهها, بر اهمیت چنین اجلاس هایی با توجه به وضعیت موجود در منطقه و ایران اشاره نمود. سپس جناب مختار شمس هیئت اجرائیه مرکب از&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt; خانم صدیقه عدالتی ، ماشاالله رزمی ، غلامرضا صبری تبریزی ،&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt; فریدون پرویزنیا ، احمد اوبالی و صیف الدین&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt; را به دیوان فرا خواند&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;   &lt;/B&gt;&lt;B&gt;ماشا الله رزمی اولین سخنران مراسم با اشاره به پراکننده گی نیروهای فعال و وجود فضای نامطلوب در روابط سیاسی مابین تشکلات آذربایجان جنوبی آن را عامل اصلی گریز اکثر فعالین ملی و سیاسی از عضویت در تشکیلاتها و تمایل به کار گروهی دانست و خود را نمونه‌ای برای این مورد ذکر نموده&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt; و ان را تاسف بار خواند. او در عین حال از استقبال گسترده فعالین چه در داخل و چه در خارج از برگزاری چنین کنفرانسی به عنوان یک موفقیت برای اغاز کارهای اساسی و بزرگتر یاد کرده و حضور تعداد کثیری از فعالین خارج را نشانگر وقوف انان بر اهمیت این اجلاس دانست&lt;/B&gt;&lt;B&gt;.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;بعد از سخنرانی, خانم صدیقه عدالتی رئیس هیئت اجرائی پلاتفرمی را که متن ان روز قبل به حاضرین داده شده بود قرائت نمود و سپس&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt; حاضرین نکته نظرات خود را نسبت به آن ابراز نمودند. علارغم&lt;/B&gt;&lt;B&gt;  &lt;/B&gt;&lt;B&gt;وجود افکار مختلف و گاها با دیدگاههای متضاد اجلاس به صورت قابل قبولی&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt; پیش رفت و تمامی افکار اعم از مخالف و موافق به ابراز نظر پرداختند. در نهایت اجلاس عمومی کار خود را ساعت ۱۳:۳۰ پایان داد و قرار شد که نکته نظرات قید شده در پلاتفرم اعمال شده و در اجلاس روز دوم به عموم ابلاغ شود&lt;/B&gt;&lt;B&gt;.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;بخش دوم اجلاس در ساعت ۱۵:۰۰&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;با تشکیل ۶ کمیته ۳۰-۴۰ نفره کار گروه جهت بررسی&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt; موانع مهم موجود در راه همکاری و اتحاد عمل در بین گروهها کار خود را اغاز نمود. در این کمیته‌ها ۳ نفر به عنوان اداره کننده که ۱ نفر از طرف هیئت اجرائی و ۲ از بین خود اعضاء انتخاب شده بودند نظرات فرد فرد افراد را جویا شده و آن را به صورت مکتوب در اوردند. و در نهایت بعد از اتمام جلسه ۵ عامل اصلی اختلافات را استخراج نموده و با ارائه گزارش ان به سایر کمیته‌ها و مذاکره نهایی را صورت داده و راه‌های برون رفت از ان بررسی شود. این اجلاس کار خود را ساعت ۱۷:۰۰ خاتمه داد&lt;/B&gt;&lt;B&gt;.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;بعد از ظهر حاضرین در مراسم کنسرتی که به مناسبت تشکیل حکومت ملی آذربایجان تشکیل شده بود شرکت نمودند. قبل از موسیقی ۲۰ نفر از نماینده گان تشکلات مختلف به دیوان فرا خوانده شدند&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;ماشاالله رزمی ,جواد درختی, محمد آزادگر, صدیفه عدالتی ، آذر فرخی ,غلامرضا صبری تبریزی, فریدون پرویزنیا, مختار شمس, هدایت ساطان زاده&lt;/B&gt;&lt;B&gt;, &lt;/B&gt;&lt;B&gt;مناف سببی, دکتر سلیمانی, صادق عیسی بی‌لی, احمد اوبالی&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt; و چند تن دیگر از جمله این افراد بودند.&lt;/B&gt;&lt;B&gt;  &lt;/B&gt;&lt;B&gt; و سپس افراد داوطلب سخنرانی‌های کوتاهی در یاد و خاطره ۲۱ آذر ایراد نمودند. ماشاالله رزمی خرسندی خود را از روند عمومی اجلاس ابراز نمود و با توجه به جو حاکم و اشتیاق به همکاری و تعامل گروهها اجلاس آمستردام را با اجلاس حکومت ملی اذربایجان مقایسه نمود. او به چرایی عضویت آذربایجانی‌ها در گروههای چپ اشاره کرده و جو سیاسی ان زمان و تاثیر فضای دو قطبی شرق و غرب را تحلیل نمود. او با اشاره با شالوده آذربایجانی حزب فدائیان خلق, انتخاب اسم فدایی بر ان را برگرفته از نام فدایی که به نیرو‌های مبارز فرقه دموکرات اذربایجان خطاب می شد دانست&lt;/B&gt;&lt;B&gt;. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;ساعت ۱۸ گروههای کنسرت با اجرای موسیقی آذربایجانی شور و حال خاصی را به حاضرین دادند. جندین گروه رقص مرکب ار دختران و پسران&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt; نیز هنر زیبای خود را به اجرا&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt; گداشته و به شدت مورد تشویق قرار گرفتند&lt;/B&gt;&lt;B&gt;.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;اما نکته برجسته بخش موسیقی حضور آراز ائل سس&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt; اوزان و خوانده مشهور حرکت ملی اذربایجان بود. آراز با ایفای ماهنی‌های ملی تمامی افکار و وجود حاضرین را تسخیر نمود به گونه‌ای هیچ کس مایل به اتمام برنامه او نبود. او این اجلاس را بزرگ و نکته عطفی برای حرکت آذربایجان دانست و بارها و بارها عشق و علاقه خود را به فعالین داخل خصوصا جوانان ابراز نمود و از فعالین خارج خواست تا دین خود را به حرکت و به فعالین داخل که جان و مال خود را فدای آذربایجان می نمایند به نحو شایسته ادا نمایند. مراسم روز اول با ماهنی *هارای هارای من تورکم* آراز ائل سس&lt;/B&gt;&lt;B&gt;  &lt;/B&gt;&lt;B&gt;پایان یافت&lt;/B&gt;&lt;B&gt;.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;در روز دوم (یکشنبه&lt;/B&gt;&lt;B&gt; ) &lt;/B&gt;&lt;B&gt;ساعت ۱۰ آغاز و پلاتفرم اصلاحی برای عموم قرائت شد, ولی با توجه به وجود برخی اعتراضات ، بار دیگر برخی نظرات به صورت مکتوب و شفاهی بیان شد و در نهایت اکثریت موافقت خود را با قالب کلی ان اعلام نمودند و قرار بر این شد که گروهی متشکل ار ۶ نفر تغییرات را لحاظ نموده و&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt; پلاتفرم را به عنوان قطعنامه اجلاس ارائه دهند. در عین حال قرار شد&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt; اجلاس دو قطعنامه مجزا یکی در خصوص حمایت از حقوق زنان آذربایجان جنوبی و متشکل شدن انان و دیگری&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt; اعتراض به اشغال قاراباغ توسط ارمنستان صادر نماید&lt;/B&gt;&lt;B&gt;.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;در خاتمه ۵۰ نفر به عنوان گروه کوردیناسیون برای برگزرای و انتخاب محل کنفرانس&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt; بعدی انتخاب شدند. در همان ۳-۴&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt; پیشنهاد شد که به علت قلت وقت و تعدد پیشنهادات این مسئله به بعد از اجلاس موکول شد و درنهایت کنفرانس&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt; با اجرای ماهنی آذربایجان و شعارهای سمبولیک هارای هارای من تورکم و یاشاسین اذربایجان حاضرین پایان پذیرفت&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;متن بیانیه پایانی کنفرانس به جهت پرهیز از هرگونه داخل و تصرف در ترجمه به زبان ترکی‌ عینا درج میگردد&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;گونئي آذربایجان دييالوق توپلانتيسي آمئستئردام بيانييه سي ۲۰۰۹&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;  &lt;/B&gt;&lt;B&gt;آمستئردام دييالوق توپلانيسي ايران ايسلام جومهورييتي نين سياسي، ايقتيصادي و ايجتيماعي بؤحرانلار ايچينده چابالاديغي گونلرده کئچيريلمکده دير. سياسي حاکيمييت جيددي سارسينتيلار ايچينده دير. ايراندا ياشايان ميلتلر اوللر اولدوغو کيمي، بو رئژيمين باسقيسي آلتيندا ياشاماق ايستمه ديکلري اوچون اؤز اعتيراضلاريني بيلديرمکده ديرلر. ديني دئسپوتيزمين سونو گلديگي بو گونلرده آذربايجان&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt; تورک ميلتي نين ميللي موباريزه سينه داها گئنيش شکيلده شاهيد اولماقداييق. داها اؤنجه دن آذربايجان ميللي حرکاتي&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt; &quot; ۱۹ اورديبهشت، آذربايجان اؤیرنجي حرکاتي &quot; (۱۳۷۴)،&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt; &quot; دانيشير آذربايجان &quot;&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt; (۱۳۸۴) و تبريزده قبول اولونان&lt;/B&gt;&lt;B&gt;  &quot; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;بيرينجي آنا ديلي قورولتايي نين قطعنامه سي &quot;&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt; (۱۳۸۴)، بابک قالاسينا يوروشلر، ۱ خورداد، ميللي قييامي کيمي (۱۳۸۵)، اؤنملي تاريخي درينليگي اولان اولايالاري مئيدانا گتيرميشدير. آمستئردام ديالوق توپلانتيسينا قاتيلان وطنداشلاريميز ميللي حرکات سيرالاريندا اهمييتلي اورتاق يؤنلرين وار اولدوغونا قطعييتله اينانيرلار&lt;/B&gt;&lt;B&gt;. &lt;/B&gt;&lt;B&gt;حرکاتين سيرالاريندا چوخ سسليليگي قبول ائديرلر. تک سسلي بير فاالييتي رسمييته تانيميرلار. تاريخي اهمييت داشييان آمستئردام توپلانتيسي ايشتيراکچيلاري آذربايجان ميللي حرکاتي نين سيرالاريندا چئشيدلي فيکير و سياسي آخيملارين وار اولدوغونو بير رئالليق و ساغلام دوروم کيمي گؤرورلر. بو گؤروش دييشيکليگي، مدني موختارييتي، فئدئراليزمي، ايستيقلالييتي و بوتؤو آذربايجان دؤولتي قورماق کيمي پلاتفورملاري احتيوا ائتمکده دير. توپلانتي بوتون دييشيک گؤروشلري آذربايجانين مشروع سياسي&lt;/B&gt;&lt;B&gt;  &lt;/B&gt;&lt;B&gt;جريانلاريي کيمي قبول ائدير و فرقليليکلرين بير زنگينليک اولدوغونا اينانير&lt;/B&gt;&lt;B&gt;.  &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;          &lt;/B&gt;&lt;B&gt;ايران ايسلام جومهورييتي داخيلدن و خاريجدن جيدي تزييقلر آلتيندادير. بو سببدن رئژيم هر گون جمعيت اوزرينه باسقيسيني آرتيرماق و ميللي حرکتي ازمک ايستيه جک. ميللي ديره نيش آرتديقجا، رئژيمين تزييقلري آرتا بيلر. چونکو حاکيمييت بو دورومدان گئري آدديم آتارسا، اؤز مغلوبييتينه ايمضا آتميش اولار. بو اوزدن ده گون کئچديکجه، رئژيمين تزييقلري نين آرتاجاغينا شاهيد اولوروق&lt;/B&gt;&lt;B&gt;. &lt;/B&gt;&lt;B&gt;بئله بير دورومدا ميللي حرکاتين خاريجده کي&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt; فعاللاري نين اوزرينه بؤيوک تاريخي مسئوليت دوشمکده دير. بو ميللي - تاريخي وظيفه ني آنلاماق اوچون ميلتيميزين اساس ايستکلريني درک ائديب، بوتون ايمکانلارا داياناراق، ميللي حرکاتي مودافيعه&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt; ائتمه لي و گوجلنديرمه ليگيک&lt;/B&gt;&lt;B&gt;.   &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;  &lt;/B&gt;&lt;B&gt;۲۱&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;آذر آيريجا، بؤيوک ميللي ليدئر سئيييد جفر پيشه وري نين اؤز ميلتينه گوونه رک، تاريخ ياراتديغي دوغما ميللي بير گونودور.&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt; بو تاريخي گون موناسيبتي ايله وطنيميزين قورتولوشو ايله باغلي قرارا گلمک، ميللي بيرليک نومونه سي سرگيله مک هئچ ده تصادوفي دئييلدير&lt;/B&gt;&lt;B&gt;. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;  &lt;/B&gt;&lt;B&gt;ميللي حرکاتين گئنيش ميقياسلي اولدوغونو قبول ائدن ۲۱ آذر آمستئردام ديالوق توپلانتيسي بوتون فرقلي گؤروشلري گؤز اؤنونده بولوندوراراق، آشاغيداکي مادده لري اورتاق پرينسيپلر اولاراق قبول ائدير&lt;/B&gt;&lt;B&gt;:&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;  &lt;/B&gt;&lt;B&gt;۱&lt;/B&gt;&lt;B&gt;-    &lt;/B&gt;&lt;B&gt;توپلانتي، گونئي آذربايجان تورک ميلتي نين ميللي آزادليغي يولوندا موباريزه ده بو گونکو فارس راسيسميني تمثيل ائدن ايران ايسلام جومهورييتيني اساس مانعه کيمي گؤرور. چونکو بو رئژيم هر نؤو دئموکراتيک دييشيکلييه قارشيدير&lt;/B&gt;&lt;B&gt;. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;  &lt;/B&gt;&lt;B&gt;۲&lt;/B&gt;&lt;B&gt;-    &lt;/B&gt;&lt;B&gt;ازربايجان ميللي آزادليق حرکاتي نين آمالي گونئي آذربايجاندا ميللي - دئموکراتيک دؤولت قورماقدير. آيريجا، گونئي آذربايانين حودودلاري خاريجينده ياشايان ديگر تورک خالقلاري نين ميللي حاقلاريني دا قوروماق لازيمدير. آذربايجان ميللي حرکاتي اؤز موقددراتيني تعيين ائتمکده سون سؤز صاحيبي اولماليدير&lt;/B&gt;&lt;B&gt;.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;  &lt;/B&gt;&lt;B&gt;۳&lt;/B&gt;&lt;B&gt;-    &lt;/B&gt;&lt;B&gt;ازربايجان ميللي حرکاتي سئکولار دؤولت قورولماسي نين طرفداريدير و بو يولدا موباريزه آپارير&lt;/B&gt;&lt;B&gt;. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;  &lt;/B&gt;&lt;B&gt;۴&lt;/B&gt;&lt;B&gt;-    &lt;/B&gt;&lt;B&gt;تورک ديلي (ازربايجان تورکچه سي) رسمي دؤولت ديلي اولماليدير. بوتون اؤلکه ده ياشايان تورکلر اوچون تورک ديللي مئديا شبکه لري قورولماليدير. آذربايجانين علمي، تئکنيکي و ايقتيصادي اينکيشافي تعمين ائديلملي، ميلتيميزين ياشاييش سوييه سي دونيانين اينکيشاف ائتميش ميلتلري سوييه سينه يوکسلمه ليدير&lt;/B&gt;&lt;B&gt;. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;  &lt;/B&gt;&lt;B&gt;۵&lt;/B&gt;&lt;B&gt;-    &lt;/B&gt;&lt;B&gt;ازربايجان ميللي حرکاتي بوتون ساحه لرده قادين&lt;/B&gt;&lt;B&gt;- &lt;/B&gt;&lt;B&gt;کيشي حوقوق برابر يولوندا موباريزه آپارير&lt;/B&gt;&lt;B&gt;. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;  &lt;/B&gt;&lt;B&gt;۶&lt;/B&gt;&lt;B&gt;-    &lt;/B&gt;&lt;B&gt;دين، مذهب، مسلک، اينانج، سؤز، مطبوعات، سئنديکالار، سياسي پارتييالار، گئييم و ياشام طرزي کيمي، بوتون مدني آزادليقلار قئيدسيز‌شرطسيز تمين ائديلمه ليدير&lt;/B&gt;&lt;B&gt;. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;  &lt;/B&gt;&lt;B&gt;۷&lt;/B&gt;&lt;B&gt;-    &lt;/B&gt;&lt;B&gt;ازربايجان ميللي حرکاتي اعداما و هر نؤو ايشکنجه يه قطعي شکيلده قارشيدير&lt;/B&gt;&lt;B&gt;. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;  &lt;/B&gt;&lt;B&gt;۸&lt;/B&gt;&lt;B&gt;-    &lt;/B&gt;&lt;B&gt;ميللي حرکات آريا راسيسم سيستئمي نين تمثيلچيسي اولان ايران ايسلام جومهورييتي نين آذربايجاندا دئموقرافيک ياپيني دييشديرمه سيياسئتينه قارشي چيخيب و بو رئژيمه قارشي ميللي ظولم آلتيندا ياشايان ديگر ميلتلرله ايشبيرليگي آپارماليدير&lt;/B&gt;&lt;B&gt;.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;  &lt;/B&gt;&lt;B&gt;۹&lt;/B&gt;&lt;B&gt;-    &lt;/B&gt;&lt;B&gt;يوخاريدا قئيد ائديلن حدفلره چاتماق اوچون خاريجده فعالييت گؤسترن آذربايجانلي قوووه لر، داخيلده گئدن ميللي موباريزه ني ديقتله تعقيب ائتمه لي و اونا اولوسلار آراسي اينسان حاقلاري مرکزلريندن دستک قازانمالي، آذربايجانا قارشي اينفورماسييا بلوکاداسيني قيرمالي و بوتون دونيادا آذربايجان ميللي معنافعي اوچون لوببي چيليک فعالييتلريني تشکيلاتلانديرماليدير&lt;/B&gt;&lt;B&gt;. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;  &lt;/B&gt;&lt;B&gt;۱۰&lt;/B&gt;&lt;B&gt;-  &lt;/B&gt;&lt;B&gt;گونئي آذربايجان ميللي حرکتي موستقيل، دئموکراتيک و مودئرندير&lt;/B&gt;&lt;B&gt;. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;  &lt;/B&gt;&lt;B&gt;۱۱&lt;/B&gt;&lt;B&gt;-  &lt;/B&gt;&lt;B&gt;گونئي آذربايان ميللي آزادليق حرکاتي دونيا اينسان حاقلاري بياننامه سي نين و اونا باغلي کونوانسييونلارين آذربايجاندا حياتا کئچيريلمه سي اوچون موباريزه آپارير&lt;/B&gt;&lt;B&gt;.  &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;  &lt;/B&gt;&lt;B&gt;۱۲&lt;/B&gt;&lt;B&gt;-  &lt;/B&gt;&lt;B&gt;امستئردام دييالوق توپلانتيسي يوخاريداکي پرينسيپلره دايناراق گونئي آذربايجان ميللي حرکاتيندا فعاليت گؤسترن بوتون تشکيلاتلار و شخصلري دواملي ايشبيرليگي مئخانيزماسي نين قورولماسينا چاغيرير&lt;/B&gt;&lt;B&gt;.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;  &lt;/B&gt;&lt;B&gt;ياشاسين آذربايجان&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;  &lt;/B&gt;&lt;B&gt;ياشاسين ميللي بيرليگيميز&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;  &lt;/B&gt;&lt;B&gt;آمستئردام ۲۱ آذر (۱۲ دئسامبر) ۲۰۰۹&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 15 Dec 2009 22:48:10 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bortecinexaqan&amp;postid=131</comments>
<dc:creator>bortecinexaqan</dc:creator>
<guid>http://bortecinexaqan.blogfa.com/post-131.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بوراسی آذربایجان... بوراسی 21 آذر، دیللره دستان...</title>
<link>http://bortecinexaqan.blogfa.com/post-129.aspx</link>
<description>&lt;STRONG&gt;منبع: &lt;A href=&quot;http://www.milliharakat.com/&quot; target=_blank&gt;سایت حرکت میللی&lt;/A&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 425px; HEIGHT: 419px&quot; border=0 hspace=0 alt=&quot;21 Azer&quot; align=baseline src=&quot;http://upload.7bna.com/uploads/c80af7865f.jpg&quot; width=297 height=498&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;بوراسی وطن&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;...&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بوراسی 21 آذر  دیللره دستان...&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بیر گؤزو شن باهار بیر گؤزو دولو قان...&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بوراسی باغ گلستان...&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;دار ایاغیندا دادستان...&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;نسیمی تک اؤلومو هئچ سانان...&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;گونش جارچیسی انسان... &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بوراسی آرزیلار حسرتلر اؤلکه سی...&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اؤزوندن ایری فاجعه سی... &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بوراسی ساوالان  داغ اوره گی قان...&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;  سارایلاری ویران شام قازان... &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بوراسی رشدیّه   آنادیلی یاساق...&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بوراسی معجز   صابیر  مینلر چراغ...&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بوراسی  بیریا  سهند  ساحیر  شهریار...&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بوراسی  سازلی سؤزلو  الوولو دیار... &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بوراسی موغان جیرانی یارالی...&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;سورگون  مارالی...&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بوراسی قوزئی  قاراباغی  شیکسته...&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بوراسی گونئی  سه گاهی یئتیم نیگاری بسته...&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بوراسی اهر کلیبر بختی قارا قارا داغ...&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بوراسی شوشا  کلبه جر اسیر قارا باغ... &lt;BR&gt; &lt;BR&gt;بوراسی اولو جاوید...&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;صمدلی  آراز...&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بوراسی یارالی مشفق...&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;قانلی قیش   یاسلی یاز...&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بوراسی سون سنگر امیره قیز...&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بوراسی شرقین اینجیسی تبریز...&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بوراسی خیابانی  گول له له نن  آزادیستان...&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بوراسی   شهید ستارخان...&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بوراسی  ائلینه دیلینه زندان...&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بوراسی 21 آذر دیللره دستان...&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بوراسی وطن   آذربایجان ...&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;                                                                             اسماعیل جمیلی&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 12 Dec 2009 07:33:01 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bortecinexaqan&amp;postid=129</comments>
<dc:creator>bortecinexaqan</dc:creator>
<guid>http://bortecinexaqan.blogfa.com/post-129.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اسلام و دموکراسی</title>
<link>http://bortecinexaqan.blogfa.com/post-128.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;IMG border=0 hspace=0 alt=&quot;Guntay Gencalp&quot; align=baseline src=&quot;http://t1.gstatic.com/images?q=tbn:CuHl0xUgPcjG2M:http://bayqush.ca/uploaded_images/guntay-775051.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;گونتای گنجالپ&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ترجمه: آراز بیلگین&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;یکی از موضوعات روز ما و تاریخ این است که آیا مفاهیم اسلام و دموکراسی میتوانند باهم به سازش برسند یا نه؟ با نگاه به استبداد، جهالت، ظلم، بی عدالتی و سیاهی حاکم در کشورهای اسلامی این سوال در ذهنمان قوت میگیرد که چرا این کشورها نمیتوانند با عدالت اجتماعی موجود در کشورهای غربی همساز شوند. چرا صدها هزار و میلیونها روشنفکر و طالب زندگی آزاد به غرب فرار میکنند؟ آیا برقراری نظم اجتماعی  در کشورهای اسلامی ممکن نیست؟ امروزه تولد در یک کشور اسلامی یک گناه و محکومیت محسوب میشود. نمیتوان طور دیگری اندیشید و یا به دین دیگری درآمد! در مقابل اینهمه پیشرفت سریع دنیا چرا جهان اسلام از وا ماندن در این جهالت و تاریکی  خود ناراحت نیست! این ایستایی، این تاریکی تا کی ادامه خواهدداشت؟ با شکل گیری این سوالات زمان آن فرا رسیده است که در موضوعات &quot;اسلام و دموکراسی&quot; بحث شود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در اصل میتوان گفت که کم و بیش در تمام ادیان استبداد و ضد پلورالیسم  حاکم است. شاید این مورد در اسلام بیشتر به چشم میخورد امااین مسئله دلایلی تاریخی و اجتماعی دارد.  تاکید دین بر ارزشها و تاکید دموکراسی بر متدهاست. یعنی دموکراسی یک ارزش نیست روشی برای اجرای ارزشهاست. لذا اینطور درک میشود که بعنوان یک متد وقتی محتوای دموکراسی از دین پر شود دیگر جایی برای پلورالیزم باقی نمیماند. در دنیای مدرن کلیت ارزشها عبارت از لیبرالیسم و آزادی اندیشه است و این ارزشها از طریق دموکراسی خود را محقق میسازد. در فلسفه غرب لیبرال دموکراسی یکجا بکار میرود. اما در جهان اسلام به خاطر ترسی که از واژه لیبرالیسم وجود دارد هنگام دریافت دموکراسی تنها سعی در دریافت متد داشته اند و بهمین دلیل نیز موفق نشده اند. چرا که در ممالک غربی قبل از اینکه مفهوم &quot;دموکراسی&quot; بعنوان یک متد سیاسی به اجرا در آید قبل از آن تعداد زیادی فلسفه سیاسی مثل لیبرالیسم، حقوق بشر، پلورالیزم اندیشه و دین  به میان آمد و تعداد زیادی از اندیشمندان نیز در این مسیر کشته شدند. یعنی خیل پیش از متد دموکراسی ارزشهای لیبرال افکار انسانها را تحت تاثیر قرار داده بود. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;دلیل اینکه ارزشهای لیبرال در جهان مسیحیت و در میان انسانها برای خود جا باز کرده و آزادی به معنای واقعی را به ارمغان آورده  به ساختار دین مسیحیت مربوط میشود. دین اسلام در موضوعات مهمی با مسیحیت متفاوت است. وحی درمسیحیت فقط بر ایمان تاکید دارد. اما وحی و پیامبری دراسلام تاکیدش تنها بر ایمان نیست. اسلام آورنده و بانی سیستمی سیاسی نیز بوده است. تفاوت اساسی که اسلام را از دیگر ادیان متمایز میسازد همین موضوع است. یعنی حضرت محمد  (ص) 13 سال پیامبری و پس از هجرت از مکه به مدینه بمدت 10 سال پیامبرشاه بوده است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;دلیل حضور حضرت محمد (ص) در فعالیتهای سیاسی به عدم وجود دولت در عربستان آن زمان مربوط میشود. از این رو حتی تعداد زیادی اسلامگرای لائیک نیز این طور فکر میکنند که بر حسب ضرورت بوده نه ذاتی، یعنی تشکیل دولت ربطی به رسالت دینی آن حضرت نداشته است. زیرا اگر در عربستان آن زمان دولتی وجود داشت آنگاه محمد (ص) تنها مشغول پیامبری میشد نه سیاست. کسانی هم اینطور شرح میدهند که محمد (ص) اگر پیامبر هم نمیشد بخاطر استعدادی که داشت باید دولتی را برای اعراب تشکیل میداد. یعنی ورود پیامبر به امور سیاسی از خلاء ناشی از عدم وجود دولت نشأت گرفته و اعراب نیز که از نبود دولت در رنج بودند با اشتیاق زیاد این کار را پذیرا شده اند. اما حضرت عیسی (ع) در کار سیاست و تشکیل دولت وارد نمیشود. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;چرا؟ &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;زیرا در زمان حضرت عیسی (ع) دولتی چون امپراطوری روم وجود داشت که امنیت جامعه را تامین میکرد. از طرف دیگر عیسی نه 23 سال بلکه فقط 3 سال پیامبری کرده بود. دخالت پیامبر حامل وحی در سیاست در دوران بعد از آن نیز تاثیر گذاشته است. از این روست که جهان اسلام برای هر نوع حرکت رفرمی که ره به ارزشهای لیبرال ببرد بسته مانده است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;رفرم چیست؟ &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;رفرم، یعنی شکل گیری از نو. یعنی تغییر شکل موجود پدیده و دادن شکل جدید به آن بر اساس نیاز عصر و زمان.  چون تمام قرون شبیه عربستان قرن هفتم نیست و همه ملتها حامل کیفیت روان شناختی اعراب نیستند. از این رو نیز اسلامی شدن به نوعی خود را بشکل عرب شدن نشان داد. گفتیم که دموکراسی تفکر و مکتب نیست بلکه یک متد است. لیبرال دموکراسی نیز هیچگاه مدعی نشده است که انتخابات صرف است. لیبرال دموکراسی نیز اندیشه ایی لیبرالیستی است و دموکراسی روش  اجرای این اندیشه است.   اما &quot;دموکراسی اسلامی&quot; که در ذهن مسلمانان است نیز تفکر ارزشهای اسلامی است و دموکراسی روش اجرایی (تطبیق) این ارزشهاست. در اینجا اسلام نیز به دلیل بسته بودن در مقابل پلورالیسم و پنداری که از خود بعنوان &quot;حق مطلق&quot; دارد دموکراسی آن نیز در اصل بشکل متد استبداد و دیکتاتوری دینی ظاهر میشود. همانطور که امروز در ایران و بیشتر کشورهای اسلامی انتخابات، مجلس ملی وجود دارد اما آزادی وجود ندارد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;چرا؟ &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;چون آزادی موضوع دموکراسی نیست، بلکه موضوع لیبرالیسم است. دموکراسی آزادی نیست بلکه وسیله آزادی است. ذهنیت اسلام دموکراسی را تنها برای تحقق ارزشهای خود قبول دارد و دموکراسی که باعث توسعه اندیشه های دیگر شود نمیتواند مورد قبول ذهنیت اسلامی قرار گیرد و در تاریخ اسلام نیز چنین چیزی پذیرفته نشده است. در اسلام این تنها مسلمان است که حق دارد و غیر مسلمانان برای اینکه زنده بمانند باید جزیه (پول پرداختی بعنوان مجازات مسلمان نبودن) میپرداختند. تضادهای میان ارزشهای اسلام و لیبرالیسم چیست؟ الگوی انسان کامل در اسلام آماده است. انسانی که بر اساس ارزشهای اسلامی زندگی میکند نهایتا به خدا میرسد و بعد همه چیز تمام است. اما در لیبرالیسم الگوی انسان آماده نیست. بر اساس ارزشهای لیبرال انسان و جوامع در طی زمان خود معمار خود میشوند. اما در اسلام تمام اسرار پیشرفت در بیابانها شنی قرن هفتم عربستان گم شده است. و دلیل دشمنی سیاسیونی که کشورهای اسلامی را اداره میکنند با ارزشهای لیبرال نیز همین است. اسلام انسان را موجودی یکسویه و لیبرالیسم آنرا چند سویه می داند. در اسلام سمت و سوی این راه بسوی خداست. اما لیبرالیسم برای فرد حق ایمان و عدم ایمان به خدا را نیز برسمیت میشناسد. مسلمانان لیبرالیسم بوجود آمده در غرب را اینطور ارزیابی میکنند که اگر غرب نیز مسلمان میبود نیازی به این ارزشها نبود. مسلمانان سرچشمه ظهور ارزشهای لیبرالیسم را ناشی از نقص مسیحیت میدانند. از اینرو علمای اسلام لیبرال  دموکراسی را در تضاد با ماهیت اسلام میدانند. زیرا درک پلورالیسم دینی موجود در لیبرال دموکراسی با تز مسلمانان مبنی بر اینکه &quot;کاملترین دین اسلام است و تمام انسانها باید مسلمان شوند&quot; مخالف است. حتی در قرون اولیه اسلام همانطور که در جنگ با منکران بود امروز نیز در اکثر کشورهای اسلامی کیفر کسانی که رویگردان شوند اعدام است. پس از وفات حضرت محمد (ص) اعراب زیادی اسلام را رد  کردند. در این جنگ با سرکردگی ابوبکر و جنگندگی علی منکرین اسلام ریشه کن شدند. به همین دلیل هم نام این جنگ را &quot;ردّه&quot; گذاشتند. پلورالیسم عصر ما بخش بسیارمهمی از فلسفه لیبرال دموکراسی است. این پلورالیسم تنها پلورالیسم سیاسی نیست بلکه پلورالیسم در دین، اندیشه، و فلسفه نیز هست. مرجع لیبرال دموکراسی بسته به پیشرفت معنوی انسان و نیازهای او تغییر می یابد. اما در دموکراسی اسلامی مرجعی لایتغیر وجود دارد و خروج از آن کفر محسوب میشود. از این رو دموکراسی در اصل برای عقل انسان که دائما در حال تغییر و دگرگونی است متدی ایدآل است. برای مثال در [غرب] یک عالم و فیلسوف سیاسی در صورتی که چیز نویی به عقلش رسید میتواند بدون اینکه به اعدام محکوم شود آنرا منتشر کند اما همین آدم در کشورهای اسلامی ممکن است به مرگ محکوم شود. زیرا اندیشه ادیان خدامحور و اندیشه لیبرالیسم انسان محور است. در اندیشه خدامحور  سیاست نیز تحت فرمان ارزشهای مطلق و غیر قابل تغییر قرار میگیرد. اما در اندیشه انسان محور سیاست نه در خدمت رضایت خدا بلکه در خدمت خوشبختی انسان قرار میگیرد و بعنوان عملی در جهت حفظ امنیت و اعتماد در میان انسانها ظاهر میشود. اگر از منظر شناخت شناسی به این پدیده نگاه کنیم اتکای لیبرال دموکراسی بر تجربه و عقل است، اما اتکای اسلام بر قوانین غیر قابل تغییر شریعت است. لغو حکم اعدام در بعضی از کشورهای اسلامی در نتیجه فشار دولتهای غربی بوده است. یعنی اگر امروز در کشوری اسلامی امکانی برای زندگی انسانی باشد این قطعا ناشی از شرایط تاریخی آن کشور نیست بلکه یا درنتیجه فشار غرب بوده یا در نتیجه در هم شکستن تاریخ سیاه آن توسط انسان ولایی چون آتاتورک میسر شده است. در اصل لیبرال دموکراسی نتیجه روشنگری طولانی است. در این پروسه روشنگری متون دینی بشکلی متفاوت تفسیر و تعبیر شده اند. این روند روشنگری با سکولارازسیون دین تحقق یافته  یعنی دین در حد دنیای درونی خود انسانها به پایین کشیده شده است. در بیشتر کشورهای اسکاندیناوی پرسیدن دین شخص جرم محسوب میشود و میتواند به محکمه کشیده شود. با دور کردن دین از زندگی اجتماعی به پلورالیزم اندیشه میدان داده شده است. زیرا دینی را که در مورد لایتناهی بودن خدا صحبت میکند هر کس بسته به عقل محدود خود درک میکند. اما همین درک محدود به مطلق سازی دست میزند و موجب جنگهای خونین میشود.  همین است که دشمنی اسلامیت با دموکراسی ظبه میدان می آید. زیرا نتیجه &quot;دموکراسی اسلامی&quot; مورد قبول مسلمانان چیزی جز استبداد نیست. همین ذهنیت درک اسلام از اقتصاد را نیز به پیش میکشد. اقتصاد اسلامی فاقد کتاب مرجع میباشد زیرا قرآن کتاب اقتصاد نیست. از نظر اقتصادی فلاکت کشورهای اسلامی که در جا میزنند نیز از همین مسئله نشأت میگیرد. زیرا حیات اقتصادی تنها عبارت از پولدار شدن نیست. اقتصاد علم است و با سایر بخشهای علوم ارتباطی تنگاتنگ دارد. اما دموکراسی اسلامی پس از آن ظهور شد که غرب قدرت یافت و کشورهای اسلامی را تحت کنترل در آورد. تا زمانیکه غرب از نظر فکری، علمی، فلسفی و نظامی قدرت نیافته بود در جهان اسلام از موضوعی بنام &quot;دموکراسی اسلامی&quot; روبرو نمیشویم. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;چرا؟ &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;چون در تاریخ اسلام در هیچ زمانی هیچ ذهنیتی مبنی بر پاسخگویی به دیدگاه اکثریت و مردم وجود نداشته است. پس از وفات حضرت محمد (ص) انتخاب چهار خلیفه اول از سوی مردم نبوده است. چند نفر از مسلمانان پیشرو که از طریق جنگ و کسب غنائم ثروتمند شده بودند خلیفه ها را انتخاب کردند. در انتخاب خلیفه به دیدگاه حتی یک زن نیز رجوع نشد، زیرا در دیدگاه اسلامی زن جنس دوم است و انجام کارها بر اساس دیدگاه زنان خطاست. در حالیکه چنین حوادثی در جبهه اسلام سنی به وقوع میپیوست اندیشه اسلام شیعی طرفدار استبداد و دیکتاتوری قدارانه تری بود. از نظر شیعه نیازی به اهالی نیست و قدرت بعد از پیامبر بی قید و شرط باید در اختیار امامان قرار میگرفت. صرف نظر از اینکه امامان خود اینطور فکر نمیکردند. حتی علی بن ابوطالب در هیچ جایی کلمه امامت را به زبان نیاورده، و تنها از خلافت سخن میگوید. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اما استبداد در درون خود انسانهای اندیشمندی را برای نابودی خود میپرورد. شاهد هستیم که در عصر ما  در جهان اسلام نیز تفسیر الهیات جای خود را به  تفسیر فلسفی میدهد. یکی از اینها که شاید در تاریخ اسلام هیچ آلترناتتیوی هم برای آن موجود نیست عبدالکریم سروش ایرانی است. سروش در انقلاب اسلامی ایران یاور خمینی بود و بعدها از این جریان جدا شده و فلسفه خود را بنیان نهاده است و  بویژه درک ایرانی از اسلام را از ریشه ویران میکند. (برای آشنایی با دیدگاه های سروش میتوانید به این سایت مراجعه کنید:&lt;A href=&quot;http://www.drsoroush.com/&quot;&gt;http://www.drsoroush.com/&lt;/A&gt;   ) از نظر سروش دیگر دوران حاکمیتهای دینی تمام شده است و مفهوم &quot;جهاد&quot; موجود در قرآن کهنه شده است. زیرا صدور فرمان جهاد امری است که تنها پیامبر صلاحیت آنرا دارد. و نیز اینطور حساب میکند که متون زیادی از قرآن دیگر باطل شده و نفوذ خود را از دست داده است. یعنی آیات نازل شده در مکه پس از تاسیس دولت در مدینه منسوخ و باطل شده بود. حتی از نظر سروش آیات مذکور در قرآن و نازل شده در مکه مبنی بر &quot;لا اکراه فی دین&quot; نیز از سوی آیات قتال باطل شده است. سروش در آخرین نوشته های خود فراتر میرود و میگوید قرآن کتاب خدا نیست. از نظر سروش اثر خدا نه قرآن بلکه محمد است. یعنی قرآن اثر محمد و محمد اثر خداست. سروش که طرفدار مذهب معتزله نو است از این نظریه دفاع میکند که قرآن قدیم نیست بلکه مخلوق است. جهان اسلام چنین حساب میکند که قرآن قدیم است، یعنی سخنانی است که خداوند از ازل میخواسته بگوید و این کلام قبل از محمد نزد خدا وجود داشته است، اما سروش با بهره گیری از اندیشه معتزله اینطور حساب میکند که قرآن مخلوق است، یعنی کتابی است که بر اساس نیازهای زمان و مکان نوشته شده است. و بدلیل اینکه قرآن ریشه در زمان و مکان دارد در مسائل زیادی که امروز با آن مواجهیم از جمله برای حل مسائل سیاسی، قرآن نمیتواند کتاب مرجع باشد، زیرا این کتاب بر اساس شرایط آن زمان عربستان بوجود آمده است. در این صورت انسان هر دوره ای بدون قرآن هم میتواند از عقل خود استفاده کند. چرا از عقلی که خود اثر خدا است استفاده نمیکنیم؟ اینجا سروش بر مفاهیمی چون لیبرال دموکراسی و سکولاریسم تاکید میکند و جنبه مدرن حقوق بشر را شرح میدهد. سروش بدلیل همین تلاشهای فکری در سال 2004 جایزه ارسموس را دریافت کرد. پلورالیسم دینی مورد دفاع سروش استبداد دینی در کشورهای اسلامی را از بیخ و بن میکند. از این رو نیز دولت ایران برای جلوگیری از نشر دیدگاههای وی تدابیر لازم را اتخاذ کرده است. این تلاشهای وی در خدمت آشتی دادن اسلام و دموکراسی در سایه ارزشهای لیبرالی است. سروش به سنتهای قبلی تفسیر منتقدانه مینگرد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اگر در باوری جایی برای پلورالیسم و آزادی وجود نداشته باشد نمیتوان آنرا با فشار حقوقی محقق ساخت. باز در نمونه ترکیه شاهد هستیم که فاناتیسم نمیتواند ارزشهای لائیک را در جهان بینی خود جای دهد. در بعضی از کشورهای اسلامی شاهد وجود قانون اساسی مدرن هستیم. اما مناسبات اجتماعی هنوز هم بر اساس ارزشهای قدیمی و دینی جاری است. زیرا از میان برداشتن ارزشهای قدیمی چیزی نیست که از عهده تنها حقوق بر آید، و روشنگری اجتماعی، ادبیات، موسیقی، نقاشی و دیگر  ارزشهای منتج از عقل و حسیات انسانی نیز باید در این راه کمک کنند.  بزرگترین مسئله در راه مدرنیزاسیون کشورهای اسلامی این است که در تاریخ خود فاقد هر گونه عامل معاصر و ترغیب کننده است. تاریخ کشورهای اسلامی روی خون، قداریت و استبداد بنا شده است.  سرنوشت کسانی که با این تاریخ به مبارزه برخواسته اند سه چیز است: 1- فرار از کشور، 2- زندان، 3- اعدام.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در آزربایجان نیز مفهوم &quot;آرمان تورکی-اسلامی&quot; که مرتب میشنویم در اصل در خدمت تجدید حیات استبداد و جهالت قدیمی است. در چنین شرایطی در رابطه با غرب دو وضعیت بوجود می آید: یا غرب را نمی شناسند و در غفلتند و یا اینکه وقتی غرب را شناختند از وطن خود دل میکنند. زیرا از سیاهی و استبداد دینی و غیر دینی موجود در سرزمین خود در هراسند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;23/06/2008&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تاریخ ترجمه ۱۰/۰۹/۸۸&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 02 Dec 2009 04:50:00 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bortecinexaqan&amp;postid=128</comments>
<dc:creator>bortecinexaqan</dc:creator>
<guid>http://bortecinexaqan.blogfa.com/post-128.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
